تبليغاتX
وست ویژن _ اصفهان مسترز تیم
وست ویژن _ اصفهان مسترز تیم
 ثروتمندترین مردان جهان در سال ۲۰۰۹
 

ثروتمندترین مردان جهان در سال ۲۰۰۹

 

 

ویلیام (بیل) گیتس، بار دیگر به عنوان پروتمندترین فرد جهان معرفی شد. مجموع ثروت گیتس به چهل میلیارد دلار می‌رسد/ عکس: Forbes

ویلیام (بیل) گیتس، بار دیگر به عنوان پروتمندترین فرد جهان معرفی شد. مجموع ثروت گیتس به چهل میلیارد دلار می‌رسد/ عکس: Forbes
 
 
نشریه فوربس فهرست ثروتمند‌ترین افراد جهان را در سال 2009 منتشر کرد.

در رده‌بندی جدید باردیگر «بیل گیتس» بنیان‌گذار شرکت مایکروسافت ثروتمندترین مرد جهان شناخته شد. وی سال گذشته نفر سوم این فهرست شده بود. مجموع ثروت گیتس به چهل میلیارد دلار می‌رسد. 

پس از او «وارن بافت» میلیاردر آمریکایی که در بحران مالی جهانی بیست و پنج میلیارد دلار از دست داد، دوم است. مجموع ثروت او امسال به سی و هفت میلیارد دلار می‌رسد.

در مکان سوم «کارلوس اسلیم» غول رسانه‌ای مکزیکی با سی و پنج میلیارد
دلار ثروت قرار گرفته است. وی از جایگاه دوم به جایگاه سوم رسیده است.

در رده‌های بعدی این فهرست می‌توان افراد زیر را مشاهده کرد:
 
4. «لاری الیسون» با بیست و دو میلیارد و پانصد میلیون دلار ثروت.

5. «انیگوار کامپراد» با بیست و دو میلیارد دلار ثروت.
 
6. «کارل البرشت» با بیست و یک و نیم میلیارد دلار ثروت.
 
7. «موکش امبانی» از هند با نوزده و نیم میلیارد دلار ثروت.
 
8. «لاکشی میتال» هندی با نوزده و نیم میلیارد دلار ثروت.
 
9. «تئو البرشت» با نوزده میلیارد و سیصد میلیون دلار ثروت و
 
10. «آمانسیا اورتگا» با هجده میلیارد و سیصد میلیون دلار ثروت قرار گرفته است.


بحران مالی جهانی به میلیاردرهای جهان رحم نکرده است. سیصد و سی و دو میلیاردر سابق از فهرست نشریه فوربس خارج شده‌اند و به عبارتی ثروتشان به کمتر از یک میلیارد دلار رسیده است.

امروزه فقط 793 میلیاردر در جهان وجود دارد درحالی که سال گذشته تعداد آنان به هزار و صد و بیست و پنج نفر می‌رسید.

«لوئیزا کرول» سردبیر «فوربس» می‌گوید میلیاردرها نیز مثل افراد دیگر
جهان قربانی بحران شدند و ارزش سهام برای آنان سقوطی تاریخی به ثبت رساند. ارزش ثروت ملکی آنان نیز به طور قابل توجهی کاهش یافته است. آنان برای حفظ پول خود آن‌قدرها موفق نبوده‌اند. 

«آلن استنفورد» میلیاردر سابق آمریکایی که به کلاهبرداری چند میلیارد دلاری متهم شده است از این فهرست خارج شد.

«مایکل بلومبرگ»، شهردار نیویورک مسیری خلاف جهت طی کرده است یعنی از رده شصت و پنجم به رده هفدهم صعود کرده است. میزان ثروت او به شانزده میلیارد دلار می‌رسد.

یکی از شگفت‌انگیز‌ترین افراد حاضر در این فهرست «خواکیم گوسمن» از سرکردگان مافیای قاچاق کوکایین مکزیک است که میزان ثروتش یک میلیارد دلار برآورد شده است.

در رده بندی ثروتمندان امسال به طور قابل توجهی از ثروتمندان روسی و هندی و چینی کاسته شده است.

شهر نیویورک نیز شهری با بیشترین تعداد میلیاردر در جهان معرفی شده است. بیشترین تعداد میلیاردرها سال گذشته در شهر مسکو حضور داشتند.

بر اساس رده‌بندی مجله فوربس «سیلویو برلوسکنی» نخست‌وزیر ایتالیا، دومین ثروتمند بزرگ این کشور است.

فوربس می‌نویسد برلوسکنی بعد از «میشل فره رو» (Michele Ferrero) بزرگ‌ترین ثروتمند ایتالیایی
و رئیس گروه صنعتی بزرگی که «نوتلا» (Nutella) را هم شامل می‌شود، در جایگاه اول قرار دارد.

برلوسکنی با شش میلیارد و پانصد میلیون دلار ثروت در طبقه بندی امسال مجله فوربس دومین سرمایه دار بزرگ ایتالیا و هفتادمین ثروتمند بزرگ جهان محسوب شده است.

«میشل فره رو» که بزرگ‌ترین سرمایه‌دار فعلی ایتالیا است، نه میلیارد و پانصد میلیون دلار ثروت دارد و چهلمین سرمایه دار بزرگ دنیا به حساب می‌آید.

«ولید بن طلال»، شاهزاده
سعودی هم با سیزده میلیارد و سیصد میلیون دلار دارایی همچنان ثروتمندترین مرد عرب است.

فوربس نام «ولید بن طلال» را با وجود کاهش دارایی‌هایش در یک سال گذشته، در فهرست سالانه خود از ثروتمندترین مردان جهان قرار دارد.

ارزش دارایی‌های ولید بن طلال در سال گذشته هفده میلیارد دلار برآورد شده بود.

دارایی شرکت «المملکه» که «بن طلال» نود و پنج درصد سهام آن را در اختیار دارد هفت میلیارد و نهصد و هشتاد میلیون دلار برآورد شده است.

ثروت «بن طلال» در دو شرکت «ال بی سی» و «روتانا» هم به یک میلیارد و ششصد و ده میلیون دلار می‌رسد. وی همچنین سه میلیارد و دویست میلیون دلار سرمایه‌گذاری در بخش مستغلات دارد.

