تبليغاتX
وست ویژن _ اصفهان مسترز تیم
وست ویژن _ اصفهان مسترز تیم
 شمارش معکوس
|+| نوشته شده توسط سما در شنبه بیست و پنجم آبان 1387
 شمارش معکوس
|+| نوشته شده توسط سما در جمعه بیست و چهارم آبان 1387
 شمارش معکوس
|+| نوشته شده توسط سما در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387
 شمارش معکوس
|+| نوشته شده توسط سما در چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387
 شمارش معکوس
|+| نوشته شده توسط سما در سه شنبه بیست و یکم آبان 1387
 شمارش معکوس
|+| نوشته شده توسط سما در دوشنبه بیستم آبان 1387
 شمارش معکوس
|+| نوشته شده توسط سما در یکشنبه نوزدهم آبان 1387
 شمارش معکوس

|+| نوشته شده توسط سما در شنبه هجدهم آبان 1387
 شمارش معکوس

|+| نوشته شده توسط سما در جمعه هفدهم آبان 1387
 مطلب همکار
 

                                           لیدر بازی ممنوع

 

|+| نوشته شده توسط سما در یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387
 عید فطر مبارک

 

 

عید فطر ضیافتی است برای پایان این میهمانی !

عید فطر پاداش  افطارهای خالصانه و بجاست !

عید فطر قبولی انفاقهای به قصد قربت است !

عید فطر پایان نامه دوره ایثار و گذشت است !

امیر المومنین حضرت علی علیه السلام می فرمایند :

ای مردم ! این روز ، روزی است که نیکوکاران در آن پاداش می گیرند و زیانکاران و

 تبهکاران در آن مایوس و نامید می گردند و این روز شباهتی زیاد به روز قیامت دارد

خداوندا !   از تو می طلبم آنچه بندگان شایسته ات از تو خواستند

و به تو پناه می برم از آنچه بندگان خالصت به تو پناه می برند .

 

|+| نوشته شده توسط سما در چهارشنبه دهم مهر 1387
 شب قدر...

 

شب نوزدهم ماه رمضان،اولين شب قدرمصادف باشب ضربت خوردن رادمردعالم حضرت امیرالمومنین علي مرتضی" که  درود عالمیان و افلاکیان بر او باد" در محراب خونین شهادت بر رهروان راستین جبهه حق و عدالت پرستی تسلیت باد.

 

 

|+| نوشته شده توسط سما در شنبه سی ام شهریور 1387
 مطالب همکاران

 

نمایشگاه نتورک مارکتینگ در دبی 

تنبل همیشه هم خواب نیست

 دروغ چرا؟

 

|+| نوشته شده توسط سما در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387
 ويژگي‌هاي اقتصاد موج سومي( قسمت دوم )
 

              ويژگي‌هاي اقتصاد موج سومي( قسمت دوم و پایانی)

 

۶. مقياس

واحدهاي كاري كوچك مي‌شوند. مقياس‌هاي عملياتي به موازات بسياري از محصولات، مينياتوري شده‌است. شمار گسترده‌ي كارگراني كه به كار عضلاني مشابه مشغول بوده‌اند، جاي خود را به تيمهاي كاري كوچك تخصصي داده‌است. بنگاه‌هاي تجاري بزرگ كوچكتر مي‌شوند و شمار بنگاه‌هاي تجاري كوچك چندبرابر مي‌گردد. آي‌بي‌ام با 370هزار كارگر و كارمند، ازجانب سازندگان كوچك سراسر جهان، تا سرحد مرگ لطمه مي‌بيند و براي سرپا نگه‌داشتن خود، بسياري از كاركنانش را اخراج، و خود را به 13 واحد تجاري مختلف -يعني كوچكتر- تجزيه مي‌كند.

درنظام موج سومي، مضاراقتصاديِ (diseconomy) حاصل از پيچيدگي، بر صرفه‌جويي‌هاي حاصل از مقياس مي‌چربد. هرقدر بنگاهي پيچيده تر شود، دست چپش كمتر مي‌تواند از دست راستش باخبر باشد. ريخت و پاش بيشتر مي‌شود. مشكلاتي بروز مي‌كند كه مي‌تواند بر هر مزيتي كه تصور مي‌شود بچربد. ايده‌ي قديمي «بزرگتر الزاماً بهتر است»، هرچه بيشتر منسوخ و منسوخ‌تر مي‌شود.

7.سازماندهي

شركت‌ها درتلاش براي انطباق با دگرگوني‌هاي بسيار سريع، درجهت تغيير ساختار تشكيلات اداري موج دومي خود، با يكديگر به مسابقه برخاسته‌اند. شركت‌هاي عصر صنعت معمولاً نمودارهاي سازماني مشابهي داشتند كه هرمي و يكپارچه و ديوانسالار بود. ولي بازارها و تكنولوژي‌ها و نيازهاي مصرف‌كنندگان امروزي، آنقدر سريع تغيير مي‌كنند و چنان فشارهاي سنگيني را بر سازمان‌ها تحميل مي‌نمايد، كه هم‌شكلي سازماني در شرف اضمحلال است. جستجو براي يافتن شكل‌هاي كاملاً جديد سازماندهي همچنان ادامه دارد. براي مثال، «بازمهندسي كردن» (re-engineering)، واژه‌ي دشوار اخير مديريت، را بايد نام برد كه سعي دارد ساختار بنگاه را حول محور فرآيندها و نه بازارها يا تخصص‌هاي دشوار، از نو طراحي كند.

ساختارهاي بالنسبه استاندارد شده، راه را براي سازمان‌هاي ماتريسي، تيم‌هاي پروژه‌ي ويژه و مراكز سودآوري، و نيز انواع روزافزوني ازائتلاف‌هاي استراتژيك و سرمايه‌گزاري‌هاي مشترك و كنسرسيوم‌ها هموار مي‌سازد؛ كه بسياري از اين‌ها از مرزهاي ملي فراتر مي‌روند. و چون بازارها همواره در تغييرند، اهميت استقرار كمتر از انعطاف‌پذيري و قابليت مانور است.

8.انسجام سيستم‌ها

پيچيدگي روزافزون اقتصاد، انسجام پيشرفته‌تر و مديريت عالمانه‌تري را طلب مي‌كند. شركت موادغذايي نابيسكو روزانه براي صدهاهزار محصول مختلفي كه از 49 كارخانه و 13 مركز توزيع حمل مي‌شود، بايد پانصد سفارش را انجام دهد و درهمان حال 30هزار معامله با مشتريان براي افزايش فروش را درنظر بگيرد؛ كه همه‌ي اين‌ها چندان هم غيرعادي نيست.

اداره‌ي چنين روند پيچيده‌اي مستلزم شكل‌هاي تازه‌ي رهبري و انسجام سراسري فوق‌العاده بالايي‌ست كه آن نيز به نوبه‌ي خود مستلزم حجم‌هاي هرچه عظيم‌تري از اطلاعات است كه بايد در سرتاسر سازمان جريان داشته باشد.

9.زيرساخت

براي آنكه همه چيز منسجم و يكپارچه باشد، يعني براي رديابي همه‌ي محصولات و قطعات، همزمان‌سازي تحويل‌ها، مطلع نگه‌داشتن مهندسان و بازاريابان از برنامه‌هاي يكديگر، آگاه كردن افراد بخش‌هاي تحقيق و توسعه از نيازهاي ساخت، و مهم‌تر از همه ارائه‌ي تصويري منسجم از ماوقع به مديريت، ميلياردها دلار صرف شبكه‌هاي الكترونيكي شده‌است كه كامپيوترها ‌و پايگاه‌هاي داده و ديگر تكنولوژي‌هاي اطلاعاتي را به هم متصل مي‌كند.

اين ساختار وسيع اطلاعات الكترونيكي غالباً ماهواره‌اي است و تمامي شركت‌ها را به هم پيوند مي‌دهد و بسياري از آنها را به كامپيوترها و شبكه‌هاي فروشندگان و مشتريان نيز وصل مي‌كند. شبكه‌هاي ديگري هم هستند كه شبكه‌ها را به هم متصل مي‌كنند. ژاپن 250ميليارد دلار براي توسعه‌ي شبكه‌هاي بهتر و سريعتر طي 25سال آينده، تخصيص داده‌است. كاخ سفيد اكنون مشغول ترويج برنامه‌ي جنجالي خود براي يك «ابربزرگراه اطلاعاتي» است. درباره اين برنامه يا استعاره هر نظري داشته باشيم، يك چيز روشن است و آن اينكه : اينگونه گذرگاه‌هاي الكترونيكي، زيرساخت اصلي اقتصاد موج سومي را تشكيل مي‌دهند.

10. شتاب

همه‌ي اين تحولات، آهنگ عمليات و دادوستدها را هرچه پرشتابتر مي‌كند. صرفه‌جويي‌هاي حاصل از سرعت، جاي صرفه‌جويي‌هاي حاصل از مقياس را مي‌گيرد. رقابت آنقدر شديد و سرعت‌هاي موردنظر آنقدر بالاست كه ضرب‌المثل قديمي «وقت طلاست»، بيش از پيش در اين اصل امروزين تجلي يافته : «هرمقطع زماني بيش از مقطع زماني قبلي ارزش دارد».

ارزش زمان كه درتحويل «درستْ به موقع» (just in time) و فشار براي كاهش «تصميم‌هاي جاري» (decisions in process) بازتاب يافته‌است، به عاملي حياتي تبديل مي‌شود. مهندسي كُند و زنجيره‌اي و گام‌به‌گام، جاي خود را به «مهندسي همزمان» (simultaneous engineering) مي‌دهد و شركت‌ها به «رقابت مبتني بر زمان» برمي‌خيزند. دو‌ وِ‌ين پيترسون يكي از مديران ارشد مؤسسه‌ي مِريل لينچ ، براي توصيف فوريت جديد مي‌گويد : «پول با سرعت نور حركت مي‌كند؛ اطلاعات بايد ازآن هم سريعتر باشد». بدين ترتيب است كه شتاب، كسب و كار موج سومي را هرچه بيشتر به سمت «زمان واقعي» سوق مي‌دهد.

                                            ***********

درمجموع اين ده ويژگي اقتصاد موج سومي، دركنار چيزهايي ديگر، منجر به تحولي عظيم در شيوه‌ي توليد ثروت مي‌شود. تغيير مسير ايالات متحد و ژاپن و اروپا به اين نظام نوين، هرچند هنوز كامل نيست، ولي نشان‌دهنده‌ي مهم‌ترين تحولي است كه از زمان گسترش كارخانه‌هاي حاصل از انقلاب صنعتي تا به امروز، در اقتصاد جهاني روي داده است.

اين دگرگوني تاريخي كه در اوايل تا اواسط دهه‌ي 1970 سرعت گرفت، تا دهه‌ي 1990 بالنسبه خوب پيشرفت كرده‌بود. ولي متأسفانه بخش اعظم تفكر اقتصادي آمريكا نتوانست خود را به آن برساند.

|+| نوشته شده توسط سما در چهارشنبه بیستم شهریور 1387  |
 ويژگي‌هاي اقتصاد موج سومي( قسمت اول )

 

                         ويژگي‌هاي اقتصاد موج سومي( قسمت اول )

در سال 1956، نيكيتا خروشچف مرد شماره يك اتحاد جماهير شوروي، رجز معروف خود را بر زبان آورد و گفت : «ما شما را دفن خواهيم كرد». وي مي‌خواست بگويد در سال‌هاي آينده، كمونيسم ازنظر اقتصادي، سرمايه‌داري را پشت سر خواهد گذاشت. اين رجزخواني، تهديد غلبه نظامي را نيز دربرداشت و در سرتاسر جهان بازتاب يافت.

ولي در آن زمان حتي در ذهن عده اي انگشت شمار نيز نمي‌گنجيد كه انقلابي در نظام توليد ثروت در غرب بتواند موازنه نظامي جهان - و خود جنگ -  را دگرگون سازد.

آنچه خروشچف (و بيشتر آمريكاييان) نمي‌دانستند، اين بود كه سال 1956 نخستين سالي نيز بود كه در آمريكا شمار كارمندان و كاركنان شاغل در بخش خدمات از شمار كارگران كارخانه‌اي فراتر رفت. اين نخستين نشانه اِمحاء اقتصاد دودكشي موج دومي، و ظهور اقتصاد جديد موج سومي بود.

براي درك تحولات خارق العاده‌اي كه از آن پس رخ داده است، و براي پيش بيني تحولات به مراتب شگفت انگيزتري كه در پيش داريم، لازم است ويژگي‌هاي مهم اقتصاد نوين موج سومي را ازنظر بگذرانيم. آنچه ذيلاً مي آيد نه تنها رموز سوددهي و رقابت جهاني را نشان مي دهد، بلكه كليدي است براي ورود به اقتصاد سياسي قرن بيست و يكم.

 

1. عوامل توليد

زمين و نيروي كار و موادخام و سرمايه، «عوامل اصلي توليد» در اقتصاد موج دومي گذشته بودند و حال آنكه اكنون منابع اساسي اقتصاد موج سومي، دانايي است كه در اينجا به معني وسيع خود شامل داده ها و اطلاعات، تصاو‌ير ذهني و نمادها، و فرهنگ و ايدئولوژي و ارزش‌هاست.

داشتن داده ها و اطلاعات يا دانايي مناسب، كاهش تمام نهاده‌هايي را كه در توليد ثروت به كار مي‌روند، ممكن مي‌سازد. اما مفهوم دانايي به عنوان «جانشين نهايي»، هنوز براي خيلي‌ها قابل هضم نيست. غالب اقتصاددانان و حسابداران هنوز با اين ايده مشكل دارند؛ زيرا كميت بخشيدن به دانايي كار ساده اي نيست. آنچه اقتصاد موج سومي را واقعاً انقلابي مي سازد، اين واقعيت است كه زمين و نيروي كار و موادخام و شايد حتي سرمايه را مي‌توان منابعي محدود تلقي كرد؛ ولي دانايي ازهمه لحاظ پايان ناپذير است. برخلاف كوره‌ي ذوب يا خط توليد، دو شركت در آن واحد مي‌توانند از دانايي استفاده كنند و آن را براي توليد دانايي بيشتر به كار گيرند.

 

2. ارزشهاي ناملموس

ارزش شركت موج دومي را مي‌توان براساس دارايي‌هاي ملموسي چون ساختمان و ماشين آلات و سهام و موجودي انبار سنجيد. و حال آنكه ارزش بنگاه‌هاي موفق موج سومي، بيش از پيش در توانايي آنها در كسب و ايجاد و توزيع و به‌كارگيري دانايي، خواه به صورت استراتژيك و خواه به صورت عملياتي نهفته است.

ارزش واقعي شركت‌هايي چون كامپك يا كداك، هيتاچي يا زيمنس، بيشتر به ايده‌ها و بصيرت‌ها و اطلاعاتي است كه در مغز كاركنان آن‌ها جاي دارد؛ ونيز متكي به بانك‌هاي اطلاعاتي و حق امتياز اختراعاتي است كه اين شركت‌ها دراختيار دارند، نه به تعداد كاميون‌ها و خطوط توليد و ديگر دارايي‌هاي ظاهريشان. بدين ترتيب خود سرمايه نيز بيش از پيش بر عوامل ناملموس مبتني شده است.