ارزش وسایل نقلیه ولید بن طلال از جمله سه هواپیما و دو بالگرد و چندین خودروی گران‌قیمت خصوصی بیش از هشتصد میلیون دلار است.
از مقایسه ی این رده بندی در سال های ۲۰۰۸ و ۲۰۰۹ چه نتاجی می گیرید؟ در پست بعدی بیشتر در این باره بحث می کنیم.
 
|+| نوشته شده توسط مدیر وبلاگ در شنبه بیست و دوم فروردین 1388  |
 رده بندی ثروتمندترین مردان جهان در سال 2008


رده بندی ثروتمندترین مردان جهان در سال 2008

 

 

● بنيانگذار مايكروسافت در رده سوم Forbes

مجله فوربس كه هر ساله فهرست ثروت مندان جهان را منتشر مي كند ،‌از كاهش ثروت ميلياردرهاي حوزه فناوري گزارش مي دهد

جديد ترين رده بندي مجله مشهور فوربس نشان مي دهد كه بحران جهاني اقتصاد ،‌بر روي ثروت ميلياردرهاي جهان تاير مستقيم داشته و باعث كاهش ميزان ثروت هاي رويايي اعضاي باشگاه ميلياردرهاي جهان شده است .

به گزارش پايگاه خبري گيگا نيوز و به نقل از سايت شفاف ،‌ بيل گيتس ،‌بنيانگذار شركت مايكروسافت آمريكا كه سال ها رتبه نخست ميلياردرهاي جهان را در اختيار داشت ،‌به رتبه سوم اين رده بندي تنزل كرده است .

همه آنهايي که به نحسي عدد 13 اعتقاد دارند، معتقدند که دوران فرمانروايي بيل گيتس به عنوان ثروتمندترين مرد دنيا به خاطر همين عدد 13 خاتمه يافت. چراکه موسس شرکت مايکروسافت بعد از 13سال حضور در راس جدول رده بندي ثروتمندترين مردان جهان، جاي خود را به وارن بافت داده و خودش به مکان سوم سقوط کرده است.

در اين رده‌بندي کارلوس اسليم حلو مکزيکي در جايگاه دوم قرار گرفته و در رتبه چهارم لاکشي ميتال ايستاده و رتبه پنجم به موکشي آمباني هندي تعلق گرفته است. با اينکه ثروت بيل گيتس با 2 ميليارد افزايش نسبت به سال گذشته به 58 ميليارد دلار آمريکا رسيده ولي او در قياس با ثروت وارن بافت دوست صميمي‌اش که با 10 ميليارد دلار افزايش نسبت به سال گذشته هم‌اکنون صاحب 62 ميليارد دلار سرمايه شده، جايگاهي بهتر از مقام سوم اين رده‌بندي به‌دست نمي‌آورد.

ثروت خالص غول ارتباطات و مخابرات مکزيک هم امسال با دوبرابر افزايش نسبت به 2 سال پيش حدود 60 ميليارد دلار برآورد شده که او را در مکان دوم ثروتمندترين مردان جهان در سال گذشته معرفي کرده است.

 

● آغاز عصری جدید

مطمئنا فهرست جدید فوربس نمایانگر شروع عصر جدیدی است که البته تنها به موضوع سوم شدن بیل گیتس در رده‌بندی آخر ثروتمندان جهان مربوط نمی‌شود. بیست‌و‌دومین رده‌بندی میلیاردهای جهان سرشار از چهره‌های جدید است. به‌عنوان نمونه ۲ سال پیش ۱۰ نفر از ۲۰ مرد ثرومتند جهان را آمریکایی‌ها تشکیل می‌دادند ولی این رقم امروز به ۴نفر رسیده و هند تنها کشوری است که می‌تواند به داشتن ۴میلیاردر در جمع ۱۰ نفر اول فهرست فوربس افتخار کند. برای اولین‌بار در تاریخ انتشار این فهرست، تعداد میلیاردرهای جهان که فوربس آنها را معرفی کرده به ۱۱۲۵ نفر رسیده است. آنها از ۵۴ کشور جهان در فهرست امسال فوربس قرار گرفته‌اند که نسبت به سال قبل ۱۷۹ نفر افزایش داشته است. در مجموع ثروت خالص این افراد به ۴/۴ تریلیون دلار می‌رسد که دوسوم این افراد میلیاردرهای خودساخته هستند و ۵۰ نفرشان كمتر از ۴۰ سال دارند.
حتی به‌رغم بحران اقتصادی موجود در جهان که تاثیرات عمده‌ای در این فهرست داشته، آمریکایی‌ها هنوز ۴۲درصد از میلیاردرهای دنیا را تشکیل داده و ۳۷درصد از ثروت کلی جهان را در اختیار دارند. البته این مقدار نسبت به فهرست سال قبل درصد کمی‌ با کاهش مواجه شده است. ۱۶سال بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، روسیه دومین کشور جهان است که بیشترین تعداد میلیاردرهای دنیا را بعد از ایالات متحده با ۸۷ نفر در فهرست فوربس به خود اختصاص داده و از آلمان هم که ۵۹ میلیاردر در این فهرست دارد، سبقت گرفته است. ژرمن‌ها ۶سال تمام در جایگاه کنونی روسیه قرار داشتند. در این فهرست ۲۲۶ چهره تازه به چشم می‌خورد که ۷۷ نفر از تازه واردها آمریکایی هستند. نیمی‌ از این افراد ثروت خود را مدیون سرمایه‌گذاری‌های مهم مالی هستند و توانستند با توجه به شرایطی که در ماه‌های اخیر در عرصه اقتصادی ایجاد شد، بیشترین بهره ممکن را از اتفاق‌های رخ داده ببرند. ۳۵ میلیاردر جدید هم از روسیه برخاسته‌اند و ۲۸ نفر هم چینی و ۱۹ نفر دیگر هم هندی هستند. دو نفر از چهره‌های جدید این فهرست را هم پاتریس موتسپه از آفریقای‌جنوبی و آلیکو دانگوته نیجریه‌ای که اولین آفریقایی تیره پوستی است که در فهرست ثروتمندان جهان قرار گرفته و اولین میلیاردر نیجریه‌ای است،تشکیل می‌دهند.


● جوانان تازه‌وارد

امسال بارزترین نکته در فهرست فوربس تعداد جوانان حاضر در این رده‌بندی است. ۵۰نفر از میلیاردرهای جهان بالای ۴۰ سال دارند که ۲۵ نفر آنها جزو تازه واردهای این لیست هستند. ۶۸درصد میلیاردهای دنیا زیر ۴۰ سال هستند و ثروت خود را تقریبا از هیچ ساخته‌اند. موسسان گوگل، سرگئی برین و لری پیج و مایك زوكربرگ ۲۳ ساله، بنیانگذار سایت فیس بوك که به عنوان جوانترین میلیاردر جهان در این رده‌بندی جای گرفته، دراین زمره قرار می‌گیرند. ثروت ۵/۱ میلیاردی او را در ردیف هفتصدوهشتادوپنجمین میلیاردر فهرست فوربس قرار داده است. مسلما در بین همه جوانان حاضر در این فهرست از زوکربرگ هم به خاطر سن پایینش و هم به دلیل شهرت فراوان سایت او در آینده هم بیشتر از این صحبت خواهد شد.