 

3. انبوه زدايي

درهمان حال كه بنگاه‌ها سيستم‌هاي «اطلاعات بر» و اغلب «روباتي» توليد را نصب مي‌كنند كه قادر به ساخت انواع بي پاياني از محصولات ارزان و حتي سفارشي است، توليدانبوه كه خصلت شاخص اقتصاد موج دومي بود، منسوخ و منسوخ‌تر مي‌شود. و درواقع نتيجه‌ي انقلابي اين تحول، انبوه‌زدايي توليدانبوه است.

چرخش به سمت تكنولوژي‌هاي انعطاف‌پذيرِ هوشمند، تنوع و گوناگوني را اشاعه مي دهد و دامنه‌ي انتخاب مصرف كننده را تا آنجا مي‌گستراند كه فروشگاه وال-مارت (Wal-Mart) مي‌تواند 110هزار قلم محصول درانواع و اندازه‌ها و رنگ‌هاي مختلف جهت انتخاب ارائه دهد.

وال-مارت درمقياس انبوه تجارت ميكند. ولي بازار انبوه نيز خود هرچه بيشتر و بيشتر به بازارهاي مناسب و متعادل تجزيه مي شود و درآن حال نيازهاي مشتريان تنوع مي‌يابد و دسترسي به اطلاعات بهتر به مؤسسات تجاري اين امكان را مي‌دهد كه بازارهاي خود را شناسايي كنند و درخدمت تأمين نيازهاي خرده بازارها (micro-markets) قرار گيرند. مغازه‌هاي اجناس تخصصي، بوتيك‌ها، فروشگاه‌هاي بزرگ، سيستم‌هاي ماهواره‌اي خريد از خانه، خريد كامپيوتري، خريد پستي مستقيم و ديگر سيستم‌ها، مجاري روزافزوني را ارائه مي‌دهد كه از طريق آن‌ها توزيع‌‌كنندگان مي‌توانند اجناس خود را در بازاري هرچه انبوه زدايي شده‌تر به مشتريانشان عرضه كنند. در اواخر دهه 1960 كه كتاب شوك آينده را مي‌نوشتيم، بازاريابان دورانديش به بحث و گفتگو درباره ي «بخش بندي بازار» پرداخته بودند. امروز آنان به جاي توجه به «بخش‌ها»، توجه خود را بر «ذرات» متمركز كرده اند؛ يعني واحدهاي خانوادگي و افراد.

درهمين حال تبليغات، بخش هاي هرچه كوچكتري از بازار را هدف مي گيرد و به اين بخش‌ها از طريق رسانه‌هايي دسترسي مي يابد كه هرچه بيشتر انبوه زدايي شده اند. بحران شبكه‌هاي تلويزيوني CBS و NBC و ABC –كه روزگاري شبكه‌هاي عظيمي محسوب مي شدند– زماني روي مي‌دهد كه شركت مخابرات دِنـور(Tele-Communications Inc. of Denver) آغاز فعاليت شبكه فيبر نوري را اعلام مي‌كند كه مي‌تواند 500 كانال تلويزيوني دوسويه (interactive) دراختيار بينندگان خود بگذارد. اين بحران بر تجزيه شگفت انگيز مخاطبان انبوه، خط تأكيد مي‌گذارد. درچنين سيستم‌هايي فروشندگان مي‌توانند خريداران را با دقت بيشتري هدف قرار دهند. انبوه زدايي همزمان توليد و توزيع و ارتباطات ، اقتصاد را نيز دچار انقلاب مي كند و آن را از همگوني، به سمت ناهمگونيِ بي‌اندازه سوق مي‌دهد.

 

4. كار

ماهيت كار نيز دگرگون شده‌است. «موج دوم» را كار كم‌تخصص و دراصل تعويض‌پذير عضلاني پيش مي‌برد. آموزش و پرورش انبوه به سبك كارخانه‌اي كارگران را براي كار يكنواخت و تكراري آماده مي‌ساخت. به عكس، «موج سوم» با افزايش شديد نياز به مهارت، كار هرچه تعويض‌ناپذيرتر را به همراه مي‌آورد.

نيروي عضلاني اساساً قابل جايگزيني‌ست. بدين ترتيب كه اگر كارگري كم‌مهارت استعفا كند يا اخراج شود، به سرعت مي‌توان با هزينه‌اي اندك، فرد ديگري را به جاي او گماشت. به عكس، با بالا رفتن سطح مهارت‌هاي مورد نياز اقتصاد موج سومي، يافتن شخصي مناسب كه مهارت‌هاي موردنياز را داشته باشد، دشوارتر و گرانتر مي‌شود.

سرايداري كه از يك سازمان بزرگ دفاعي اخراج مي‌شود، هرچند ممكن است با بسياري از كارگران عضلاني بيكار مجبور به رقابت شود، ولي مي‌تواند در يك مدرسه يا شركت بيمه سرايداري كند. اما مهندس الكترونيكي كه سالها وقت خود را صرف ساخت ماهواره كرده است، الزاماً فاقد مهارت‌هاي موردنياز بنگاهي‌ست كه كارش مهندسي محيط زيست است. متخصص بيماري‌هاي زنان هم از عهده‌ي جراحي مغز برنمي‌آيد. افزايش تخصص و تغييرات سريع در مهارت‌هاي مورد نياز، از تعويض پذيري كار مي‌كاهد.

با پيشرفت امور اقتصادي، تحول ديگري در نسبت كار «مستقيم» به كار «غير مستقيم» به چشم مي‌خورد. در اصطلاح سنتي كارگران مستقيم يا «مولد» كساني هستند كه در داخل كارخانه واقعاً به ساختن محصول مشغولند و ارزش افزوده توليد مي‌كنند. درحالي‌كه ديگران «غيرمولد» توصيف مي‌شوند زيرا فقط نقشي «غيرمستقيم» دارند.

امروزه، با كاهش نسبت كارگران توليد كارخانه‌اي، به كارمندان و كاركنان فني و حرفه‌اي، حتي درداخل كارخانه، اين تمايزات رنگ مي‌بازد. ارزشي كه نيروي كار غيرمستقيم توليد مي‌كند، اگر بيشتر از نيروي كار مستقيم نباشد، از آن كمتر نيست.

 

5.نوآوري

با كمر راست كردن اقتصاد ژاپن و اروپا از عوارض جنگ جهاني دوم، بنگاه هاي آمريكايي با رگبار رقابتهاي شديد مواجه هستند. رقابت نيازمند نوآوري مستمر است؛ يعني ايده‌هايي تازه براي محصولات و تكنولوژي‌ها و فرآيندها و بازاريابي و امور مالي. هرماه حدود هزار محصول جديد وارد سوپرماركت‌هاي اروپا مي‌شود. هنوز مدل 386 كامپيوتر به طور كامل جايگزين مدل 486 آن نشده، ولي تراشه 586 در راه است. بدين ترتيب بنگاه‌هاي زيرك، كاركنان خود را تشويق مي‌كنند تا ابتكار عمل را به دست داشته باشند و ايده‌هاي تازه ارائه دهند و حتي درصورت لزوم، «مقررات را نقض كنند».

 

ادامه دارد....

 

|+| نوشته شده توسط سما در جمعه پانزدهم شهریور 1387  |
 تاریخچه کوتاهی از فارکس
 

                                                   تاریخچه فارکس

 

نخستین خشت تجارت با انجام اولین معاملات پایاپای بر زمین خاکی نهاده شد .با گذشت زمان مشکلات موجود ازجمله حمل ونقل کالا موجب شد که این روش به معاوضه کالا با اشیاء قیمتی نظیر طلا و نقره تبدیل شود و این پایه ای شد برای ضرب سکه . روند تبادلات تا به جایی پیش رفت که در قرون وسطی منجر به چاپ اسکناس شد . اما مشکل موجود در این زمینه ، انتخاب پشتوانه مناسب برای چاپ اسکناس بود . اساس کار بر این بود که به ازای میزان طلایی که هر کشور داشت ، می توانست اسکناس چاپ کند و هر شخص می توانست در ازای اسکناس از بانک طلا دریافت کند . اگر در یک زمان مراجعه کنند گان زیادی تقاضای تبدیل اسکناس به طلا می کردند ، خزانه تخلیه شده و میزان تورم افزایش می یافت .

بزرگترین مشکلات سیستم ( طلا پشتوانه پول ) همین عدم کنترل پول بود . استاندارد تبادلات ارزی در این زمان توسط نماینده ارشد سیستم اقتصاد بین المللی تعیین می شد و بدین طریق ، ارزهای مختلف ارزش گذاری می شدند . به عبارتی نرخ طلا ، موجب افزایش یا کاهش نرخ ارزهای مختلف می شد . به دلیل مشکلات فراوان این سیستم ، در جولای 1944 ، کشورهای متحد شامل آمریکا ، بریتانیای کبیر و فرانسه طی کنفرانسی که در برتون وودز بر پا شد ، پیمانی به تصویب رساندند . در این پیمان که با نام برتون وودز معروف شد ، یک ارز مشترک که دلار بود انتخاب و ارزهای دیگر برحسب دلار ارزشگذاری شدند . برای مشخص کردن ارزش دلار از طلا استفاده می شد ، بدین صورت که ارزش هر اونس طلا 35 دلار تعیین شد .

این پیمان باعث تک قطبی شدن اقتصاد جهانی شد . در این پیمان کشورهای عضو پذیرفتند که محدوده تغییر ارزش ارزهای خود را در صد مشخصی ( کمتر از 10% ) در نظر بگیرند و تغییرات بیشتر از محدوده را مهار کنند . این سیستم تا سال 1967 استفاده می شد تا اینکه در این سال شخصی به نام پروفسور ( میلتون فریدمن ) به بانک شیکاگو مراجعه کرد و زمانیکه ارزش پوند کم شده بود در خواست وام پوند کرد . به عبارتی وی در نظر داشت که از افزایش نرخ پوند استفاده کرده و سود ببرد ( یک موقعیت BUY ) ، اما بانک با اعطا ی وام مخالفت کرد و پیمان برتون وودز نقض شد . گسترش بازار جهانی و تبادلات ارزی باعث شد که رفته رفته پیمان برتون وودز اعتبار خود را از دست بدهد و درسال 1979 کمیته اقتصادی اروپا سیستم جدیدی با نام سیستم مالی اروپا که باعث ثبات ارزهای اروپایی می شد ، ارائه کرد .

این پیمان درسال 1990 با تلاش تعدادی از کشورهای اروپایی در جهت ارزش گذاری ارزهای خود به طور کلی نقض شد و به دنبال این روند کشورهای اروپایی در سال 1991 در ما ستریخ نشستی برگزار کردند که طی آن یک ارز انتخاب شد . طبق پیمان ماستریخ یورو به عنوان ارز مشترک کشورهای عضو اتحادیه اروپا تعیین شد . بدین شکل تک قطبی بودن دلار به نوعی حذف شد . در سال 2002 یورو رسما وارد تجارت جهانی شد و معاملات جهانی بر حسب یورو به دلار انجام گرفت . در حال حاضر ، دلار و یورو در کنار ارزهای قدرتمند دیگر همچون پوند ، فرانک ، ین و ... بازار تبادلاتی را شکل داده اند که باعث معاملات روزانه به ارزش 6/1 تا نزدیک به 2 تریلیون دلار شده است . این بازار ،همان بازار فارکس است .

 

|+| نوشته شده توسط سما در دوشنبه چهارم شهریور 1387  |
 درد ودلی دوستانه

 

            درد و دلی دوستانه با مدیر عامل فهیم شرکت وست ویژن

                        طلایه دار نتورک مارکتینگ در ایران

 

درست است که ، بیرون ازدنیای بازاریابی شبکه ای شرکت های بدی با طرح های ناب هرمی وجود دارند. بالاترازهرچیزی MLM آخرین امید برای یک انسان معمولی برای یادگیری چگونه درآمد کسب کردن و انجام کسب وکار درایران است . بیش از ۵۰ میلیون نفرازمردم دنیا به صورت پاره وقت وتمام وقت ازبازاریابی شبکه ای درآمد دارند. بیشتراز 10 میلیون نفرازاونها تنها درآمریکا هستند . افرادی که ازMLM متنفرند همیشه اونهائی رو که به صورت پاره وقت رو به این کارمی آوردند رو تکذیب می کنند چون دوست دارند این افراد رو همواره دردود و دم و سرو صدای کارخانه ها یا پشت میزهای کسل کنندۀ اداره جات ببینند . MLM آخرین شانس لیسانسۀ بیکاری است که صدهزار تومان درآمد اضافی در ماه برای او برابر است با یک دنیا . این تنها صنعت بازاریابی شبکه ای نیست که این درآمد را به همراه دارد . این طبیعت و سرشت انسان است که به افراد موفق با درآمد خوب در هر صنعت و حرفه ای نگاهی بیندازد . بازاریابی شبکه ای به سرمایۀ زیادی برای شروع نیاز ندارد در حالی که شروع کسب و کارهای دیگربه یک سرمایۀ کلان نیاز دارند. بازاریابی شبکه ای نیازی به مدرک دانشگاهی یا دورۀ آموزشی ندارد چرا که هر کسی موظف است تا به افراد دیگرآموزش دهد و نیازی به خرج پول برای دوره های آموزشی نیست.

آیا ما مخالف تصحیح و سازماندهی بیشتر دولت روی بازاریابی شبکه ای هستیم؟ نه! هرچند دولت کمک زیادی در این رابطه نکرده و خودش هم این رو می دونه ، رسانه ها به جای پرداختن به خوبی های بازاریابی شبکه ای همواره آن را در اذهان مردم بد جلوه دادند .چرا ؟! پاسخش کاملاً واضح است .اونها هرگز نمی خواهند پولی رو که از تبلیغات محصولات شرکت ها می گیرند از دست بدهند . روزنامه ها و تلویزیون در اندیشۀ سود حاصله از این تبلیغات هستند و بازاریابی شبکه ای و تبلیغات کلامی جلوی این سود را می گیرد . و به خاطر همین هیچ کس دولت رو ملزم به ایجاد اصلاحات در این زمینه نمی کنه . چه کسی سود خواهد کرد و چه کسی ضرر می کند ؟  ما ، دولت ، رسانه ها و یا شرکت ها ؟ شاید همگی ما !  

بازاریابی شبکه ای  آغازی بر تجارت الکترونیک در کشور است . بازاریابی شبکه ای نشان  داد که چگونه محصولات داخلی را می توان به خارج از مرزهای ایران صادر کرد . این کار توسط افرادی صورت خواهد گرفت که هم اکنون اندیشۀ موفقیت را در سر می پرورانند . این کار توسط افرادی به ثمر می رسد که هم اکنون توسط عده ای بی خبر از همه جا تکذیب می شوند . شرکتی ایرانی وارد کار شد و به فروش محصولات ایرانی به دنیای خارج اندیشید . او نمایندگی های خود را در خارج دایر کرد و توسط توزیع کنندگان جوان محصولات داخلی را به فروش رساند. بازاریابی شبکه ای به کمک ارتقای صنایع دیگر خواهد آمد همانطور که در ایالات متحده باعث ارتقای صنعت غذا و دارو و مکمل های غذائی سلامت زای این کشور شد .

چرا در ایران نه؟

حال که با توجه به وضع وخیم اقتصادی که بر اثر تحریم های بین المللی بر کشور عزیزمان ایران وارد شده و با توجه به کلاه برداری های شدیدی که توسط شرکت های خارجی بر مردم ایران وارد شد روز به روز قدر شرکت سالمی مثل وست ویژن در اذهان فعالین در این حرفه دانسته می شود. 

 

|+| نوشته شده توسط سما در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387  |
 سخن روز
 
 
گذشت زمان آدمي را پير نميسازد ,بلكه ترك آرمانها و كمال مطلوبهاست كه ما را فرتوت و افتاده ميكند
                                     
                                     ژنرال دوگلاس مك آرتور
 
|+| نوشته شده توسط سما در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387
 لينك مطلب همكاران
 

                               در ویژن وست ویژن، رفتن نیست

 

|+| نوشته شده توسط سما در شنبه پنجم مرداد 1387
 حضور وست ویژن در الکامپ افتخاری دیگر
 

                           حضور وست ویژن در الکامپ، افتخاری دیگر

 

همانطور که می دانید در آبان ماه سال گذشته نمایشگاهی با عنوان "الکامپ ۱۳ "در محل دائمی نمایشگاه بین‌المللی تهران برگزار شد که وست ویژن هم یکی از شرکت های حاضر در آن بود.

تاريخچه برگزاري نمايشگاه‌هاي كامپيوتر و تجهيزات آن در كشور ما به سال 69 برمي‌گردد درست زمانی كه به فاصله هر دوسال يكبار نمايشگاه كامپيوتر برگزار مي‌شد، بعد از آن در سال 74 نمايشگاه بين‌المللی الكترونيك، كامپيوتر و تجارت الكترونيكی تحت نام الكامپ قدم به عرصه نمايشگاه‌های كشور گذاشت.

سيزدهمين نمايشگاه الكترونيك، كامپيوتر و تجارت الكترونيك (الكامپ) و هشتمين نمايشگاه بين‌المللي صنايع مخابرات، ارتباطات و تكنولوژي اطلاع‌رساني(تله‌كام) از ششم تا نهم آبان ۱۳۸۶ برگزار شد.

طبق اظهارات برخي بازديدكنندگان محصولات نرم‌افزاري و سخت‌افزاري جديدي در نمايشگاه الكامپ ارايه شده بود كه از آن جمله مي‌توان به اولين نرم‌افزار ERP تحت شبكه و وب، نرم‌افزار حسابداري صنعتي، اولین سیم کارت بین المللی، و كوچك‌ترين پنل رايانه‌يي جهان اشاره كرد.

اما تعداد شركت‌هاي حضور يافته در الكامپ 2007 ، 457 شركت شامل 399 شركت داخلي و 58 شركت خارجي اعلام شد و به گفته‌ي سيدحميد قوام شهيدي - رئيس هيات مديره و مدير عامل شركت سهامي نمايشگاه‌ها - تعداد شركت‌هاي خارجي و حاضر در اين نمايشگاه در مقايسه با دوره‌هاي قبلي بي‌سابقه بوده و اين نشان دهنده‌ي افزايش اعتبار بين‌المللي اين نمايشگاه است.

هشتمين نمايشگاه بين‌المللي صنايع مخابرات، ارتباطات و تكنولوژي اطلاع رساني، (ايران تلكام 2007) نيز همزمان با اين نمايشگاه و با حضور 122 شركت داخلي و 40 شركت خارجي از 17 كشور خارجي برگزار شد.

وست ویژن نیز به عنوان یک شرکت فعال در زمینه تجارت الکترونیک حضوری قدرتمندانه در این نمایشگاه داشت به طوری با ارائه محصولات خود از قبیل "کارت های اعتباری ویزا و مستر، تلفن اینترنتی، سیم کارت و ....تعجب و تحسین بسیاری از بازدیدکنندگان و حتی شرکت های حاضر در محل را بر انگیخت چرا که تمامی این افتخارات متعلق به یک شرکت ایرانی و بومی بود.

ولی نکته جالب این بود که هیچکدام از ما نمی دانستیم که قرار است شرکت در این نمایشگاه حضور داشته باشد.آیا تا بحال این نکته را از خود پرسیده اید؟

جواب آن ساده است و آن این است که شرکت جایگاه خود را در تجارت الکترونیک ایران بدست آورده است.و این جز به دست توانای دکتر بابایی میسر نمی شد .

حالا هرچه قدر می خواهند بر ضد وست ویژن و مدیریت آن مطلب بنویسند وبگویند.به قول یکی از دوستان که می گفت :هر زمان کسی یا کسانی خواستند تو را تخریب کنند ، بدان که راهت درست است و آن ها ظرفیت دیدن موفقیت تو را ندارند.

حضور وست ویژن فواید دیگری نیز داشت و از آن جمله می توان به معرفی محصولات تکنولوژیک به بازار ایران اشاره کرد.تا قبل از این کسی نمی دانست شرکتی ایرانی و با مدیریتی ایرانی قادر به تولید چنین محصولاتی است و با معرفی آنها می رود که شرکت جایگاه خود را در بازار ایران تثبیت کند.

از جمله این محصولات استراتژیک کارت های اعتباری است.همانطور که می دانید کشور ما در تحریم بین المللی قرار دارد و شرکت هایی نظیر ویزا و مستر که صاحب امتیاز و صادر کننده کارت های اعتباری برای اشخاص حقیقی و حقوقی در سراسر دنیا می باشد نیز کشور ما را تحریم کرده و عملا برای افراد ساکن در ایران کارت صادر نمی کند.شرکت وست ویژن به عنوان اولین شرکت خصوصی در خاور میانه به شاهراه الکترونیکی پول متصل و قادر به صدور کارت از قبیل ویزا و مستر برای مشتریان خود از جمله در ایران است و یکی از موارد مورد شگفتی برای بازدیدکنندگان نمایشگاه همین نکته بود.

از آن جایی که الکامپ یک نمایشگاه بین المللی است حضور شرکت وست ویژن در آن مشتی محکم بر دهان کسانی است که دستاورد های شرکت در زمینه تجارت الکترونیک را مورد تمسخر قرار می دادند و همچنین کسانی که حیات اقتصادی شرکت را رو به پایان می دیدند .چرا که بر خلاف نظر آنها شرکت با استفاده وفروش این محصولات می رود که بازار آی تی ایران را دگرگون کند.

 

|+| نوشته شده توسط سما در پنجشنبه بیستم تیر 1387  |
 و ما همچنان مصمم و قوی پشتیبان وست ویژن خواهیم بود
 

       و ما همچنان مصمم و قوی پشتیبان وست ویژن خواهیم بود

 

دکتر بابایی:به زودی کالایی منحصر به فرد و با بازاری گسترده به وسعت ۵ قاره به محصولات قابل فروش شرکت اضافه خواهد شد.

آیا این گفته مدیر عامل را یادتان می آید؟ این جمله شما را به چه زمانی باز می گرداند؟

بله درست حدس زدید!

سال بحران های وست ویژن و سال اثبات حقانیت شرکت در مواجهه با خطراتی که آرمان های شرکت را تهدید می کرد.همایشی که با برگزاری آن دشمنان قسم خورده آقای بابایی دست به دهان ماندند و شگفت زده شدند.

در آن روزهایی که کمتر کسی فکر می کرد  شرکت بتواند از بحران به وجود آمده سالم بیرون بیاید دکتر بابایی نوید روزهای خوشی را برای بازاریابان داد.اما حتی در همان روز در بین حضاری که در آن جا حضور داشتند باور این حرف برایشان کمی مشکل بود و آن را دروغ بزرگ می نامیدند.ولی کسانی که ذره ای مدیر عامل با شهامت شرکت را می شناختند به قول او اطمینان داشتند.

این حرف ها و سخن ها ادامه داشت تا روزی که از طرف شرکت اعلام شد "همایشی برای معرفی سیم کارت بین المللی وست ویژن برگزار خواهد شد".هیجان و نوعی خوشحالی عجیبی در بین بازاریابان شرکت موج می زد که همه آن در روز برگزاری همایش در محل برگزاری به نمایش گذاشته شد.

یادتان می آید همه با خود می گفتیم :از حالا به بعد مرد و مردونه می چسبیم به کار و با افتخار می گوییم ما وست ویژنی هستیم.

ولی افسوس که این همه هیجان به قول معروف سرابی بیش نبود.درست در همان تیرماه همزمان با بسته شدن سایت برای انجام بعضی تغییرات عده زیادی هم برای همیشه بسته شدند...

همان کسانی که در روز برگزاری همایش خود را سرباز وست می نامیدند تبدیل به دشمنان وست ویژن شدند.و دکتر بابایی خوب می دانست که عده بیشتری هستند که باید شرکت را رها کنند.ولی در این بین کسانی بودند که واقعا به آرمان های شرکت ایمان داشتند.و همه ما خوب می دانیم که آقای بابایی برای رسیدن به هدف خود که همان شرکتی عاری از افراد سود جو و منفعت طلب است تلاش می کندو من ایمان دارم که ایشان به هدفشان خواهند رسید.

در این روز ها می شنویم که افراد به اصطلاح مورد اعتماد و لیدرهای قدیمی از شرکت می روند و به قول خودشان بعد از چند ماه بیکاری به شرکت دیگر می پیوندند .ولی صد افسوس به حال آن شرکتی که این افراد بی تعهد جذب آن شدند.کسی که به شرکتی که در آن به نان و نوایی رسیده خیانت می کند چگونه می تواند به شرکت جدید خیانت نکند؟

ولی همه این اتفاقات می تواند باعث خیر شود و شرکت را روز به روز به آرمان خود نزدیک تر کند.

  

        و ما همچنان مصمم و قوی پشتیبان وست ویژن خواهیم بود

 

|+| نوشته شده توسط سما در چهارشنبه دوازدهم تیر 1387  |
 مطالب همکاران
 

                               هزینه کردن و هزینه شدن

 

|+| نوشته شده توسط سما در یکشنبه نهم تیر 1387
  سکوتی زرد به دنبال برگریزانی خاموش
                                   

                             سکوتی زرد به دنبال برگریزانی خاموش

 

به دنبال سیاست جدید مدیر عامل توانای شرکت مبنی بر جدا شدن افراد نا کار آمد و غیر فعال از بدنه شرکت یا همان طرح موسوم به برگریزان. که بسیاری از کسانی که سنگ وست ویژن را طوری به سینه می زدند که به قول خودشان می خواستند تا آخر عمر ( ویژن ۲۵ ساله) در شرکت بمانند و از وست ویژن در آمد زایی کنند را مثل برگی زرد به زمین کوباند.کسانی که غرور آنقدر سر تا پایشان را فرا گرفته بود که دیگر خودشان را در جایگاه پیشکسوتی می دیدند و به خیال خامشان دیگر نیازی به کسی نداشتند و حتی کار های مدیر عامل فهیم شرکت را هم قبول نداشتند و آن را نوعی بی تدبیری می پنداشتند.اما زهی خیال باطل!

آن ها این روز را نمی دیدند که مثل برگی خشک ازاین درخت با شکوه جدا شوند و بادهای روزگار آنها را به دامان به ظاهر درختان جدیدی (شرکت های هایپ) که حتی ذره ای از عظمت وست ویژن را نداشتند بیندازند.

آری کسانی که می خواستند به قول خودشان (جهشی) از موج سوم(نتورک) به موج چهارم(اینوست) بپرند آنچنان موج جدید کوبنده بر سرشان فرود آمد که دیگر روی برگشتن به عقب را ندارند و خود مانده اند و دیگر هیچ...

ولی من روی سخنم با کسانی است که تا همین چند ماه پیش خود را در خط مقدم دفاع از ارزشهای شرکت می دیدند ولی حالا که طبق خبر های رسیده شرکت به دنبال تغییر و تحولی عظیم است و نیاز آن است که مثل قبل سر زنده و پویا در زمینه دفاع از آرمانهای جناب آقای دکتر بابایی در صحنه باشیم.

چرا در وبلاگ ها سکوتی سرد حکمفرماست؟

چرا وبلاگ نویسان محترم به مطالب غیر مرتبت و ذکر چند حکایت قدیمی بسنده می کنند؟

چرا دیگر از مطالب تحلیلی و قوی خبری نیست؟

و چرا های زیادی که امیدوارم جواب آنها را پیدا کنم....

ادامه دارد....

 

|+| نوشته شده توسط سما در شنبه یکم تیر 1387  |
 پیام تسلیت به مناسبت شهادت حضرت زهرا

از فاطـــــمه اکــــــــتفا به نامـش نکنید                               نشناخته توصیف مقامش نکنید

هر کس که در او محبت فاطمه نیست                              علامــه اگر هست سلامش نکنید

 

 

|+| نوشته شده توسط سما در شنبه هجدهم خرداد 1387
 اطلاعیه
 

چهارده خرداد سالروز رحلت روح خدا خمینی کبیر و نیز سالروز قیام پانزدهم خرداد  را بر امت عزادار تسلیت می گوییم.

به اطلاع اعضای گرامی می رساند که روزهای چهاردهم و پانزدهم خرداد سایت وست ویژن بسته بوده و از حالت سرویس دهی خارج می شود.

 

منبع:سایت شرکت


 

|+| نوشته شده توسط سما در چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387  |
 مطالب همکاران
 

                                              دنیای وارونه

          خوشبختي هاي بزرگ در پشت لحظه هاي کوچک

 

|+| نوشته شده توسط سما در سه شنبه هفتم خرداد 1387
 اولین نمایشگاه بین المللی ، تخصصی بازاریابی شبکه ای
             

           اولین نمایشگاه بین المللی ، تخصصی بازاریابی شبکه ای

 

 کشور امارات ، شهر دبی در تاریخهای 17 الی 19 ماه می سال 2008 (27 تا 29 اردیبهشت سال جاری )شاهد برپایی نمایشگاهی با عنوان Direct Selling Festival  بود.

به گزارش سایت  این نمایشگاه ، در این نمایشگاه شرکتهای بازاریابی شبکه ای و همچنین شرکتهای ارائه دهنده سرویس در این زمینه شرکت کرده بودند.

همچنین از برنامه های جانبی این نمایشگاه می توان به برگزاری کنفرانس و دوره های آموزشی توسط اساتید برجسته در این صنعت و جلسات آشنایی کوتاه از طرف شرکتهای حاضر درنمایشگاه برای معرفی محصولات و سیستم کاری خود اشاره نمود .

 

 

|+| نوشته شده توسط سما در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387  |
 اطلاعیه
 

                                          قابل توجه اعضاء گرامی

 

قسمت خرید ای کارت از طریق ای بانک و جی بانک راه اندازی شده است . شما می توانید برای خرید کالای آموزش زبان انگلیسی که بر روی سایت قرار دارد ای کارت تهیه نمایید . کاربرانی که قصد خرید از جی بانک خود را دارند می توانند از طریق گزینه " خرید ای کارت از جی بانک " ای کارت مورد نظر را تهیه کرده و در قسمت " خرید کالا با ای کارت " هر کدام از پکیجهای آموزشی را که مطابق با مبلغ ای کارت می باشد را خریداری نمایند .

در ای بانک نیز گزینه ای مشابه وجود دارد با عنوان " خرید ای کارت از ای بانک " . کسانی که قصد دارند در مجموعه خود ثبت نام جدیدی انجام دهند و پاداش دریافت کنند می توانند با استفاده از گزینه مذکور ای کارت تهیه کرده و ثبت نام خود را انجام دهند . برای تکمیل خرید، در این مورد نیز پس از خرید ای کارت به قسمت " خرید کالا با ای کارت " مراجعه کرده و خرید خود را تکمیل نمایید .