ـ معرفی ۱۰ نفر اول لیست میلیاردهای فوربس


● وارن بافت
کشور: آمریکا
ثروت: ۰۷۷/۶۲ میلیارد دلار
غیرموروثی
منبع درآمد: شرکت برکشایر
محل اقامت: اوماها، نبراسکا،ایالات متحده
صنعت: سرمایه‌گذاری
بافت ۷۷ ساله که از او به عنوان دانشمند اوماها نام می‌برند، یک سرمایه‌گذار آمریکایی است که تاکنون در شركت‌های مختلفی از جمله كوكاكولا، و تسكو سرمایه‌گذاری كرده است. بافت مدیرعامل و بیشترین سهامدار شرکت برکشایرهاتوی است. ارزش سهام شرکت برک برکشایر طی ۲۰ سال اخیر بیش از ۴۷۰۰ درصد رشد داشته است. ارزش این شرکت بیش از ۲۱۵ میلیارد دلار است و دهمین شرکت بزرگ جهان به شمار می‌رود. سال ۲۰۰۶ میلادی او ۸۳ درصد از دارایی خود را بنیاد بیل و ملیندا گیتس اهدا کرده بود و حتی گفته شد که این میزان کمک کافی است تا سهام این بنیاد به بیش از ۲ برابر افزایش پیدا کند. بافت به‌رغم ثروتی که در اختیار دارد، فرد مقتصد و فروتنی است. ارزش خانه او در اوماها در سال ۲۰۰۸ میلادی ۷۰۰ هزار دلار بوده است. او این خانه را سال ۱۹۸۵ به ارزش ۵۰۰/۳۱ دلار خریداری کرده بود. بافت سال ۲۰۰۷ هم در فهرست ۱۰۰ مرد تاثیرگذار جهان به انتخاب مجله تایم قرار گرفته بود. او دوست داشتنی‌ترین سرمایه‌گذار آمریکاست. بافت که فرزند یک سیاستمدار اهل نبراسکاست، زمانی‌که یک نوجوان بود روزنامه بین مردم توزیع می‌کرد. بافت لیسانس هنر و مهندسی از دانشگاه نبراسکا و فوق‌لیسانس مهندسی از دانشگاه کلمبیا دارد.


● کارلوس سلیم حلو و خانواده
کشور: مکزیک
ثروت: ۰۶۸/۶۰ میلیارد دلار
غیرموروثی
منبع درآمد: تلکام
محل اقامت: مکزیکوسیتی، مکزیک، آمریکای‌جنوبی
صنعت: ارتباطات و مخابرات
کارلوس سلیم که سال ۱۹۴۰ میلادی در مکزیکوسیتی به دنیا ‌آمده یک تاجر مکزیکی است. سلیم نقش عمده‌ای در صنایع ارتباطی در مکزیک و آمریکای لاتین دارد. او شرکت‌های مخابراتی زیادی از جلمه Tel�fonos de M�xico را مدیریت می‌کند. او حالا حتی از بیل گیتس هم ثروتمندتر است. به خصوص اینکه بازار مخابرات و ارتباطات مکزیک با سرعت خوبی درحال حرکت روبه جلو است و محصولات شرکت America Movil هم با استقبال خوبی در بازار مواجه شده‌اند. سلیم که فرزند یک مهاجر لبنانی است اولین پایه‌های بناسازی این ثروت بیکران را در سال ۱۹۹۰ انجام داد. وقتی‌که او خطوط اپراتوری Telefonos de Mexico را به‌طور شخصی خریداری کرد. در ماه دسامبر America Movil قراردادی با یاهو امضا کرد تا سرویس خدمات موبایل اینترنتی را به ۱۶ کشور آمریکای‌جنوبی و کارائیب ارائه دهد. سلیم که بیوه و پدر ۶ فرزند است، یکی از هواداران پروپاقرص بیسبال و یک جمع‌آوری‌کننده کلکسیون‌های هنری است. در سال‌های اخیر او نزدیک ۷ میلیارد دلار از ثروت خود را صرف امور خیریه و پروژه‌های تاسیس مراکز بهداشتی و تحصیلی و احیای بخش تاریخی شهر مکزیکوسیتی کرده است.


● بیل گیتس
کشور: آمریکا
ثروت: ۰۵۲/۵۸ میلیارد دلار
غیرموروثی
منبع درآمد: مایکروسافت
محل اقامت: مدینا، واشنگتن، ایالات متحده
صنعت: نرم‌افزار
بیل گیتس ۵۲ ساله تا پیش از این بین سالهای ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۷ میلادی ثروتمند‌ترین مرد جهان بود و به‌عنوان بنیانگذار تحول در رایانه‌های شخصی شهرت یافته است. نحوه تجارت بیل گیتس به دلیل اینکه قدرت رقابت را از دیگر رقبای خود در این عرصه سلب کرده همواره مورد انتقاد بوده و حتی بارها از او به این دلیل شکایت شده‌است. اقدامات خیرخواهانه گیتس بر همه آشکار هست و او در این راستا سال ۲۰۰۰ میلادی بنیاد بیل و ملیندا گیتس را تاسیس کرده که سرمایه آن معادل ۷/۳۸ میلیون دلار است و در زمینه‌های گوناگونی همچون تهیه منابع مالی لازم برای توسعه و ساخت واکسن‌هایی برای مبارزه با بیماری ایدز و مالاریا و غیره فعالیت می‌کند. گیتس در سال دوم تحصیلاتش در دانشگاه هاروارد را نیمه تمام رها‌ کرد تا همه وقت خود را صرف مایکروسافت کند. شرکتی که او در سال ۱۹۷۵ با دوست دوران کودکی خود پل آلن تاسیس کرده ‌بود. گیتس معتقد بود که کامپیوتر وسیله‌ای ارزشمند در هر خانه‌ خواهد شد و برای همین آنها شروع به ساخت نرم‌افزار برای کامپیوترهای خانگی کردند و همین امر محور اصلی موفقیت‌های آتی مایکروسافت شد.


● لاکشمی‌میتال
کشور:هند
ثروت: ۰۵۷/۴۵ میلیارد دلار
موروثی
منبع درآمد: کارخانه فولاد
محل اقامت: لندن، انگلستان
صنعت: صنایع دستی
لاکشمی‌میتال ۵۷ ساله مالک کارخانه بزرگ تولید فولاد چهارمین ثروتمند بزرگ جهان است. او را سلطان فولاد جهان می‌خوانند. میتال سال ۲۰۰۴ عنوان شصت‌وسومین ثروتمند جهان را كسب كرده بود و جهش به رتبه چهارم ثروتمندان ظرف چند سال نشانده رشد دارایی‌ها و صنایع زیرپوشش اوست. لاكشمی‌ در سال ۱۹۶۹ با كسب نمرات عالی در رشته بازرگانی از دانشكده سن‌خاویر كلكته فارغ التحصیل شد. خانواده میتال در سال ۱۹۷۶ شركت فولاد میتال را تاسیس كرد ولی در سال ۱۹۹۴ به دلیل اختلافات لاكشمی ‌با پدر و برادرانش، او شركت مستقل خود را تاسیس کرد. طی این سال‌ها، میتال با حمایت از طرح‌های ادغام كارگاه‌های كوچك و استفاده از فرآوری آهن از سنگ معدن به عنوان ماده قراضه برای ساختن فولاد، توانست، صنعت نوین فولاد را در سطح جهان پایه‌ریزی كند. سایر فعالیت‌های این شركت شامل حمل، استخراج معدن، تولید و توزیع برق است. میتال همچنین ۵۸۰ تن فولاد برای ساخت بنای یادبود مرکز تجارت جهانی به نیوریورک فرستاده بود. میتال در عین حال انسان خیری است و در بنیادهای خیریه متعدد عضویت دارد.


● موکش امبانی
کشور: هند
ثروت: ۰۵۰/۴۳ میلیارد دلار
موروثی
منبع درآمد: کارخانه پتروشیمی
محل اقامت: بمبئی، هند
صنعت: صنایع دستی
ثروتمندترین مرد آسیایی ساکن این قاره مدیریت یک شرکت بزرگ صنایع پتروشیمی ‌ریلاینس را که توسط پدر آمبانی در سال ۱۹۶۶ تاسیس شد و اکنون از نظر سرمایه بازار، ارزشمندترین شرکت در هند است، برعهده دارد. ثروت او نسبت به سال گذشته ۹/۲۲ میلیون دلار افزایش داشته که او را بعد از برادرش آنیل که در سال گذشته بیشترین میزان درآمد به دلار را در سراسر جهان داشته، در رتبه دوم قرار داده است. موکش ۵۰ ساله که مدرک مهندسی شیمی ‌خود را از دانشکده فناوری شیمیایی هند گرفته و در سال اول تحصیل در استنفورد، آن را برای کمک به پدرش ناتمام گذاشت.موکش آمبانی قصد دارد گران‌ترین خانه دنیا را در بمبئی هند بسازد.


● آنیل آمبانی
کشور: هند
ثروت: ۰۴۸/۲۸ میلیارد دلار
موروثی
محل اقامت: بمبئی، هند
صنعت: بخش‌های گوناگون
آنیل آمبانی بیشترین درآمد ممکن را در بین میلیاردرهای جهان در سال گذشته داشته است. ثروت او نسبت به سال گذشته ۸/۲۳ میلیون دلار افزایش داشته و فاصله دارایی‌های او را با برادرش که یک پاله بالاتر از او در فهرست فوربس قرار گرفته، کاهش داده است. هر دو آنها ثروت‌شان را از پدر خود به ارث برده و هر یک در صنعت جداگانه‌ای این سرمایه را مورد استفاده قرار دادند. آمبانی که یک دونده ماراتن است ۶۵درصد ازسهام شرکت تلکام ریلانس را عهده‌دار است. او در شمار افراد جوان این فهرست قرار گرفته است.


● اینگوار کامپراد
کشور: سوئد
ثروت: ۰۸۱/۳۱ میلیارد دلار
غیرموروثی
منبع درآمد: شرکت Ikea
کشور محل اقامت: لوزان، سوئیس
کامپراد ۸۱ ساله فروش مبلمان و وسایل خانه را در سال ۱۹۴۷ شروع کرد و امروز کمپانی Ikea یکی از محبوب‌ترین فروشگاه‌های لوازم خانگی در سراسر جهان به شمار می‌رود و در بیش از ۴۰کشور جهان شعبه دارد. کامپراند که محصولات کارخانه‌اش به ارزان بودن در سراسر جهان شهرت یافته‌اند و از طریق آن خواسته شعار برابری را توسعه بخشد، خودش از پوشیدن لباس‌های مجلل خودداری می‌کند و حتی با پروازهای ارزان سفر می‌کند و به رستوران‌های گران نمی‌رود. حتی می‌گویند که او خانه خودش را هم با وسایل Ikea چیده است.


● کی پی سینگ
کشور: هند
ثروت: ۰۷۶/۳۰ میلیارد دلار
غیرموروثی
شرکت: املاک و مستغلات
منبع درآمد: املاک ومستغلات
محل اقامت: دهلی‌نو، هند
سینگ هم‌اکنون بزرگترین و ثروتمندترین شرکت املاک و مستغلات را در سراسر جهان در اختیار دارد. سرمایه او با ۳ برابر افزایش امسال به ۳۰ میلیارد دلار رسیده که ۱۰ میلیارد از سال گذشته بیشتر است. او که یک افسر سابق ارتش بود، سال ۱۹۶۱ شریک برادر ناتنی‌اش شد و بعد از مدتی کوتاه کمپانی DLF City را به یکی از بزرگترین شرکت‌های املاک و مستغلات در دنیا تبدیل کرد. این کمپانی تلاش می‌کند تا ۵/۱ میلیارد دلار هم در سنگاپور سرمایه‌گذاری کند. او در هند همواره در شمار چهره‌های خبرسازی بوده که مطبوعات در کنار ستاره‌های سینما به او نیز پرداخته‌اند.


● الگ دریپاسکا
کشور: روسیه
ثروت: ۰۴۰/۲۸ میلیارد دلار
غیرموروثی
شرکت: آلمینیوم روسی
محل اقامت: مسکو، روسیه
صنعت: گوناگون
الگ دریپاسکا ۴۰ ساله جایگاه نهم میلیاردرهای فوربس را به خود اختصاص داده است. او مالک �هولدینگ بازاوی المنت� است و حتی تولیدات آلومینیم خود را در نیجریه و چین هم گسترش داده و توسعه بخشیده است. او حتی قراردادهایی مبنی بر تولید آلومینیم در قزاقستان امضا کرده و در تاسیس یک نیروگاه اتمی ‌در شرق روسیه هم سرمایه‌گذاری کرده است.