لازم به ذکر است که با خرید ای کارت در هر کدام از قسمتهای "خرید ای کارت از ای بانک و یا جی بانک " و مراجعه به بخش " خرید کالا با ای کارت " تنها هنگام انجام خرید از ای بانک و جی بانک مبلغ ای کارت کسر خواهد شد .

برای مشاهده تعداد ای کارتهای خریداری شده و دریافت سریالهای آن به گزینه های " وضعیت خرید ای کارت از ای بانک " و " وضعیت خرید ای کارت از جی بانک " مراجعه نموده و با وارد کردن رمز عملیاتی خود از جزییات خریدتان اطلاع کسب نمایید .

در حال حاضر می توانید از کالاهای آموزش زبان برای خرید استفاده نمایید.

منبع:سایت شرکت

|+| نوشته شده توسط سما در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387
 اگر من جای مدیر عامل بودم

     

                اگر من جای مدیر عامل شرکت وست ویژن بودم

 

شاید البته شاید، همین کاری را میکردم که امروز از ایشان شاهد هستیم .خوب توجه کنید وست زمانی آغاز بکار کرد که تب نتورک که از کوئست آغاز شده بود و ایران را فرا گرفته بود یک شکل جدید از درآمد که زیاد هم بود و خیلی ا که به امید پولدار شدن یک شبه و با امید ها و آرزوهای دیرینه خود مجالی را یافته بودند تا بتوانند به آرزوهای مادی خود جامه عمل بپوشانند راجذب کرده بود و دراین بین بحث دولت بر سر مخالفت با این پدیده بود به چند دلیل عمده که دلیل این مخالفت را میتوان به 4 جنبه تقسیم کرد :

1- عدم پرداخت مالیات اینگونه شرکتها به دولت چون تابع هیچ نظم و قانونی نبودند و یک شکل جدید از تجارت بحساب میامد و برآورد محاسبات برای اینگونه شرکتها برای دولت مقدور نبود و در ضمن این شرکتها خارجی بودند و جایگاهی در ایران نداشتند تا بتوان از آنهامالیات دریافت کرد و در نتیجه شرکتی وجود نداشت مشتری هم که صاحب درآمد بود خود را فقط مشتری میدانست و میزان در آمدش نامشخص پس حال سهم دولت چه بود ؟

2- ورود کالای قاچاق به واسطه خرید غیر قانونی.

3- خروج بی ضابته ارز از کشور بدون کنترل دولت .

4- گردانندگان خارجی که تابع هیچ کدام از معیارهای اخلاقی و اسلامی نظام ما نبودند .

البته برای دولت گزینه 4 از اهمییت بیشتری برخوردار بود چون ممکن بود با رشد میکروبی که در نتورک وجود داشت این شرکت بتواند در روند سیاسی کشور تاثیر گذار باشد.

حالا من نمیخواهم وارد این مبحث شوم فقط این را میخواهم بگویم که در این میان جناب بابایی با فکری نو و ایده ای که در ذهن کمتر کسی جای گرفته بود شاید خیلی ها به این ایده یعنی تاسیس یک شرکت ایرانی که بتواند جایگزینی برای این خلا بوجود آمده باشد افتاده بودند ولی اینکه دست به عمل بزنند برای کسی مقدور نبود و هیچکس خود را در این حد و اندازه نمیدید که بتواند با شرکتی بزرگ رقابت کند ولیکن این شهامت در آن زمان در ایشان وجود داشت و باعث شد تا عده زیادی از آدمهای کوتوله البته همه را نمیگویم عده زیادی که تعدادشان کم هم نبود وبعضی از آنها در طول کار از کوتوله گی در آمدند و بزرگ شدند ولی اکثر کوتوله ماندند و شاید من هم جزو همان عده بودم را جذب شرکت خود نماید. بد نیست در اینجا قسمتی از تفکرات آدمهای کوتوله را بیان کنم .

آدمهای کوتوله اینگونه اند: بیشتر میخوابند چون رویاهای خود را بیشتر دوست دارند در خواب ببینند همیشه پیرو هستند دوست دارند از آنها کاری خواسته شود، تا انجام دهند هیچوقت خود را به زحمت نمی اندازند تا برای خواسته های خود فکر کنند و خود دست به عمل بزنند و بیشتر حرف میزنند و عملی در کارشان نیست آنها از حل مسائل پیچیده بشدت فراری هستند و کارهای ساده را بیشتر ترجح میدهند. خصوصا کارهای فیزیکی. و قدرت انجام کارهای بزرگ را در خود نمیبینند بیشتر به به و چه چه گو هستند و مانند بز اخوش دیگران را تحسین میکنند.

شهامت ابراز احساسات خود را ندارند آنها حقوق سر برج را خیلی دوست دارند همیشه به کسانی که کارهای بزرگ انجام میدهند قبته میخورند و بیشتر حسودند آنها حریم های امن را ترجیح میدهند و تغییر پذیری برایشان خیلی مشگل است همیشه تاثیر پذیرند و کم میتوان تاثیر گذاری را در آنها مشاهده کرد. کار کردن برای خودشان مشگل است ولی اگر برای دیگران باشد، میپذیرند مثلا اگر قرار باشد برای شرکت یا موسسه ای با حقوق نا کافی کار کنند یا برای خودشان کسب و کاری راه بیاندازند.

بیشتر ترجیح میدهند که برای آن موسسه کار کنند تماشای برنامه های تلویزیون را خیلی دوست دارند کسی را بیشتر تایید میکنند که افکار نزدیک به خودشان داشته باشد همیشه از نظرمادی جزو افراد بی بضاعت جامعه بشمار میروند رویا پردازی را خیلی دوست دارند زود جوگیر میشوند و از عادتهای خود دیر دست برمیدارند و یا اصلا دست برنمیدارند همیشه از دیگران متوقع هستند همیشه از اوضاع ناراضی هستند و همیشه حق را بخود میدهند و دیگران را مقصر میداند و تقصیرها را گردن دیگران میاندازند بسیار توجیه کننده اشتباهاتشان هستند وخود را در نقاب مظلوم بودن فرو میبرند انها دوست دارند نقش آدمهای بزرگ را بازی کنند آنها هیچگاه اشتباهات خود را گردن نمیگیرند و عذر خواهی برایشان مشگل است جاذبه های اینرسی در این افراد زیاد است این جاذبه باعث میشود تا آدمها از تغییرات سخت بترسند و از جابجایی وحشت داشته باشند هر چند این تغییر و جابجایی بنفعشان باشد باز نمیپذیرند.

کارها یشان اکثرا بی برنامه انجام میشود.چون برنامه ریزی در کارهایشان وجود ندارد. در این افراد آینده نگری وجود ندارد و بقولی میگویند (چو فردا شود فکر فردا کنیم) ثروتشان درآمد روزانه شان میباشد. مدرک گرا هستند همیشه دوست دارند دنیا بر وفق مرادشان باشد ناکامی برایشان خیلی درد آور است و از شکست خوردن همیشه در هراسند معادله هایشان در بازی زندگی همیشه بر اساس برنده شدن است و طاقت هیچ باختی را ندارند از نصیحت شدن بیزارند و وقتی از آنها تعریف میشود بسیار خوشحال میشوند همیشه خود را داناترین افراد میدانند و برتری خود را نسبت به دیگران ابراز میکنند . ریسک پذیری پایینی دارند و یا اصلا ندارند اکثرا بی هدف زندگی میکنند آنها هر حرفی را که به مزاجشان خوش نیاید توهین تلقی میکنند . منافع فردی خود را بیشتر در نظر میگیرند همیشه منتظرند تا از جایی و کسی خبر خوشی دریافت کنند یا بیشتر دنبال معجزه میگردنند و منتظر میمانند تا کسی پیدا شود و کاری را انجام دهد و آنها دنباله روی او باشندالبته این را هم بگویم همیشه این صفات بصورت یکجا در یک شخص جمع نمیشود ولیکن اکثر آدمهای کوتوله دارای چنین صفاتی هستند بصورت کمابیش.

یک مثال ساده بیانگر این موضوع میباشد که جمعیت جهان با بیش از 6 میلیارد نفر تنها 50 هزار نفر جزو ثروتمندان هستند بقیه برای این افراد کار میکنند و آقای بابایی هم جزو یکی از این 50 هزار نفر مباشد .به هر حال کار شروع شد که در زمان خودش کار بزرگی بود ولی این فرد با افکار بزرگی که داشت هر روز نو آوری جدیدی را بوجود آورد او یک بیزینسمن بود نه صاحب یک بنگاه خیریه که تحت تاثیر احساسات قرار گیرد ولی با این حجم از کوتوله ها چه باید میکرد و در ضمن با این حجم از سرمایه ای که بدست آورده بود و توان انجام ایده های بزرگش را پیدا کرده بود آیا باید می ایستاد و همه سرمایه ای را که حاصل شده بود به پای کوتوله ها میگذاشت ؟ همانطور که میدانید کارهای بزرگ آدمهای بزرگ هم میخواهد و تصمیم گرفت از آدمهای کوتوله آدمهای بزرگ و همفکر بسازد با بوجود آوردن آموزشهای مختلف از جمله تجارت الکترونیک، زبان ،مهندسی مذاکره و آموزش سخنرانی حرفه ای.

ولی ما کوتوله ها چی؟ همواره با اینکه میدانیم هر چیزی و هر ایده ای در زمان خودش ارزشمند است همچنان در این دنیای تغییر پذیر که هر روز شاهد بوجود آمدن موجهای نوین هستیم مثل چسب چسبیدیم به پلان سیلور این شرکت که خیلی وقته تاریخ مصرفش گذشته و با تزویر و ریا چنان وانمود میکنیم که هنوز بستر فعالیت باز است چرا به ما میدان نمیدهی ای مدیر عامل زور گو ما و دیگران روزیمان بسته به این پلن است و اگر تو بخواهی کنار بکشی قهر خدا را برای خودت خریده ای و چنین و چنان همانطور که در قسمت نظرات خواندید و دیدید جنگ کوتوله ها را، که از یکطرف یکی سنگکش شده بود و دیگری بازاریاب .

من با یک مثال ساده موضوع را باز میکنم . شخصی رفت و بستنی فروشی را احداث کرد و با ترفندی عالی و در مکانی عالی و در زمانی عالی با وجود رقبا و عدم شناخت مردم از بستنی با کیفیت فروش فوق العاده ای را بهم زد و در یک زمان دید اگر به همان بستنی فروشی در این شرایط جدید ادامه دهد جز ضرر و از دست دادن سود های گذشته چیزی نصیبش نخواهد شد لاجرم فکری کرد و با توجه به نیاز روز جامعه و علم روز دنیا و دیگر اینگه در کار خودش خبره شده بود و مقامش از مهندس به دکترا تغیير پیدا کرده بود و دیگر میخواست بخاطر یک مشت بستنی خور کوتوله عمر خود را بهدر دهد تصمیم گرفت بساط بستنی را جمع و آنجا را به یک پیتزا فروشی تبدیل کند .

آیا در اینجا گناهی مرتکب شده؟ آیا باید مشتریهای سابق بستنی خور بریزند و شاگرد بستنی فروش را با قمه و تبر تکه تکه کنند که چرا دیگر بستنی نمیفروشی وحال فهمیده ایم بستنی هایی را هم که در گذشته فروخته ای دران اب قاطی میکرده ای ؟ البته که خوب میدانستید آب قاطی شیرش هست ولی چون برایتان منفعت داشت خاموش بودید و حلال خور، این دیگر یعنی خود را به کوچه علی چپ زدن مگر زمانی که کار را با این شرکت شروع کردی ندیدی در محصولات از صنایع دستی خبری نیست و یا اجناس به یک پنجم قیمت واقعی میارزد و بابت 60 هزار تومانی که میدادی در مجموع کالایی به ارزش 6 هزار تومان و خدماتی که برای شرکت در واقع شاید کمتر از هزارتومان در میامد . ولی تو خرید میکردی و تازه دیگران را هم تشویق به خرید میکردی که البته قصدت چیز دیگری بود و این امر با چشمی بازانجام میشد و اگر غیر از اینصورت بود چگونه شرکت میتوانست این حجم از پورسانت را به بازاریابانش بدهد . ولی حالا که نمیتوانی خود را تغییر دهی و همانطور کوتوله باقی مانده ای فریاد وا مصیبت هایت در آمده که اگر من جای مدیر عامل بودم چنین میکردم و چنان!

اکنون اگر میخواهی از لاک کوتوله ماندن خود خارج شوی؟ تشکر کن از مدیری که بستری را فراهم آورد تا من و تو مدتی را توانستیم در کنار تفکرش کسب روزی کنیم وبا آموزشها و تجاربی که بدست آوردیم در کارهای بزرگتری شرکت کنیم .انتقاد و گله گذاری شما را یک قدم به عقب خواهد راند . حال اگر توان همراهی با تفکرات جدید و نوآوری های جدید را دارید که همراه ایشان بمانید البته هنوز هستند که همراهی میکنند ولی کوتوله وار در غیر اینصورت این را تکرار میکنم که به نظر من ایشان یک مرد کاسبی و یا یک بیزینسمن است و گوشش بدهکارخاله بازی و احساسات دخترانه نیست و بنگاه خیریه هم راه اندازی نکرده بیشتر از هر چیز به منافع خود و شرکتش میاندیشد و ای کاش ما هم این چنین بودیم .

منبع:TEAM-VAST

 

|+| نوشته شده توسط سما در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387  |
 اندیشه جهانی.نوآوری ایرانی
                     

                    قابل توجه مشتریان و بازاریابان گرامی

 

شرکت وست ویژن در راستای بین المللی نمودن بازار خود و ارتقاء سطح کاری ، از همان ابتدا سعی داشت تا بتواند راهبردهای جدیدی را برای خود طراحی نماید و در این راستا داشتن یک بانک مستقل و همچنین دانشگاه از این موارد بود .

خدا را شاکریم که در نهایت تمامی سعی و تلاشها به ثمر رسید وموافقت با مجوز   فعالیت بین المللی از سوی دولت نیوزلند انجام شد و این شرکت با دریافت  این مجوز میرود تا حیات جدیدی را برای خود رقم زند .

محدوده فعالیت این مجوز به شرح ذیل است :

1- ارائه امور مالی

2- دریافت و پرداخت

3- صدور دسته چک

4- بازنمودن حسابهای جاری ،سپرده مدت دار

5- گشایش اعتبارات اسنادی

6- گشایش LC

7- انجام امور بازاریابی

8- دریافت و انتقال ارز به بانکهای سراسر جهان

9- صدور کارتهای اعتباری

10- شرکت نمودن در امور بین بانکی و خرید و فروش ارز و ارتباط با مراکز بورس بین المللی.

این شرکت با دریافت این مجوز سعی دارد تا شیوه عملیاتی و بازاریابی جدیدی را ایجاد کند و در این راستا 2 پلان سیلور و بین المللی با هم ادغام خواهد شد و تنها یک پلان منفرد برای فعالیت وجود خواهد داشت . نرم افزار جدید در حال طراحی است که اطلاعات 2 پلان را با یک دیگر ادغام نماید . همچنین فعالیت بازاریابان در راستای اهداف جدید شرکت فیلتر شده و با قوانین جدید همراه خواهد شد . دفتر مرکزی شرکت نیز به کشور امارات شهر دبی منتقل میشود .

از تمامی مشتریان گرامی که ثبت نام خود را انجام داده اند ولی کالایی را جهت خرید انتخاب ننموده اند در خواست میشود که نهایتا تا 2 ماه آینده اقدام به انتخاب و خرید کالای خود نمایند.