● کارل آلبرت
کشور: آلمان
ثروت: ۲۷ میلیارد دلار
غیرموروثی
محل اقامت: مولهایم، آلمان
او ثروتمندترین مرد آلمان است. بعد از جنگ جهانی دوم، کارل و برادر کوچکترش تئو، مغازه کوچک مادر خود را به یک سوپرمارکت ارزان‌قیمت تبدیل کردند که امروز Aldi نام دارد و با بیش از ۸۰۰۰ شعبه ۶۷ میلیارد در سال فروش دارد. این فروشگاه در تمامی‌ شهرهای آلمان در جنوب و شمال این کشور شعبه دارد. کارل در حال حاضر بازنشسته شده است.

در روزهای آتی منتظر دیدن رده بندی ثروتمندترین مردان جهان در سال 2009 باشید. مطمئنا تفاوت های به وجود آمده در این رده بندی نکات جالبی را به خواهد آموخت.

 

|+| نوشته شده توسط مدیر وبلاگ در سه شنبه هجدهم فروردین 1388  |
 ويژگي‌هاي اقتصاد موج سومي( قسمت دوم )
 

              ويژگي‌هاي اقتصاد موج سومي( قسمت دوم و پایانی)

 

۶. مقياس

واحدهاي كاري كوچك مي‌شوند. مقياس‌هاي عملياتي به موازات بسياري از محصولات، مينياتوري شده‌است. شمار گسترده‌ي كارگراني كه به كار عضلاني مشابه مشغول بوده‌اند، جاي خود را به تيمهاي كاري كوچك تخصصي داده‌است. بنگاه‌هاي تجاري بزرگ كوچكتر مي‌شوند و شمار بنگاه‌هاي تجاري كوچك چندبرابر مي‌گردد. آي‌بي‌ام با 370هزار كارگر و كارمند، ازجانب سازندگان كوچك سراسر جهان، تا سرحد مرگ لطمه مي‌بيند و براي سرپا نگه‌داشتن خود، بسياري از كاركنانش را اخراج، و خود را به 13 واحد تجاري مختلف -يعني كوچكتر- تجزيه مي‌كند.

درنظام موج سومي، مضاراقتصاديِ (diseconomy) حاصل از پيچيدگي، بر صرفه‌جويي‌هاي حاصل از مقياس مي‌چربد. هرقدر بنگاهي پيچيده تر شود، دست چپش كمتر مي‌تواند از دست راستش باخبر باشد. ريخت و پاش بيشتر مي‌شود. مشكلاتي بروز مي‌كند كه مي‌تواند بر هر مزيتي كه تصور مي‌شود بچربد. ايده‌ي قديمي «بزرگتر الزاماً بهتر است»، هرچه بيشتر منسوخ و منسوخ‌تر مي‌شود.

7.سازماندهي

شركت‌ها درتلاش براي انطباق با دگرگوني‌هاي بسيار سريع، درجهت تغيير ساختار تشكيلات اداري موج دومي خود، با يكديگر به مسابقه برخاسته‌اند. شركت‌هاي عصر صنعت معمولاً نمودارهاي سازماني مشابهي داشتند كه هرمي و يكپارچه و ديوانسالار بود. ولي بازارها و تكنولوژي‌ها و نيازهاي مصرف‌كنندگان امروزي، آنقدر سريع تغيير مي‌كنند و چنان فشارهاي سنگيني را بر سازمان‌ها تحميل مي‌نمايد، كه هم‌شكلي سازماني در شرف اضمحلال است. جستجو براي يافتن شكل‌هاي كاملاً جديد سازماندهي همچنان ادامه دارد. براي مثال، «بازمهندسي كردن» (re-engineering)، واژه‌ي دشوار اخير مديريت، را بايد نام برد كه سعي دارد ساختار بنگاه را حول محور فرآيندها و نه بازارها يا تخصص‌هاي دشوار، از نو طراحي كند.

ساختارهاي بالنسبه استاندارد شده، راه را براي سازمان‌هاي ماتريسي، تيم‌هاي پروژه‌ي ويژه و مراكز سودآوري، و نيز انواع روزافزوني ازائتلاف‌هاي استراتژيك و سرمايه‌گزاري‌هاي مشترك و كنسرسيوم‌ها هموار مي‌سازد؛ كه بسياري از اين‌ها از مرزهاي ملي فراتر مي‌روند. و چون بازارها همواره در تغييرند، اهميت استقرار كمتر از انعطاف‌پذيري و قابليت مانور است.

8.انسجام سيستم‌ها

پيچيدگي روزافزون اقتصاد، انسجام پيشرفته‌تر و مديريت عالمانه‌تري را طلب مي‌كند. شركت موادغذايي نابيسكو روزانه براي صدهاهزار محصول مختلفي كه از 49 كارخانه و 13 مركز توزيع حمل مي‌شود، بايد پانصد سفارش را انجام دهد و درهمان حال 30هزار معامله با مشتريان براي افزايش فروش را درنظر بگيرد؛ كه همه‌ي اين‌ها چندان هم غيرعادي نيست.

اداره‌ي چنين روند پيچيده‌اي مستلزم شكل‌هاي تازه‌ي رهبري و انسجام سراسري فوق‌العاده بالايي‌ست كه آن نيز به نوبه‌ي خود مستلزم حجم‌هاي هرچه عظيم‌تري از اطلاعات است كه بايد در سرتاسر سازمان جريان داشته باشد.

9.زيرساخت

براي آنكه همه چيز منسجم و يكپارچه باشد، يعني براي رديابي همه‌ي محصولات و قطعات، همزمان‌سازي تحويل‌ها، مطلع نگه‌داشتن مهندسان و بازاريابان از برنامه‌هاي يكديگر، آگاه كردن افراد بخش‌هاي تحقيق و توسعه از نيازهاي ساخت، و مهم‌تر از همه ارائه‌ي تصويري منسجم از ماوقع به مديريت، ميلياردها دلار صرف شبكه‌هاي الكترونيكي شده‌است كه كامپيوترها ‌و پايگاه‌هاي داده و ديگر تكنولوژي‌هاي اطلاعاتي را به هم متصل مي‌كند.

اين ساختار وسيع اطلاعات الكترونيكي غالباً ماهواره‌اي است و تمامي شركت‌ها را به هم پيوند مي‌دهد و بسياري از آنها را به كامپيوترها و شبكه‌هاي فروشندگان و مشتريان نيز وصل مي‌كند. شبكه‌هاي ديگري هم هستند كه شبكه‌ها را به هم متصل مي‌كنند. ژاپن 250ميليارد دلار براي توسعه‌ي شبكه‌هاي بهتر و سريعتر طي 25سال آينده، تخصيص داده‌است. كاخ سفيد اكنون مشغول ترويج برنامه‌ي جنجالي خود براي يك «ابربزرگراه اطلاعاتي» است. درباره اين برنامه يا استعاره هر نظري داشته باشيم، يك چيز روشن است و آن اينكه : اينگونه گذرگاه‌هاي الكترونيكي، زيرساخت اصلي اقتصاد موج سومي را تشكيل مي‌دهند.

10. شتاب

همه‌ي اين تحولات، آهنگ عمليات و دادوستدها را هرچه پرشتابتر مي‌كند. صرفه‌جويي‌هاي حاصل از سرعت، جاي صرفه‌جويي‌هاي حاصل از مقياس را مي‌گيرد. رقابت آنقدر شديد و سرعت‌هاي موردنظر آنقدر بالاست كه ضرب‌المثل قديمي «وقت طلاست»، بيش از پيش در اين اصل امروزين تجلي يافته : «هرمقطع زماني بيش از مقطع زماني قبلي ارزش دارد».

ارزش زمان كه درتحويل «درستْ به موقع» (just in time) و فشار براي كاهش «تصميم‌هاي جاري» (decisions in process) بازتاب يافته‌است، به عاملي حياتي تبديل مي‌شود. مهندسي كُند و زنجيره‌اي و گام‌به‌گام، جاي خود را به «مهندسي همزمان» (simultaneous engineering) مي‌دهد و شركت‌ها به «رقابت مبتني بر زمان» برمي‌خيزند. دو‌ وِ‌ين پيترسون يكي از مديران ارشد مؤسسه‌ي مِريل لينچ ، براي توصيف فوريت جديد مي‌گويد : «پول با سرعت نور حركت مي‌كند؛ اطلاعات بايد ازآن هم سريعتر باشد». بدين ترتيب است كه شتاب، كسب و كار موج سومي را هرچه بيشتر به سمت «زمان واقعي» سوق مي‌دهد.

                                            ***********

درمجموع اين ده ويژگي اقتصاد موج سومي، دركنار چيزهايي ديگر، منجر به تحولي عظيم در شيوه‌ي توليد ثروت مي‌شود. تغيير مسير ايالات متحد و ژاپن و اروپا به اين نظام نوين، هرچند هنوز كامل نيست، ولي نشان‌دهنده‌ي مهم‌ترين تحولي است كه از زمان گسترش كارخانه‌هاي حاصل از انقلاب صنعتي تا به امروز، در اقتصاد جهاني روي داده است.

اين دگرگوني تاريخي كه در اوايل تا اواسط دهه‌ي 1970 سرعت گرفت، تا دهه‌ي 1990 بالنسبه خوب پيشرفت كرده‌بود. ولي متأسفانه بخش اعظم تفكر اقتصادي آمريكا نتوانست خود را به آن برساند.

|+| نوشته شده توسط سما در چهارشنبه بیستم شهریور 1387  |
 ويژگي‌هاي اقتصاد موج سومي( قسمت اول )

 

                         ويژگي‌هاي اقتصاد موج سومي( قسمت اول )

در سال 1956، نيكيتا خروشچف مرد شماره يك اتحاد جماهير شوروي، رجز معروف خود را بر زبان آورد و گفت : «ما شما را دفن خواهيم كرد». وي مي‌خواست بگويد در سال‌هاي آينده، كمونيسم ازنظر اقتصادي، سرمايه‌داري را پشت سر خواهد گذاشت. اين رجزخواني، تهديد غلبه نظامي را نيز دربرداشت و در سرتاسر جهان بازتاب يافت.

ولي در آن زمان حتي در ذهن عده اي انگشت شمار نيز نمي‌گنجيد كه انقلابي در نظام توليد ثروت در غرب بتواند موازنه نظامي جهان - و خود جنگ -  را دگرگون سازد.

آنچه خروشچف (و بيشتر آمريكاييان) نمي‌دانستند، اين بود كه سال 1956 نخستين سالي نيز بود كه در آمريكا شمار كارمندان و كاركنان شاغل در بخش خدمات از شمار كارگران كارخانه‌اي فراتر رفت. اين نخستين نشانه اِمحاء اقتصاد دودكشي موج دومي، و ظهور اقتصاد جديد موج سومي بود.

براي درك تحولات خارق العاده‌اي كه از آن پس رخ داده است، و براي پيش بيني تحولات به مراتب شگفت انگيزتري كه در پيش داريم، لازم است ويژگي‌هاي مهم اقتصاد نوين موج سومي را ازنظر بگذرانيم. آنچه ذيلاً مي آيد نه تنها رموز سوددهي و رقابت جهاني را نشان مي دهد، بلكه كليدي است براي ورود به اقتصاد سياسي قرن بيست و يكم.

 

1. عوامل توليد

زمين و نيروي كار و موادخام و سرمايه، «عوامل اصلي توليد» در اقتصاد موج دومي گذشته بودند و حال آنكه اكنون منابع اساسي اقتصاد موج سومي، دانايي است كه در اينجا به معني وسيع خود شامل داده ها و اطلاعات، تصاو‌ير ذهني و نمادها، و فرهنگ و ايدئولوژي و ارزش‌هاست.

داشتن داده ها و اطلاعات يا دانايي مناسب، كاهش تمام نهاده‌هايي را كه در توليد ثروت به كار مي‌روند، ممكن مي‌سازد. اما مفهوم دانايي به عنوان «جانشين نهايي»، هنوز براي خيلي‌ها قابل هضم نيست. غالب اقتصاددانان و حسابداران هنوز با اين ايده مشكل دارند؛ زيرا كميت بخشيدن به دانايي كار ساده اي نيست. آنچه اقتصاد موج سومي را واقعاً انقلابي مي سازد، اين واقعيت است كه زمين و نيروي كار و موادخام و شايد حتي سرمايه را مي‌توان منابعي محدود تلقي كرد؛ ولي دانايي ازهمه لحاظ پايان ناپذير است. برخلاف كوره‌ي ذوب يا خط توليد، دو شركت در آن واحد مي‌توانند از دانايي استفاده كنند و آن را براي توليد دانايي بيشتر به كار گيرند.