تلفن های جدید شرکت در دبی نیز بزودی اعلام خواهد شد .

شرکت سعی دارد تا در 3 یا 4 ماه آینده سایت اینترنتی و همچنین نرم افزار بانکداری خود را به اتمام رسانده تا مشتریان و بازاریابان بتوانند حساب بانکی خود را گشایش نموده و از امکانات آن بهره مند شوند . نام بانک و وب سایت اینترنتی بانک پس از اتمام نرم افزار یکپارچه بانکداری اعلام خواهد شد.

منبع:سایت رسمی شرکت 


 

|+| نوشته شده توسط سما در شنبه هفدهم فروردین 1387  |
  اطلاعیه :شرایط استفاده از استپ 8
                                 

                          شرایط استفاده از استپ 8 ؛

 

کسانی که در دوره های محاسباتی معین شده که در ذیل مشخص شده اند ثبت نام کرده اند و تا کنون هیچگونه فعالیتی نداشته اند و نیز پورسانتی دریافت نکرده اند با توجه به هر محدوده ی زمانی مبلغی به صورت استپ 8 به آنها پرداخت خواهد شد .

دوره اول :  دوره محاسباتی 55 تا ابتدای دوره ی محاسباتی 104 ؛ کسانی که تاریخ ثبت نام آنها در این محدوده زمانی باشد مبلغ 30000 ریال بابت استپ 8 به ایشان تعلق می گیرد .

دوره دوم :  دوره محاسباتی 104 تا ابتدای دورهء محاسباتی 119 ؛ کسانی که تاریخ ثبت نام آنها در این محدوده زمانی باشد مبلغ 20000 ریال بابت استپ 8 به ایشان تعلق می گیرد .

دوره سوم : دوره محاسباتی 119 تا ابتدای دورهء محاسباتی 124 ؛ کسانی که تاریخ ثبت نام آنها در این محدوده زمانی باشد مبلغ 10000 ریال بابت استپ 8 به ایشان تعلق می گیرد .

 

مراحل استفاده از استپ 8 ؛

 مرحله اول : چنانچه فرد تمایل داشته باشد که مبلغ مورد نظر را به ای بانک خود انتقال دهد می تواند با انتخاب  گزینه " انتقال به ای بانک" ، مبلغ را به ای بانک خود منتقل نماید .

مرحله دوم : اگر شخص درخواست ثبت نام در آموزش اینترنتی زبان انگلیسی را داشته باشد می تواند با تکمیل گزینه " خرید پکیج" از مبلغ استپ 8 خود برای فعالسازی آموزش زبان انگلیسی در دفتر کار خود استفاده نماید .

لازم به ذکر است که فرد می تواند  تنها  از یکی از دو مرحله بالا استفاده نماید .

نکته قابل ذکر دیگر اینکه گزینه های استفاده از استپ 8 فقط برای کسانی که استپ 8 به آنان تعلق می گیرد فعال خواهد بود .

منبع:سایت رسمی شرکت

لازم به ذکر است که گزینه انتقال در بالای همین راهنما در سایت شرکت می باشد.

 

|+| نوشته شده توسط سما در جمعه نهم فروردین 1387  |
 سال نو مبارک
 

                   فرا رسیدن سال جدید و نوروز باستانی را

           به تمامی خانواده ی بزرگ وست ویژن تبریک می گوییم

      به امید موفقیت های روز افزون برای شما عزیزان در سال جدید

  

|+| نوشته شده توسط سما در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386  |
 انتقال از G-bank جهت خرید E-cart
 

            انتقال از G-bank جهت خرید E-card میسر شد

آفرین بر مدیر عامل فهیم وست ویژن که در طی تاسیس شرکت تا کنون با نو آوریهای خود توانست یکه تاز میدان رقابت باشدو در این برهه از زمان ،با وجود رکود فعالیتهای نت ورکی در کشور هم چنان در فکر نو آوری و خلاقیت می باشد.

بسیاری از همکاران و بازاریابان محترم با داشتن مبالغ زیاد در جی بانک مشکل خرید کالا داشتند ،که خوشبختانه این مشکل در حال رفع شدن است و انتقال از جی بانک جهت خرید ایکارت میسر شده است.

ما مطمئن هستیم کسانی که تا کنون در شرکت ماندند و صبر پیشه نمودند ،موفق خواهند بود.

منبع :از وست ویژن خرم آباد

 

|+| نوشته شده توسط سما در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386  |
 خبرآمد خبری در راه است ... !

 

خبرآمد خبری در راه است ... !

منبع : وب سایت رسمی شرکت

|+| نوشته شده توسط سما در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386
 معادله باخت-باخت

 

دنیا پر از آدمهایی است که غر می زنند.....

 

 

براستی آیا باید در مقابل اینان ایستاد به حرفهایشان گوش داد و در چنبره افکار و حرافی های آنها نشست؟ اگر چنین می بود .

نه دیگر پیشرفتی بود و نه دیگر افتخاری....

تا جایقدم از قدم که خواستیم برداریم مدام صدایی شنیده می شد که ای وای اگر چنین شود چنان می شود . اگر آموزش بیابد ، پولها میرود ، اگر آزمونی باشد ، بی سوادها چه کنند ؟!! اگر دکتر بابایی vastgoals را بیاورد ،  لیدرهای سیلور از گرسنگی می میرند و اگر اگر اگر... برخی ( البته به این برخی در ادامه میرسیم ) .

ی پیش رفتند که کار به اتمام حجت رسید ، دکتر بابایی زنگها را به صدا درآورد.

در تالار اریکه ایرانیان زنگ خطر برای راحت طلبان به صدا درآمد و بصورت کاملا" شفاف و واضح مواضع شرکت تبیین شد و خواسته ها از مدیران فروش اعلام شد ، ولی باز هم همان برخی (!!!) فکر کردند اگر خودشان را به خواب بزنند این طنین و این هشدار کمافی سابق باز هم به صدا در خواهد آمد ،

 این آخرین اخطار بود...

 

اگر در حال حاضر آن صدای رسا و خوش را نمی شنوید اگر صدای آن هشدار دهنده را نمی شنوید ، دیگر تلاش نکنید آن صدا را دیگر نخواهید شنید اینقدر خود را به در و دیوار نکوبید تا باز هم آن صدا بیاید و شما را تکان دهد و نانی به کف آرید...آن صدا گفت که دیگر به کسی باج نمی دهیم دیگر نمی دوم تا شما راحت طلبی کنید هر که بامش بیش برفش بیشتر...

هنوز هم کسانی هستند که بام زیاد می خواهند لیک برفش را هرگز...دوران بخشش و فراموش کردن به سر آمد 

نه می بخشیم و نه فراموش می کنیم

هر آن کس که به منافع سازمانی خدشه ای وارد کند و هر آن کس که تهمت و افترا پبه طور مثال این بیچاره حلال خور!!! اگر چه ریزه میزه (به دو دلیل ریزه میزه یکی آن که خودش گفت فلفل نبین چه ریزه دوم آنکه کسانی که ایشان را دیده اند میدانند چرا ریزه میزه !)
یشه کند عواقب آن را هم باید بپذیرد...

یک مدافع دوآتشه بود (به تفصیل در مورد اینکه افراط و تفریط کار نادانان است نوشته شده است ) ولی ناخوداگاه تحت تاثیر دوقلوهای افسانه ای (!!) قرار گرفت حداقل از عملکردش می توان به راحتی این را فهمید که به توصیه های ایدئولوگ های بزن در فتح جهنم ، هیچ معجزه ای برای تو رخ نخواهد داد، اگر چه چشمت از طمع قدرت و ثروت کور شده است لیکن ظاهرا" تا این اواخر مغزت را از دست نداده بودی که متاسفانه دادی...خودت هم نمیدانی که چگونه بازیچه دو نفر (واحد شمارش...) لولک و بولک قرار گرفته ای                   دربرابرعدالت هم مدعی شده ای که اینها را تو ننوشته ای ، آخر مگر میشود مسئله ای به این روشنی را کتمان کرد مسئله ای مصداق اظهر و من الشمس...


روها (لولک و بولک ) عمل کرده است .

میدانی چه سرنوشت سیاهی خواهی داشت آیا آن دو احمق که با آمدن به دفتر و کسب اطلاعات و انتقال آنها تو را تحریک میکردند می توانند برای تو کاری کنند ، تو را به جلو انداختند تا روزگارت سیاه شود

در آخر به قولی :" شایان (ببخشید : حامد )می ماند و حوضش"

 

 

کای ذره ،تو در مقابل خورشید        بیچاره چه می کنی بدین خردی؟

 

 منبع :TheBestOfLeaders

 

|+| نوشته شده توسط سما در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386  |
 تسلیت
 

بیست و هشتم  صفر رحلت پيغام دار آخرين، خاتم نبوت را نگين، حضرت رسول واپسين، عينيت قرآن کريم، حضرت رسول اکرم صلي الله عليه و آله  و سالروز شهادت دومین پیشوای شیعیان امام حسن مجتبی (علیه السلام) بر مسلمانان جهان تسليت باد.

 

|+| نوشته شده توسط سما در جمعه هفدهم اسفند 1386
 تسلیت

 

کُلُّ یَؤم عاشُورا وَ کُلُّ أَرض کَربَلا

 

اربعین سید و سالار شهیدان حضرت امام حسین علیه السلام را بر   تمامی شیعیان آن حضرت تسلیت و تعزیت عرض می نماییم


 

|+| نوشته شده توسط سما در پنجشنبه نهم اسفند 1386
 اطلاعیه
 

   به اطلاع عزیزان وست ویژنی میرساند که چند محصول جدید در

                              G-BANK قرار گرفت.

 

|+| نوشته شده توسط سما در یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386
 مطالب همکاران
       

                نتورک به خاطر رابطه یا رابطه به خاطر نتورک؟

                               کوچه تنهایی

                                           امپراطوری عظيم

 

|+| نوشته شده توسط سما در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386
 مطلب همکاران
 

                          حلال خور ترمز می کند

 

|+| نوشته شده توسط سما در سه شنبه شانزدهم بهمن 1386
 مطالب همکاران
 

            چشم ها را بگشاییم ... پالینور .... palinureintererst

                                            در جستجو تردید نکن

 

 

|+| نوشته شده توسط سما در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386
 لینک مطالب همکاران
 

                           چهار کلید معجزه آسا برای ارتباط با

                                   استراتژی جدید آدم خوارها

                                        حق با دکتر بابایی بود

                                      پروژه اصول سرپرستی

                                                      جوابیه

 

|+| نوشته شده توسط سما در چهارشنبه دهم بهمن 1386
 لینک مطالب همکاران
 

                                             اگر نمیترسیدی!!!!

                                               روياي سرنوشت

                                                    فرايند تغيير

                                                    نگاهي تازه

                                                   انرژی مثبت

 

|+| نوشته شده توسط سما در چهارشنبه سوم بهمن 1386
 اطلاعیه

                                 

                         قابل توجه اعضاء گرامی ؛

  به اطلاع می رساند که آدرس سایت بین المللی وست گل به نشانی زیر تغییر یافته است . کاربران گرامی می توانند برای ورود به دفتر کار خود از این آدرس استفاده نمایند .

                      http://www.Vastgoals.net

 

|+| نوشته شده توسط سما در دوشنبه یکم بهمن 1386
 محرم آمد....

 

محرم، ماه ايثار و از جان گذشتگی است! ماه عشق و شور و فریاد است! ماه سرافرازی بر فراز نیزه هاست!
ماه آمیختن با خون و آمیختن عشق است.

سلام بر حسین (ع)

 

 

|+| نوشته شده توسط سما در پنجشنبه بیستم دی 1386
 لینک مطالب همکاران
 

                           در دیاری که همه به جان هم افتاده ...

 

|+| نوشته شده توسط سما در پنجشنبه بیستم دی 1386
 اطلاعیه

 

به اطلاع می رساند که  پنجشنبه 13 دی ماه (امروز) دفتر شرکت تعطیل می باشد .

منبع : سایت رسمی شرکت

|+| نوشته شده توسط سما در پنجشنبه سیزدهم دی 1386
 مطالب همکاران
 

             خداحافظ وست ویژن منم رفتم اینوستی شدم

 

|+| نوشته شده توسط سما در پنجشنبه سیزدهم دی 1386
  وست ويژني ها وجدانتان را بيدار كنيد
                       

                          وست ويژني ها وجدانتان را بيدار كنيد

 

از نشانه های مدیریت توانمند و علمی ارائه ی راهکارهای ابتکاری وبا ارزش و احترام به ارباب رجوع و ارزش نهادن به آنان است.مدیر شایسته و توانمند کسی است که همواره می کوشد شیوه های نو و ابتکاری را برای اداره ی مجموعه تحت مدیریت خود به کار بندد و قدر مسلم در این مسیر نیازمند اطلاعات به روز در زمینه کار و فعالیت های مجموعه اش می باشد.
جناب آقای دکتر بابایی همچون سایر مدیران شایسته و توانمند یکی از فرزندان برومند و لایق این مرز و بوم است که مایه افتخار و سربلندی ایرانیان در داخل و خارج کشور است که دلسوزانه و پر تلاش تمام تلاش و کوشش خود را در جهت اعتلای اقتصاد ایران عزیز بدون اعتنا به حسادت بد خواهان به کار می بندد.
در پاسخ به اشكال تراشي هاي غير منطقي برخي از مخالفان اين مدير شايسته نگاهي گذرا به برخي از اقدامات ابتكاري و ارزشمند ايشان به همه ما ثابت مي كند كه همه بد خواهان وست ويژن تنها براي مخالفت سخناني پوچ و بي ارزش را بر زبان مي آورند.كه فقط اگر لحظه اي انصاف و وجدان خود را در نظر بگيرند دست از مخالفت بر مي دارند.در اينجا ذكر چند پرسش تنها مي تواند جواب همه آنهايي را كه ادعاي مخالفت با وست ويژن را دارند را بدهد.

1.راه اندازي پروژه ي بزرگ سيم كارت هاي وست ويژن
 كه به قول آقاي بابايي خود يك شركت بزرگ را مي طلبد.
آيا واقعا از خود پرسيده ايم كه راه اندازي چنين پروژه اي چقدر قدرت ريسك و بنيه ي علمي مي خواهد كه مايه افتخار همه وست ويژني ها و حتي همه ايراني ها است كه بگوييم همه ي اين قدرت ها در آقاي دكتر بابايي خلاصه شده است.

2.دريافت مجوز پردازش پولهای الکترونیکی از طریق شاهراه ارتباطی وست ويژن
اين حركت شركت وست ويژن بعد از پروژه سيم كارت به همه ثابت كرد كه نه تنها وست ويژن به دنبال كلاه برداري نيست بلكه اهداف بلندي دارد كه همه وست ويژني ها بايد به آن افتخار كنند.

3.تلفن اينترنتيvoip
كه متاسفانه همانطور كه خود آقاي دكتر گفتند وبلاگ ها در زمينه انعكاس اين خبر بسيار ضعيف عمل كردند.

تمامي اين حرف ها فقط براي اين بود كه وجدان شما دوستان وست ويژني از خواب زمستاني بيدار شود و همه به ياري آقاي بابايي بشتابيم و اين درخت زخم خورده ي وست ويژن را با دست خود آبياري كنيم.فقط به ياد بياوريم كه همگي به خود و شركت تعهد داريم....