 

2. ارزشهاي ناملموس

ارزش شركت موج دومي را مي‌توان براساس دارايي‌هاي ملموسي چون ساختمان و ماشين آلات و سهام و موجودي انبار سنجيد. و حال آنكه ارزش بنگاه‌هاي موفق موج سومي، بيش از پيش در توانايي آنها در كسب و ايجاد و توزيع و به‌كارگيري دانايي، خواه به صورت استراتژيك و خواه به صورت عملياتي نهفته است.

ارزش واقعي شركت‌هايي چون كامپك يا كداك، هيتاچي يا زيمنس، بيشتر به ايده‌ها و بصيرت‌ها و اطلاعاتي است كه در مغز كاركنان آن‌ها جاي دارد؛ ونيز متكي به بانك‌هاي اطلاعاتي و حق امتياز اختراعاتي است كه اين شركت‌ها دراختيار دارند، نه به تعداد كاميون‌ها و خطوط توليد و ديگر دارايي‌هاي ظاهريشان. بدين ترتيب خود سرمايه نيز بيش از پيش بر عوامل ناملموس مبتني شده است.

 

3. انبوه زدايي

درهمان حال كه بنگاه‌ها سيستم‌هاي «اطلاعات بر» و اغلب «روباتي» توليد را نصب مي‌كنند كه قادر به ساخت انواع بي پاياني از محصولات ارزان و حتي سفارشي است، توليدانبوه كه خصلت شاخص اقتصاد موج دومي بود، منسوخ و منسوخ‌تر مي‌شود. و درواقع نتيجه‌ي انقلابي اين تحول، انبوه‌زدايي توليدانبوه است.

چرخش به سمت تكنولوژي‌هاي انعطاف‌پذيرِ هوشمند، تنوع و گوناگوني را اشاعه مي دهد و دامنه‌ي انتخاب مصرف كننده را تا آنجا مي‌گستراند كه فروشگاه وال-مارت (Wal-Mart) مي‌تواند 110هزار قلم محصول درانواع و اندازه‌ها و رنگ‌هاي مختلف جهت انتخاب ارائه دهد.

وال-مارت درمقياس انبوه تجارت ميكند. ولي بازار انبوه نيز خود هرچه بيشتر و بيشتر به بازارهاي مناسب و متعادل تجزيه مي شود و درآن حال نيازهاي مشتريان تنوع مي‌يابد و دسترسي به اطلاعات بهتر به مؤسسات تجاري اين امكان را مي‌دهد كه بازارهاي خود را شناسايي كنند و درخدمت تأمين نيازهاي خرده بازارها (micro-markets) قرار گيرند. مغازه‌هاي اجناس تخصصي، بوتيك‌ها، فروشگاه‌هاي بزرگ، سيستم‌هاي ماهواره‌اي خريد از خانه، خريد كامپيوتري، خريد پستي مستقيم و ديگر سيستم‌ها، مجاري روزافزوني را ارائه مي‌دهد كه از طريق آن‌ها توزيع‌‌كنندگان مي‌توانند اجناس خود را در بازاري هرچه انبوه زدايي شده‌تر به مشتريانشان عرضه كنند. در اواخر دهه 1960 كه كتاب شوك آينده را مي‌نوشتيم، بازاريابان دورانديش به بحث و گفتگو درباره ي «بخش بندي بازار» پرداخته بودند. امروز آنان به جاي توجه به «بخش‌ها»، توجه خود را بر «ذرات» متمركز كرده اند؛ يعني واحدهاي خانوادگي و افراد.

درهمين حال تبليغات، بخش هاي هرچه كوچكتري از بازار را هدف مي گيرد و به اين بخش‌ها از طريق رسانه‌هايي دسترسي مي يابد كه هرچه بيشتر انبوه زدايي شده اند. بحران شبكه‌هاي تلويزيوني CBS و NBC و ABC –كه روزگاري شبكه‌هاي عظيمي محسوب مي شدند– زماني روي مي‌دهد كه شركت مخابرات دِنـور(Tele-Communications Inc. of Denver) آغاز فعاليت شبكه فيبر نوري را اعلام مي‌كند كه مي‌تواند 500 كانال تلويزيوني دوسويه (interactive) دراختيار بينندگان خود بگذارد. اين بحران بر تجزيه شگفت انگيز مخاطبان انبوه، خط تأكيد مي‌گذارد. درچنين سيستم‌هايي فروشندگان مي‌توانند خريداران را با دقت بيشتري هدف قرار دهند. انبوه زدايي همزمان توليد و توزيع و ارتباطات ، اقتصاد را نيز دچار انقلاب مي كند و آن را از همگوني، به سمت ناهمگونيِ بي‌اندازه سوق مي‌دهد.

 

4. كار

ماهيت كار نيز دگرگون شده‌است. «موج دوم» را كار كم‌تخصص و دراصل تعويض‌پذير عضلاني پيش مي‌برد. آموزش و پرورش انبوه به سبك كارخانه‌اي كارگران را براي كار يكنواخت و تكراري آماده مي‌ساخت. به عكس، «موج سوم» با افزايش شديد نياز به مهارت، كار هرچه تعويض‌ناپذيرتر را به همراه مي‌آورد.

نيروي عضلاني اساساً قابل جايگزيني‌ست. بدين ترتيب كه اگر كارگري كم‌مهارت استعفا كند يا اخراج شود، به سرعت مي‌توان با هزينه‌اي اندك، فرد ديگري را به جاي او گماشت. به عكس، با بالا رفتن سطح مهارت‌هاي مورد نياز اقتصاد موج سومي، يافتن شخصي مناسب كه مهارت‌هاي موردنياز را داشته باشد، دشوارتر و گرانتر مي‌شود.

سرايداري كه از يك سازمان بزرگ دفاعي اخراج مي‌شود، هرچند ممكن است با بسياري از كارگران عضلاني بيكار مجبور به رقابت شود، ولي مي‌تواند در يك مدرسه يا شركت بيمه سرايداري كند. اما مهندس الكترونيكي كه سالها وقت خود را صرف ساخت ماهواره كرده است، الزاماً فاقد مهارت‌هاي موردنياز بنگاهي‌ست كه كارش مهندسي محيط زيست است. متخصص بيماري‌هاي زنان هم از عهده‌ي جراحي مغز برنمي‌آيد. افزايش تخصص و تغييرات سريع در مهارت‌هاي مورد نياز، از تعويض پذيري كار مي‌كاهد.