 

|+| نوشته شده توسط سما در پنجشنبه ششم دی 1386  |
 اطلاعیه

 

قابل توجه اعضاء گرامی :

به اطلاع می رساند که بخش آموزش زبان انگلیسی پلان فرهنگی از امروز راه اندازی شده است و برای ثبت نام اعضاء آماده می باشد . برای ثبت نام در این بخش می توانید از دفتر شرکت ای کارت تهیه کنید .

لازم به ذکر است که محصول آموزشی آموزش زبان انگلیسی در پلان فرهنگی به زودی از طریق جی بانک نیز به فروش می رسد و شما می توانید با مبلغ جی بانک خود ای کارت تهیه و در بخش آموزشی ( زبان انگلیسی ) ثبت نام نمایید .

منبع:سایت شرکت

 

|+| نوشته شده توسط سما در چهارشنبه پنجم دی 1386
 مطالب دوستان
 

                           وست ویژن رسالت ماست

                                   داستان پيانو

 

|+| نوشته شده توسط سما در دوشنبه سوم دی 1386
 مطالب همکاران
           

                   گزارش دومين گردهمايي وبلاگ نويسان وست ويژن

 

|+| نوشته شده توسط سما در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386
 اطلاعیه

 

قابل توجه کاربران گرامی :

   به علت انجام یکسری عملیات پشتیبانی بر روی سرور و نیز دریافت اطلاعات از آن سایت بسته شده و از حالت سرویس دهی خارج میشود .  پس از انجام کامل عملیات سایت قابل دسترسی خواهد بود .

 

بخش نرم افزار و توسعه سایت وست ویژن

|+| نوشته شده توسط سما در دوشنبه پنجم آذر 1386
  مطالبی از سایر همکاران

                          

                                 آيا دوست داريد يك ليدر خوب باشيد ؟

                            دلایل جدید شکست افراد

                                  هنر گوش کردن

                               امپراطوری مالباختگان

                             خودت پل خودت را بساز

                 آموزش تجارت الكترونيك فرمان جامعه امروز

                                شکست یعنی ....

                      چگونه اهداف خود را مشخص كنيم؟

                  برای چه مدتی نتورک خویش را ساخته اید ؟

                                مدیریت ارتباطات

                  چگونه به خواسته های واقعی خود برسیم

 

|+| نوشته شده توسط سما در دوشنبه پنجم آذر 1386
 مطالبی از همکاران
 

                                 داستانی از نو  

                                آسو را بكشيد !

                                 اطلاعیه مهم

               در رابطه با بازاریابی شبکه ای (قسمت دوم)

                         باغ خدا، دست خدا، چوب خدا

        فرهنگ‌سازى عامل موثر در مبارزه با دسيسه‌هاى هرمي   

                  هدف گذاری و اولویت بندی اهداف قسمت 6

 

 

|+| نوشته شده توسط سما در چهارشنبه هجدهم مهر 1386
 اطلاعیه

 

به اطلاع تمامی وب لاگ نویسان محترم می رساند گردهمایی وب لاگ نویسان چهارشنبه برگزار می گردد .جهت اعلام ساعت و مکان برگزاری گردهمایی سه شنبه با شما عزیزان تماس گرفته می شود.

                                    روابط عمومی و امور بین الملل وست ویژن

|+| نوشته شده توسط سما در سه شنبه هفدهم مهر 1386
 مطالبی از همکاران
                        

                                   مشتری و بازاریاب بدون ترس

             همه چیز در رابطه با بازاریابی شبکه ای(قسمت اول)

                                               وداع با ماه خدا

 

 

|+| نوشته شده توسط سما در سه شنبه هفدهم مهر 1386
 راه هاي مقابله با بحران
 

بحران یا فرصت

 

دير يا زود در زندگي هر كس، زماني فرا مي رسد كه شخص خود را در چهار راهي مي يابد، در حالي كه نه نقشه اي در دست دارد و نه تابلو و نه نشان خاصي در معرض ديد اوست.
نشانه اي كه نشان مي دهد به كجا مي رسد. در اين مواقع كه احساس گم شدگي، عدم اطمينان، اضطراب و كنترل نداشتن به فرد دست مي دهد، زندگي او عوض شده و همين باعث ترس مي شود.

 تغييرهرچيزي ما را مي ترساند. چون ما عادت كرده ايم كه به آن چيزها و افراد آشنا تكيه كنيم. تا وقتي كه آن ها وجود  احساس امنيت و اطمينان مي كنيم. بنابراين وقتي پاي تغيير به ميان مي آيد، حس مي كنيم كه بايد مثل شترمرغ عمل كنيم و سعي كنيم به وسيله ی ناديده گرفتن آن تغيير و تحول، خود را از خطر آن حفظ كنيم.
واقعيت اين است كه هيچ چيزي هميشه بدون تغيير نمي ماند، همه چيز تغيير مي كند، بدن ما، اعتقادات ما، شيوه اي كه خود و ديگران را احساس مي كنيم. تغيير، تنها ركن پايدار در عالم است. ممكن است از آن وحشت كنيم، ولي بايد  بدانيم كه مي توانيم از پس آن برآييم.
بحران مراحل مختلفي دارد و هر مرحله، بخش طبيعي فرايند آن است. هر كس به شيوه اي و از هر طريقي بحران را طي مي كند كه به نظر او صحيح است. شما بدانيد در هر مرحله از بحراني كه هستيد، آن مرحله براي هميشه باقي نمي ماند.

ارمغاني كه هر بحران به همراه مي آورد، يگانه است. كسي نمي تواند در آغاز پيش بيني كند كه سرانجام چه خواهد شد، يا آن را وادار كند كه چيزي به غير از آن كه هست بشود. شايد اين ارمغان درك عميق تر شما و ديگران به زندگي باشد، استقلال بيشتري باشد، يا دوستي هاي تازه اي ايجاد كند. ذهن خود را باز كنيد و در انتظار يافتن آن باشيد.

مواجه شدن با بحران به ما فرصت رشد يافتن مي دهد.
ارمغان مواجه شدن با آن را دريافت كنيد.

|+| نوشته شده توسط سما در دوشنبه شانزدهم مهر 1386  |
 خوشبختي چه شكليه ؟

                            خوشبختي چه شكليه ؟

 

تا حدود زيادي شما هماني هستيد كه فكر مي كنيد و مي توانيد آنچه را كه فكر مي كنيد از عهده شما ساخته نيست انجام دهيد، اين طرز فكر شماست كه شما را به عرش مي رساند و يا در غير اين صورت در درياي نوميدي غرق مي سازد.
اين تصوير ذهني است كه به شما شادي يا غم ، موقعيت ، يا شكست ، خوشبختي و يا درد و رنج حكم مي دهد.

تصوير ذهني شما مي تواند به شما كمك كند تا آنچه را براي رسيدن به شادي و رضايت لازم داريد انجام دهيد، مي تواند به شما كمك كند تا از زندگي خود لذت ببريد، مي تواند اسباب اعتماد به نفس و اطمينان به كار و فعاليت هايي باشد كه شما براي زمان فراغت خود انتخاب مي كنيد، مصمم بر شاد زيستن شويد، از روي خيرخواهي به ارزيابي خودتان بپردازيد، بهترين و طلايي ترين لحظات زندگي را در ذهن مجسم كنيد و با توجه به واقعيت ها، نه خيالات واهي ، بلكه براساس تصوير مثبت كه از واقعيات زندگي داريد، اين تصوير خوشايند از خويش را تقويت كنيد.

اشخاصي كه در سالهاي شكل گيري شخصيت شان طوري تربيت شده اند كه مي توانند بدون كمترين تلاش از تصوير ذهني مثبت برخوردار باشند بهتر از سايرين با كمي تلاش و درك موضوع مي توانند تصوير ذهني خود را بهتر كنند و موفقيت را در آغوش بكشند.

با تكرار و مداومت و با در نظر گرفتن صادقانه محدوديتها، تصوير ذهني بهبود يافته و عزت نفس به وجود مي آيد.

اين دو توصيه را حداقل براي چند روز به كار ببنديد اگر بد بود، ديگر به آن عمل نكنيد:

1 - براي هر روز خود هدفي در نظر بگيريد.

2 - هرگز و هرگز زندگي را طلاق ندهيد.

داستان جالبي شنيده ام كه براي شما نيز مي گويم : در سالن آرايشگاه مردانه اي چند آقا با هم از ماشين شان صحبت مي كردند. يكي از آنها مي گويد: ماشين شورلت خوبي دارم ، شصت و چهار هزار كيلومتر كار كرده و آخ نگفته ، دوست او گفت :

ماشين من هفتاد هزار كيلومتر كار كرده و هر بيست كيلومتر روغن آن را عوض مي كنم و خلاصه هر كدام اطلاعات بسيار دقيق و فني ارايه مي كردند و همان موقع پيرمرد صاحب سالن گفت : كدام يك از شما همين قدر مواظب روح خودتان هم هستيد؟!

كدام يك از شما از تصوير ذهني خود چيزي مي داند؟ همه ما ظاهراً انسانهاي مرتب و خوش لباسي هستيم به آرايشگاه مي رويم و روغن ماشين هايمان را به طور مرتب عوض مي كنيم .

اما كدام يك از ما هر روز هدفهاي مثبت و انديشه هاي قشنگ خودمان را مرور مي كنيم ؟ و هر روز را با يك ايده و هدف نو آغاز مي كنيم .

جرج برنارد شاو، زماني خوانندگان آثارش را به تميز نگه داشتن روان شان توصيه مي كرد. به اعتقاد او روان انسان همانند پنجره اي است كه انسان از پشت آن زندگي و محيط اطرافش را تماشا مي كند.

نكتة مهم اينجاست كه بسياري از ما، از اتومبيل خودمان ، وسايل خانه و طلاهايمان بهتر و بيشتر از تصاوير ذهني مان نگهداري مي كنيم ، تصوير ذهني خود را جايي گم مي كنيم و همراه آن انگيزه خوشبخت شدن را از دست مي دهيم . مواظب خودمان و روحمان و انديشه هاي قشنگمان باشيم . نگذاريم كه هيچ باد مخالفي ابرهاي سياه را روبه روي پنجره ذهنمان بياورد

.

|+| نوشته شده توسط سما در شنبه چهاردهم مهر 1386  |
  مطالبی از همکاران
                                 

                                  جواب سوال يك وست ویژني

                          دباغ در بازار عطر فروشان

 

|+| نوشته شده توسط سما در شنبه چهاردهم مهر 1386
 سرنوشت ما در دست يک سکه
                               سرنوشت ما در دست يک سکه

درخلال يک نبرد بزرگ فرمانده قصد حمله به نيروي عظيمي از دشمن را داشت .فرمانده به پيروزي نيروهايش اطمينان کامل داشت ولي سربازان دودل بودند .
فرمانده سربازان را جمع کرد و سکه اي از جيب خود بيرون آورد روبه آنها کرد وگفت: سکه را بالا مي اندازم اگر رو بيايد پيروز ميشويم و اگر پشت بيايد شکست مي خوريم بعد سکه را بالا پرتاب کرد .
سربازان همه با دقت به سکه نگاه مي کردند تا به زمين رسيد.
سکه به سمت رو افتاده بود.
سربازان نيروي فوق العاده اي گرفتند و با قدرت به دشمن حمله کردند و پيروز شدند.
پس از پايان نبرد معاون فرمانده پيش او آمد و گفت:قربان شما واقعا مي خواستيد سرنوشت جنگ را به يک سکه واگذار کنيد؟
فرمانده با خونسردي گفت : بله و سکه را به او نشان داد.
هر دو طرف سکه رو بود.
نکته: هر جوري شده ، به هر طريقي اعتماد به نفس رو بالا ببريد


 

|+| نوشته شده توسط سما در پنجشنبه پنجم مهر 1386  |
 چگونه موفق باشيم؟
                                                   چگونه موفق باشيم؟

 

وقتي که از واژه ي موفقيت صحبت به ميان مي آيد، براي اکثر افراد بي درنگ تصويري از پول فراوان تداعي مي شود. گرچه مفاهيم ديگري هم مي تواند تحت واژه ي موفقيت قرار بگيرد. از قبيل: زمان، دوست داشتن و عشق ورزيدن، آسايش، زيبايي آگاهي، سلامتي وحتي پول.
در صورتي که هميشه براي آنچه که مي خواهيد شتابزده عمل کنيد و معتقديد که زمان به سرعت مي گذرد و وقت کافي وجود ندارد، شما فردي هستيد که با کمبود زمان مواجه است.
اگر احساس مي کنيد که موفقيت فراتر از توان شماست، هرگز نخواهيد توانست به آن دست يابيد. اگر تصور داريد که زندگي پر مشقت و پردردسر است، هيچ گاه روي آسايش و آرامش را نخواهيد ديد.
اگر فکر مي کنيد که هيچ نمي دانيد و قادر نيستيد تا اوضاع را درک کنيد، در اين صورت به حکمت و رمز جهان مرتبط نخواهيد بود و موفق نخواهيد شد. اگر کمبود عشق، محبت و دلبستگي را در زندگي احساس کنيد برايتان دشوار خواهد بود تا عشق و دوست داشتن را در زندگي خود وارد کنيد.
و اما در مورد زيبايي؛ زيبايي در اطراف ما به وفور وجود دارد آيا اين زيبايي ها را که فراوان بر روي زمين ما گسترده است مي بينيد ويا همه چيز در نظر شما زشت و بي مصرف مي آيد. وضع جسمي و روحي شما چگونه است.
آيا هميشه احساس کسالت مي کنيد؟ و يا به راحتي سرما مي خوريد؟ احساس درد فراوان داريد؟ سرانجام به پول مي رسيم. بسياري بيان مي دارند که در زندگي آنها پول کافي وجود ندارد و يا از درآمد ثابت و يکنواخت گله مندند افراد هميشه در اين فکرند که اين را مي خواهيم و يا بايد فلان چيز را به دست آوريم، واقعيت اين است و بايد بپذيريم که موفقيت و ثروت در اطراف ماست.
زماني که چيزي را مي خواهيم و آن را به دست نمي آوريم، تا اندازه اي خودمان در عدم موفقيت دخيل هستيم. اگر ديدمان نسبت به زندگي کوته باشد، زندگي نيز به ما خست نشان خواهد داد...

 

|+| نوشته شده توسط سما در چهارشنبه چهارم مهر 1386  |
 از نقاط ضعف خود، به عنوان نقاط قوت استفاده كنيم
           

             از نقاط ضعف خود، به عنوان نقاط قوت استفاده كنيم

 

کودک ده ساله اي كه دست چپش در يك حادثه رانندگي از بازو قطع شده بود، براي تعليم فنون رزمي جودو به يك استاد سپرده شد. پدر كودك اصرار داشت استاد از فرزندش يك قهرمان جودو بسازد؛ استاد پذيرفت و به پدر كودك قول داد كه يك سال بعد مي تواند فرزندش را در مقام قهرماني كل باشگاه ها ببيند. در طول شش ماه استاد فقط روي بدن سازي كودك كار كرد و در عرض اين شش ماه حتي يك فن جودو را به او تعليم نداد. بعد از 6 ماه خبررسيد كه يك ماه بعد مسابقات محلي در شهر برگزار مي شود. استاد به كودك ده ساله، فقط يك فن آموزش داد و تا زمان برگزاري مسابقات فقط روي آن تك فن كار كرد. سرانجام مسابقات انجام شد و كودك توانست در ميان اعجاب همگان با آن تك فن همه حريفان خود را شكست دهد! سه ماه بعد كودك توانست در مسابقات بين باشگاهي نيز با استفاده از همان تك فن برنده شود و سال بعد نيز در مسابقات كشوري، آن «كودك يك دست» موفق شد تمام حريفان را زمين بزند و به عنوان قهرمان كشورانتخاب گردد. وقتي مسابقات به پايان رسيد، در راه بازگشت به منزل، كودك از استاد رازپيروزي اش را پرسيد!؟ استاد گفت: "دليل پيروزي تو اين بود كه اولاً به همان يك فن به خوبي مسلط بودي، ثانياً تنها اميدت همان يك فن بود، و سوم اينكه راه شناخته شده مقابله با اين فن، گرفتن دست چپ حريف بود كه تو چنين دستي نداشتي! نتيجه: ياد بگيريم كه در زندگي، از نقاط ضعف خود، به عنوان نقاط قوت استفاده كنيم. راز موفقيت در زندگي، داشتن امكانات نيست؛ بلكه استفاده از "بي امكاني" به عنوان نقطه قوت است.

|+| نوشته شده توسط سما در یکشنبه یکم مهر 1386  |
 در جاده موفقیت

                                   در جاده موفقیت

 

مادام كوری‌، سلامتي‌اش را از دست داد اما به اهدافش رسيد و خدمت بسيار بزرگي به بشريت كرد. اديسون هرگز از آزمايشها و تحقيقاتش نااميد و خسته نشد و هر روز اميدوارتر از قبل به كارش ادامه مي‌داد. در زندگي سر تا سر پرفراز و نشيب همة انسانهاي موفق ويژگي‌هاي مشتركي يافت مي‌شود.
ممكن است كه بسياري از ما اين روحيات و خصوصيات فردي را نداشته باشيم اما دانشمندان ثابت كرده‌اند كه درخشش و موفقيت افراد در زمينه‌هاي مختلف تنها به 20% استعداد آنها و 80% تلاش و پشتكارشان بستگي دارد.

 هر كدام از ما ويژگی روحي و اخلاقی را می‌توانيم در خودمان خلق كنيم و يا از بين ببريم‌.

 ما نيز می‌توانيم از برترين‌ها باشيم اما بايد بدانيم كه همة ی موفق‌ها چگونه عمل كرده‌اند:

1- بسيار صادق و درست كردار هستند:
همة كساني كه موفقيت را لمس كرده‌اند. همواره اصل درستكاري و صداقت را سرلوحة كارهايشان قرار داده‌اند. ممكن است بسياري با فريب و نيرنگ به ظاهر پيروز باشند، اما به راستي اين درستكاران هستند كه تا انتهاي خط، گوي سبقت را از ديگران مي‌ربايند.
2 - محتاط هستند:
به خاطر همين ويژگي است كه مي‌توانند از همة موانع به راحتي عبور كنند و همه چيز را پشت سر بگذارند. آنها هرگز بي‌گدار به آب نمي‌زنند.
3 - سخت كوش و پرتلاش هستند:
براي اين افراد زحمتكش پول بادآورده مفهومي ندارد. آنها لازمه رسيدن به موفقيت را سخت‌كوشي مي‌دانند و براي رسيدن به موفقيت از هيچ تلاشي فروگذار نمي‌كنند.
4 - تشنه يادگيري هستند:
آنها علاقه بسيار زيادي براي يادگيري در هر زمينه‌اي دارند. انسانهاي موفق‌، خودشان را بالا مي‌كشند و همواره در مسير رشد و بالندگي قدم مي‌گذارند. آنها از تمام جنبه‌هاي زندگي و به خصوص از اشتباهاتشان درس عبرت مي‌آموزند و از اين كار ابايي ندارند.
5 - مهربان و صميمي هستند:
تا به حال دقت كرده‌ايد كه انسانهاي موفق چقدر مردم دار و اجتماعي و مهربان هستند. همين ويژگي‌هاي اخلاقي آنهاست كه محبوبيت‌شان را بيشتر مي‌كند و به آنها اين توانايي را مي‌دهد كه سايرين را نيز در راه رسيدن به موفقيت ياري كنند.
6 - وفاي به عهد مي‌كنند:
قول دادن و به آن عمل كردن‌، اصلي است كه ميليون‌ها انسان را در مسير صحيح قرار داده و آنان را جزء افراد موفق مي‌شمارد.
7 - در مواجه با مشكلات‌، به دنبال راه حل هستند:
به عقيده آنها مشكلات فرصتي است طلايي و گرانبها براي انجام دادن غير ممكن‌ها. آنها به هيچ وجه از مشكلات نمي‌ترسند و شكايتي هم ندارند. انسانهاي موفق‌، همواره در جست و جوي يافتن راه حل هستند.
تنها كافيست كه از همين حالا اين شاخص‌ها را در خودتان تقويت كنيد. سپس متوجه مي‌شويد كه شما نيز وارد جاده موفقيت شده‌ايد. همواره تصوير نهايي هدف و آرزويتان را بزرگ و پررنگ براي خودتان ترسيم كنيد. يك مهندس ساختمان‌، هر روز كه بر سر ساختمان در حال ساخت‌، حاضر مي‌شود با در دست داشتن يك نقشه‌، تصوير نهايي را براي خودش تكميل مي‌كند. شما نيز چنين عمل كنيد، نقشه به دست پيش رويد و از اراده و قدرت بيكران الهي غافل نباشيد.

 

|+| نوشته شده توسط سما در سه شنبه سی ام مرداد 1386  |
 سخن روز
 

درد من حصار برکه نیست.. درد من زیستن با ماهیانی است که فکر دریا به ذهنشان خطور هم نکرده است.

 شکسپیر

|+| نوشته شده توسط سما در سه شنبه سی ام مرداد 1386  |
 کلیک کنید
                                       

                             شاه کليد رهايي

                          اعتماد كاركنان به مدیر

                          کمی با وجدان باشید                  

                               رهبران تغییر

                            استراتژی تکنولوژی

                        ایجاد وفاداری در مشتریان

 

|+| نوشته شده توسط سما در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386
 کلیک کنید
                 

                           بازگشت وبلاگ آذربایجان

                                      میل جمعی به یک استراتژی

                          همایش تبریز به روایت تصویر

 

                        

|+| نوشته شده توسط سما در یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386
 قابل توجه دوستان وست ویژنی
                              قابل توجه دوستان وست ویژنی

 

با سلام  وخسته نباشید خدمت تمامی وست ویژنی های عزیز.

طبق اطلاعات رسیده سایت شرکت از شنبه شب قابل دسترسی است و از یکشنبه محصولات قابل خریداری است.

با تشکر مدیریت وبلاگ

 

 

|+| نوشته شده توسط سما در جمعه بیست و ششم مرداد 1386  |
 تحقیر
در روی زمین تنها یک نفر این قدرت را دارد که شما را تحقیر کند و این فرد خودتان هستید نه هیچ کس دیگر..

 

توضیح اینکه وقتی فردی از شما انتقاد می کند افکار منفی را به طور خودکار در ذهن شما ایجاد می شود. واکنش احساسی شما به وسیله این افکار پیدا می شود نه توسط گفتار دیگران و شما می توانید از عکس این مطلب استفاده کنید یعنی تحت هیچ شرایطی تسلیم افکار منفی هیچ کسی نشوید.

(این افکار را تحریف شناختی می گویند تو ضیح اینکه شما به دلایل زیر ناراحت می شوید نه به دلیل گفتار یا انتقاد اطرافیان در نتیجه شما هر وقت از پدید آمدن این افکار جلوگیری کنید در هر صحنه ایی از انتقاد حتی اگر تمام دنیا هم برضد شما نظر دهند پیروز خواهید شد)

 

اما افکاری که باعث نگرانی و ناراحتی شما می شوند عبارتند از:

  1. تفکر همه یا هیچ : انتقادات را سفید یا سیاه مطلق می بینید. یا هیچی نمی خواهید یا همه را باهم دوست دارید.
  2. تعمیم مبالغه آمیز : یک حادثه منفی را شکست همیشگی می دانید. من نمی تولنم هیچ وقت توی این کار موفق بشم چون یک بار ...
  3. فیلتر ذهنی : با توجه به یک جزء منفی دیدتان از تمام واقعیت ها تیره می شود. فقط نکات منفی را نبینید.
  4. بی توجهی به موارد مثبت
  5. نتیجه گیری فوری : بدون بررسی فورا نتیجه گیری میکنید.                  ۵ - الف : ذهن خوانی : بدون دلیل فکر می کنید که دیگران واکنش منفی نسبت به شما دارند و زحمت بررسی به خودتان نمی دهید.

          ۵ - ب: خطای طالع بینی : پیش بینی بدبینانه می کنید و احساس می کنید واقعیت است.

  6. بزرگ نمایی یا کوچک نمایی : صفات مثبت یا منفی خود  و دیگران را بیش از حد بزرگ یا کوچک می کنید.

  7. استدلال احساسی : فکر می کنید احساسات منفی تان لزوما دلیل واقعیت امور است.

  8. باید ها و نباید ها : باید این کار را بکنید یا نکنید . بدون دلیل می خواهید مردم طبق بایدهای شما زندگی کنند. 

  9. برچسب زدن : به جای توجه به رفتار اشتباه به خود یا دیگران برچسب منفی می زنید.من(فلانی) آدم بی عرضه ایه. فلانی خیلی کند ذهن است.

  10. ادامه دارد..... 

|+| نوشته شده توسط سما در جمعه بیست و ششم مرداد 1386  |
 کلیک کنید
                                      

                                بعضی آدمها

                               صدایی متفاوت

                   با نتورک مارکتینگ ثروتمند شوید

      چگونه بيشترين سود را از تجارت خانگي‌ تان بدست مي‌آوريد؟

                                   واقعیت انسان های بزرگ

                            آیا بازاریابی شبکه ای قانونی است؟

                                                  پلن جديد

         صحبت دوستانه با آقای دكتر بابایی و تاپ لیدرهای شركت

                                انسان موفق باآموزش متولد شد

 

|+| نوشته شده توسط سما در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386
 چگونه آینده ای درخشان داشته باشیم ؟
                  چگونه آینده ای درخشان داشته باشیم ؟

 

۱.بدانیم که زندگی همیشه عادلانه با ما برخورد نمی کند. آنچه مجبور به قبولش هستیم ، بپذیریم و مواردی را که قادر به تغییرشان هستیم تغییر دهیم.

2- قبل از انجام هر کاری درباره آن خوب فکر کنیم. یک لحظه بی دقتی سال ها پشیمانی و اندوه را به همراه می آورد.

3- در جست و جوی زیبائی موجود در زندگی ، طبیعت و مردم باشیم.

4- سپاسگذار دارائی های مادی خود ، مردم و لحظاتی که سپری می شوند ، باشیم.

5- تمام سعی و تلاش خود را برای بوجود آوردن سرگرمی های مفید به کار گیریم. این راه بهترین روش برای بوجود آوردن رشته های محبت بین دیگران و خودمان است و خاطرات زیبائی را ترسیم می نماید.

6- زمانی را به خود اختصاص دهیم و کاری را انجام دهیم که ار آن لذت می بریم و هیچ گونه احساس گناهی از انجام دادن آن نداشته باشیم.

7- دیگران را بدون قضاوت کردن درباره شان بپذیریم و بدانیم هر فرد با دیگری متفاوت است.

8- دیگران را ببخشیم ، زیرا دلخور بودن از دیگران بیشتر خود ما را می آزارد.

9- ذهن خودمان را برای ایده های جدید آماده کنیم و از سعی و تلاش نترسیم.

10- در ذهن خود برنامه هایی را تصور کنیم و به سوی چیزی که می خواهیم ، حرکت کنیم.

با قدرت به پیش!


 

|+| نوشته شده توسط سما در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386  |
 کلیک کنید
                         

                               ده قانون برای يک روزخوب

                                     مغرور

                   كتاب پنير راهي براي موفقيت ليدرهاست

 

 

|+| نوشته شده توسط سما در چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386
 یک رمز شاد زیستن
                                              

                                 رمز شاد زیستن

 

روزی دختر کوچکی از مرغزاری می گذشت. پروانه ای را دید بر سر تیغی گرفتار. با احتیاط تمام پروانه را آزاد کرد. پروانه چرخی زد. پرکشید و دور شد . پس از مدت کوتاهی پروانه در جامه پری زیبایی در برابر دختر ظاهر شد و به وی گفت: به سبب پاکدلی و مهربانیت آرزویی را که در دل داری بر آورده می سازم. دخترک پس از کمی تامل پاسخ داد: من می خواهم شاد باشم.
پری خم شد و در گوش دخترک چیزی زمزمه کرد و از دیده او نهان گشت. دخترک بزرگ می شود. آن گونه که در هیچ سرزمینی کسی به شادمانی او نیست. هربار کسی راز شادیش را می پرسد با تبسم شیرین بر لب می گوید: من به حرف پری زیبایی گوش سپردم. زمانی که به کهنسالی می رسد. همسایگان از بیم آنکه راز جادویی همراه او بمیرد، عاجزانه از او می خواهند که آن رمز را به ایشان بگوید: به ما بگو پری به تو چه گفت؟ دخترک که اکنون زنی کهنسال و بسیار دوست داشتنی است، لبخندی ساده بر لب می آورد و می گوید: پری به من گفت همه انسانها با همه احساس امنیتی که به ظاهر دارند. به هم نیازمندند!. 

وقتی که در شادی بسته میشه، یه در دیگه باز میشه ولی اغلب اوقات ما اینقدر به در بسته نگاه می کنیم که اون دری رو نمی بینیم که واسمون باز شده.بذار اونقدر شادی داشته باشی که زندگیتو شیرین کنه،اونقدر تجربه که قویت کنه،اونقدر غم که انسان نگهت داره و اونقدر امید که شادت کنه. 

روشنترین آینده ها همیشه بر پایه ی گذشته فراموش شده بنا میشه
تو نمیتونی تو زندگی پیشرفت کنی مگه اینکه اجازه بدی خطاها و رنجهای روحی گذشتت از ذهنت بره.

شادترین مردم لزوما بهترین چیزا رو ندارن،اونا فقط از چیزایی که سرراهشون میاد بهترین استفاده رومیکنن.


 

|+| نوشته شده توسط سما در دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386  |
 کلیک کنید
                                     

                            جلسه ای در دفتر شرکت 

                                                          هفت بار

                   عکس های همایش وست ویژن در تبریز    

                            اطلاعیه از طرف دفتر شرکت وست ویژن

                                      

 

|+| نوشته شده توسط سما در دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386
 داستان رنجانیدن امیر
       داستان رنجانیدن  خفته ای  که مار در دهانش رفته بود

 

مردی عاقل، سوار براسب از چمن زاری می­گذشت. ناگهان مردی را زير سايه درختی در حال خواب مشاهده کرد و ديد که ماری در حال خزيدن به داخل دهان اوست. مرد با شتاب به فرد خفته نزديک شد، ولی ديگر کار از کار گذشته بود.

سوار چون فرد عاقلی بود اول چند کشيده جانانه بر فرد خوابيده زد.

خوابيده با تعجب بيدار شد که چرا اين کشيده­ها را خورده ولی تا به خودش بجنبد با ضربات پياپی سوار رو به رو شد که با تحکم و زور او را به زير يک درخت سيبی کشانيد که در زير آن سيب­ها ی پوسيده بسياری ريخته شده بود. سوار گفت که ازين سيب­ها ی پوسيده بخور و گرنه بيش­تر تنبيه می­شوی! و مرد ناچاراً چندان خورد که ديگر معده­اش تاب و توان نداشت و سيب­ها ی پوسيده از دهانش بيرون می­ريخت .

مرد بدبخت دائم نفرين می­کرد که: « ای مرد سوار، تو از وضعت پيداست که آدم با شخصيتی هستی، من به تو چه کردم که اين طور بلا بر سرم می­آوری، اقلاً يک­باره تيغ بردار و هلاکم کن! خدايا، تو خودت اين مرد را هلاک کن و مکافاتش را بده » و از اين حرف­ها ... که سوارکار گفت: « الان وقتش رسيده که در اين صحرا بدوی تا نفست در بيايد! »

مرد می­دويد و سوارکار هم سوار بر اسب با تازيانه او را وادار به دويدن بيش­تر می­کرد. مرد بدبخت چندين بار افتاد و بلند شد و در صحرای پر از خار هزاران زخم ديد ولی چاره­ای نداشت، چون ايستادن با چوب خوردن يکی بود. مرد آن قدر دويد تا از نفس افتاد، در اين هنگام حالت قی بر او غالب شد و در نتيجه هر چه که خورده بود همراه با آن مار از معده­اش بيرون زد. مرد چون آن مار را ديد همه ماجرا را فهميد و به سوارکار عاقل سجده نمود.

مرد به خاطر این کار از لطف امیر تشکر کرد و از او به خاطر تمام نفرین­ها و اعتراض­هایی که کرده بود، معذرت خواست، ولی يک راز را به عنوان سوال مطرح کرد که: « ای سوار عاقل، چرا تو از اول ماجرا را برای من نقل نکردی که من بدانم قضيه چيست تا خودم با کمال ميل با تو هم­کاری بکنم و اينقدر هم به تو توهين نمی­شد؟ »

مرد عاقل پاسخ داد: « اگر من می­گفتم که مار، در معده تو است تو خودت سکته می­کردی و ترس قاتل جانت می­شد و ديگر تاب و توانی برای اين همه تلاش و کوشش نداشتی، پس من ناچار به پرورش ناگفتنی تو بودم . »

 

|+| نوشته شده توسط سما در شنبه بیستم مرداد 1386  |
 کلیک کنید
                          

                     کلیاتی در مورد نتورک مارکتینگ

                                   آخرین امید

 

|+| نوشته شده توسط سما در شنبه بیستم مرداد 1386
 موفقیت های بزرگ از تقلا به دست می آید
                     موفقیت های بزرگ از تقلا به دست می آید

 

زمان حرکت به سمت جلو،جزو دشوارترین کارهاست.پس تنها به ادامه دادن، فکر کنید. شما زودتر از کسی که پیشرفت برایش زحمتی نداشته ، به مقصد می رسید.

اگرمعتقید دستیابی به قله های مرتفع به آسانی صورت می گیرد، هرگز متوجه نخواهید شد فرآیند موفقیت چگونه انجام می پذیرد و میدان دید خود را بسیار محدود کرده اید. صعود در هر زمینه ای دشوار،وقت گیر و یشتر ملال آور است.

علت اینکه قله، جای شلوغی نیست این است که بیشتر مردم کارهایی که برای کسب موفقیت ضروری هستند،انجام نمی دهند. اگر برای ادامه دادن،نیاز به انگیزه دارید، زندگی نامه زنان و مردانی را که در دوران زندگی به جاهای بزرگی دست یافته اند، بخوانید. متوجه می شوید که آنها به این دلیل اینکه از رها کردن، امتناع کرده اند،پیروز شده اند. آنها بعد از این که مردم عادی دست از کار کشیدند و به خانه رفتند، به تنهایی به زحمت کشیدن ادامه دادند.

رالف والدر امرسون می گوید: قدرت ما به دنبال ضعف های ما به وجود می آید.

تا رنج نکشیم، تحمل نیش نکنیم و مورد تهاجم قرار نگیریم،خشم همراه با نیروهای پنهان از ما ظاهر نخواهد شد.

کشمکش و تقلا ، شما را وادار می کند در پی غلبه بر فقر و فلاکت برآیید و شما را به سمت دستاوردهای واقعی سوق می دهد.هر تلاش خود را به عنوان فرصتی جهت افزایش رشد شخصیتی خود لحاظ کنید.خود تلاش، صرف نظر از نتیجه آن، شخصیت شما را می سازد. اگر می دانید راهی که می روید، صحیح است، در گیری شما مردد باشند.

هنگامی که در آن موفق می شوید( و مطمئن باش اگر به آن بچسبید، موفق خواهید شد) همه آنها خواهند گفت که در آن ها از قبل می دانستند شما نیروی لازم برای موفق شدن در این راه را دارید.

 

|+| نوشته شده توسط سما در پنجشنبه هجدهم مرداد 1386  |
 کلیک کنید(مهم)

                       

                        خبر فوری(حتما بخوانید)          

            هشدار برای همه وبلاگ نویسان وست ویژن

 

 

|+| نوشته شده توسط سما در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386
  قابل توجه دوستان وست ویژنی
                        قابل توجه دوستان وست ویژنی

 

متاسفانه مطلع شدیم که یکی دیگر از وبلاگ های فعال (وبلاگ وست ویژن خرم آباد )هک شده. لذا از شما عزیزان تقاضا داریم که مطلبی از این وبلاگ دانلود و لینک نکنید. در ذیل پیغام خود ایشان را می گذاریم.

 

سلام همكار عزيز متاسفانه وبلاگ ما هك شده لطفا اين خبر را در يكي از پستهايتان قرار دهيد و به هيچ وجه از وبلاگ ما نه لينك بگيريد نه چيزي را دانلود كنيد.

با تشكر وست ويژن خرم آباد

 

|+| نوشته شده توسط سما در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386  |
 حکایت(پاره آجر)
                                                 حکایت پاره آجر

 

روزی مردی ثروتمند در اتومبیل جدید و گران قیمت خود با سرعت فراوان از خیابان کم رفت و آمدی می گذشت.
ناگهان از بین دو اتو مبیل پارک شده در کنار خیابان یک پسر بچه آجری به سمت او پرتاب کرد.
پاره آجر به اتومبیل او برخورد کرد.مرد پایش را روی ترمز گذاشت و سریع پیاده شد و دید که اتومبیلش صدمه زیادی دیده است.

به طرف پسرک رفت و او را سرزنش کرد.پسرک گریان با تلاش فراوان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پیاده رو،جایی که برادر فلجش از روی صندلی چرخ دار به زمین افتاده بود جلب کند.

پسرک گفت: اینجا خیابان خلوتی است و به ندرت کسی از آن عبور می کند.برادر بزرگم از روی صندلی چرخ دارش به زمین افتاد و من زور کافی برای بلند کردنش ندارم.برای اینکه شما را متوقف کنم،ناچار شدم از پاره آجر استفاده کنم.

مرد بسیار متاثر شد و از پسر عذرخواهی کرد؛برادر پسرک را بلند کرد و روی صندلی نشاند و سوار اتومبیل گرانقیمتش شد و به آرامی به راهش ادامه داد.

در زندگی چنان با سرعت حرکت نکنید که دیگران مجبور شوند برای جلب توجه شما پاره آجر به سویتان پرتاب کنند!

خدا در روح ما زمزمه می کند و با قلب ما حرف می زند،اما بعضی وقت ها،زمانیکه ما وقت نداریم گوش کنیم،او مجبور می شود پاره آجری به سوی ما پرتاب کند.این انتخاب خودمان است که گوش کنیم یا نه.


 

|+| نوشته شده توسط سما در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386  |
 حکایت(پیله ابریشم)
                                         حکایت(پیله ابریشم)

 

روزي سوراخ کوچکي در يک پيله ظاهر شد . شخصي نشست و ساعتها تقلاي پروانه براي بيرون آمدن از سوراخ کوچک پيله راتماشا کرد. ناگهان تقلاي پروانه متوقف شدو به نظر رسيد که خسته شده و ديگر نمي تواند به تلاشش ادامه دهد. آن شخص مصمم شد به پروانه کمک کندو با برش قيچي سوراخ پيله را گشاد کرد. پروانه به راحتي از پيله خارج شد اما جثه اش ضعيف و بالهايش چروکيده بودند. آن شخص به تماشاي پروانه ادامه داد . او انتظار داشت پر پروانه گسترده و مستحکم شود واز جثه او محافظت کند اما چنين نشد . در واقع پروانه ناچار شد همه عمر را روي زمين بخزد . و هرگز نتوانست با بالهايش پرواز کند . آن شخص مهربان نفهميد که محدوديت پيله و تقلا براي خارج شدن از سوراخ ريز آن را خدا براي پروانه قرار داده بود تا به آن وسيله مايعي از بدنش ترشح شود و پس از خروج از پيله به او امکان پرواز دهد .

گاهي اوقات در زندگي فقط به تقلا نياز داريم. اگر خداوند مقرر ميکرد بدون هيچ مشکلي زندگي کنيم فلج ميشديم - به اندازه کافي قوي نميشديم و هر گز نمي توانستيم پرواز کنيم

 

|+| نوشته شده توسط سما در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386  |
 داستان هدف

                                                 نود سانتیمتر تا هدف

 

بنده خدایی در جستجوی طلا بود ساعت ها و سال ها زحمت کشید و در جستجوی معدنی که رگه های غنی از طلا در آن یافته بود به امید دست یابی به مقدار انبوه طلا دیواره آن را می کند و می کاوید، این کار را بارها و بارها ادامه داد ولی کم کم سایه نا امیدی ، راه امیدش را تیره و تار کرد و از خیر معدن گذشت و آن را به دیگری فروخت، صاحب جدید بلافاصله یک زمین شناس را استخدام کرد و از او در رابطه با آن معدن طلا نظر خواهی کرد، وی وقتی در معدن حضور یافت و به بررسی رگه های طلا پرداخت گفت: این رگه که تا به حال دنبال شده بسیار غنی است و علت آن هم این است که رگه های غنی در اوایل ضعیف هستند ولی بعد ناگهان غنی می شوند. بنابر این به حفاری همان رگه به ظاهر ضعیف ادامه دادند و تنها بعد از 90 سانتی متر کندن در جهتی درست، رگه غنی طلا پدیدار شد و بعد از آن بود که کامیون های پر از سنگ غنی طلا به طرف کارخانه استخراج طلا از طرف آن معدن سرازیر شدند و صاحب جدید خود را مالک میلیاردها دلار پول و ثروت کرد.

اما صاحب اول چرا نتوانست امیدوار بماند؟ شاید بهترین دلیل آن بود که واقعا سخت کوشی زیادی کرده بود ولی عنصر زیرکی و فراست را در سخت کوشی خود وارد نکرده بود، ضمنا می بایستی از کارشناس زمین شناسی کمک می گرفت و در عین حال خوش بینی را حفظ می کرد.

وقتی در اوج نا امیدی قرار داریم و در دل تاریک اتفاقات زندگی قدم می زنیم چگونه خود را امیدوار کنیم که شاید در انتهای کوچه بعدی هدف ما بدرخشد؟ واقعیت آن است که بایستی در این راه از روش علمی و کارشناسی بهره بگیریم درست مثل صاحب زیرک و خوش شانس معدن طلا که از کارشناس متخصص در زمین شناسی استفاده کرد و صاحب میلیاردها دلار ثروت شد.

شاید برایتان جالب باشد اگر بدانید دانشگاه هاروارد تحقیقی ارائه داده که در آن ظرفیت ذهن افراد مورد بررسی قرار گرفته است طبق آمار، اکثر مردم فقط از 10 در صد ظرفیت ذهنشان استفاده می کنند و 90 درصد ظرفیت مغز افراد دست نخورده باقی می ماند و افراد بسیار موفق تنها از 14 درصد ظرفیت ذهنشان استفاده می کنند و این امر بدان معناست که حتی آنها هم 86 درصد ظرفیت ذهنشان را استفاده نمی کنند. خوب دانستن این موضوع کمکی به ما می کند؟

خوب شاید یک کمک آن این باشد که کمتر حافظه و ذهن و استعدادهای خود را سرزنش کنیم.چراکه اکثر شما با خود می گویید افرادی که در کار تجارت و در کل کسب درآمد موفق هستند و به ثروت چشم گیری رسیده اند، افرادی تیز هوش و خارق العاده هستند و ذهن خود را مرتبا مورد بمبارانی از انواع تحقیر ها قرار می دهید و طبیعتا دانستن این موضوع می تواند به کاهش یا پایان تحقیر ذهن مان منجر شود ولی یک نکته مهم وجود دارد، آیا بعد از دانستن این موضوع مشکل ما حل می شود؟ یعنی به صرف اینکه بدانیم 90% ظرفیت ذهنمان خالی است و تلاش برای استفاده از آن، مشکل را حل می کند؟ مالک اولیه معدن را به یاد بیاورید ، او خوب می دانست که یک معدن طلای ناب در آنجا نهفته است ولی هرچه تلاش کرد نتوانست از آن استفاده کند چراکه نیاز به ابزارهای لازم، تکنولوژی و دانش فنی داشت، که فاقد آن بود. بعبارتی دیگر، اینکه بدانیم 90% حافظه و ذهن ما دست نخورده است ولی ندانیم چگونه می توان چند درصدی از آن را در گیر تفکر کرد تا رفتارهای تیزهوشانه (مانند افراد ثروتمند و متفکر در اقتصاد که تنها 4% بیشتر از ذهنشان استفاده می کنند) داشته باشیم، مشکلی را حل نخواهد کرد .

در دنیای امروز کسی به ثروت خواهد رسید که بتواند «سخت کوشی» را با هنر «زیرکانه رفتار کردن» پیوند بزند اگرچه سخت کوشی به تنهایی هم می تواند نتایجی را به بار آورد ولی هنگامی که با هنر استفاده از تجربیات دیگران و روش های علمی پیوند بخورد، موفقیت در آن ضریب اطمینان بیشتری می یابد.

 

|+| نوشته شده توسط سما در جمعه دوازدهم مرداد 1386  |
 داستان ریپانزل
 
جادوگر درون
 
 
قصه ی ریپانزل مانند بسیاری از افسانه های دیگر واجد یک معنای عمیق تر در زیر این ظاهر سطحی است. این داستان درباره ی تصویر ذهنی انسان از خویشتن است. ریپانزل دختر جوانی است که در یک قصر زندانی یک جادوگر پیر است. جادوگری که مرتبا به او می گوید: تو خیلی زشتی!!

روزی شاهزاده زیبایی از کنار برج می گذرد و با ریپانزل از دلربایی او سخن می گوید، ریپانزل دسته موی بافته ی طلایی اش را از بالای برج آویزان می کند(ظاهرا بلندی قابل توجهی داشته) شاهزاده ی جوان با موی او بالا می رود و ریپانزل را نجات می دهد.

در واقع او نه زندانی قصر بود نه زندانی جادوگر پیر! بلکه زندانی باور زشتی خود بود و وقتی زیبایی خود را که در چهره ی شاهزاده انعکاس یافته بود شناخت، فهمید که می تواند آزاد باشد.

همه ی ما باید از جادوگر یا جادوگران درون خود که مانع آزادی ما هستند آگاه باشیم.

 

|+| نوشته شده توسط سما در پنجشنبه یازدهم مرداد 1386  |
 
 
بالا