با پيشرفت امور اقتصادي، تحول ديگري در نسبت كار «مستقيم» به كار «غير مستقيم» به چشم مي‌خورد. در اصطلاح سنتي كارگران مستقيم يا «مولد» كساني هستند كه در داخل كارخانه واقعاً به ساختن محصول مشغولند و ارزش افزوده توليد مي‌كنند. درحالي‌كه ديگران «غيرمولد» توصيف مي‌شوند زيرا فقط نقشي «غيرمستقيم» دارند.

امروزه، با كاهش نسبت كارگران توليد كارخانه‌اي، به كارمندان و كاركنان فني و حرفه‌اي، حتي درداخل كارخانه، اين تمايزات رنگ مي‌بازد. ارزشي كه نيروي كار غيرمستقيم توليد مي‌كند، اگر بيشتر از نيروي كار مستقيم نباشد، از آن كمتر نيست.

 

5.نوآوري

با كمر راست كردن اقتصاد ژاپن و اروپا از عوارض جنگ جهاني دوم، بنگاه هاي آمريكايي با رگبار رقابتهاي شديد مواجه هستند. رقابت نيازمند نوآوري مستمر است؛ يعني ايده‌هايي تازه براي محصولات و تكنولوژي‌ها و فرآيندها و بازاريابي و امور مالي. هرماه حدود هزار محصول جديد وارد سوپرماركت‌هاي اروپا مي‌شود. هنوز مدل 386 كامپيوتر به طور كامل جايگزين مدل 486 آن نشده، ولي تراشه 586 در راه است. بدين ترتيب بنگاه‌هاي زيرك، كاركنان خود را تشويق مي‌كنند تا ابتكار عمل را به دست داشته باشند و ايده‌هاي تازه ارائه دهند و حتي درصورت لزوم، «مقررات را نقض كنند».

 

ادامه دارد....

 

|+| نوشته شده توسط سما در جمعه پانزدهم شهریور 1387  |
 تاریخچه کوتاهی از فارکس
 

                                                   تاریخچه فارکس

 

نخستین خشت تجارت با انجام اولین معاملات پایاپای بر زمین خاکی نهاده شد .با گذشت زمان مشکلات موجود ازجمله حمل ونقل کالا موجب شد که این روش به معاوضه کالا با اشیاء قیمتی نظیر طلا و نقره تبدیل شود و این پایه ای شد برای ضرب سکه . روند تبادلات تا به جایی پیش رفت که در قرون وسطی منجر به چاپ اسکناس شد . اما مشکل موجود در این زمینه ، انتخاب پشتوانه مناسب برای چاپ اسکناس بود . اساس کار بر این بود که به ازای میزان طلایی که هر کشور داشت ، می توانست اسکناس چاپ کند و هر شخص می توانست در ازای اسکناس از بانک طلا دریافت کند . اگر در یک زمان مراجعه کنند گان زیادی تقاضای تبدیل اسکناس به طلا می کردند ، خزانه تخلیه شده و میزان تورم افزایش می یافت .

بزرگترین مشکلات سیستم ( طلا پشتوانه پول ) همین عدم کنترل پول بود . استاندارد تبادلات ارزی در این زمان توسط نماینده ارشد سیستم اقتصاد بین المللی تعیین می شد و بدین طریق ، ارزهای مختلف ارزش گذاری می شدند . به عبارتی نرخ طلا ، موجب افزایش یا کاهش نرخ ارزهای مختلف می شد . به دلیل مشکلات فراوان این سیستم ، در جولای 1944 ، کشورهای متحد شامل آمریکا ، بریتانیای کبیر و فرانسه طی کنفرانسی که در برتون وودز بر پا شد ، پیمانی به تصویب رساندند . در این پیمان که با نام برتون وودز معروف شد ، یک ارز مشترک که دلار بود انتخاب و ارزهای دیگر برحسب دلار ارزشگذاری شدند . برای مشخص کردن ارزش دلار از طلا استفاده می شد ، بدین صورت که ارزش هر اونس طلا 35 دلار تعیین شد .

این پیمان باعث تک قطبی شدن اقتصاد جهانی شد . در این پیمان کشورهای عضو پذیرفتند که محدوده تغییر ارزش ارزهای خود را در صد مشخصی ( کمتر از 10% ) در نظر بگیرند و تغییرات بیشتر از محدوده را مهار کنند . این سیستم تا سال 1967 استفاده می شد تا اینکه در این سال شخصی به نام پروفسور ( میلتون فریدمن ) به بانک شیکاگو مراجعه کرد و زمانیکه ارزش پوند کم شده بود در خواست وام پوند کرد . به عبارتی وی در نظر داشت که از افزایش نرخ پوند استفاده کرده و سود ببرد ( یک موقعیت BUY ) ، اما بانک با اعطا ی وام مخالفت کرد و پیمان برتون وودز نقض شد . گسترش بازار جهانی و تبادلات ارزی باعث شد که رفته رفته پیمان برتون وودز اعتبار خود را از دست بدهد و درسال 1979 کمیته اقتصادی اروپا سیستم جدیدی با نام سیستم مالی اروپا که باعث ثبات ارزهای اروپایی می شد ، ارائه کرد .

این پیمان درسال 1990 با تلاش تعدادی از کشورهای اروپایی در جهت ارزش گذاری ارزهای خود به طور کلی نقض شد و به دنبال این روند کشورهای اروپایی در سال 1991 در ما ستریخ نشستی برگزار کردند که طی آن یک ارز انتخاب شد . طبق پیمان ماستریخ یورو به عنوان ارز مشترک کشورهای عضو اتحادیه اروپا تعیین شد . بدین شکل تک قطبی بودن دلار به نوعی حذف شد . در سال 2002 یورو رسما وارد تجارت جهانی شد و معاملات جهانی بر حسب یورو به دلار انجام گرفت . در حال حاضر ، دلار و یورو در کنار ارزهای قدرتمند دیگر همچون پوند ، فرانک ، ین و ... بازار تبادلاتی را شکل داده اند که باعث معاملات روزانه به ارزش 6/1 تا نزدیک به 2 تریلیون دلار شده است . این بازار ،همان بازار فارکس است .

 

|+| نوشته شده توسط سما در دوشنبه چهارم شهریور 1387  |
 همه چیز درباره ی تجارت الكترونيك(قسمت چهارم و پایانی)


همه چیز درباره ی تجارت الكترونيك(قسمت چهارم)

 


7. جايگاه تجارت الكترونيك در جهان (E - Commerce in world): 
با توجه به بررسي هاي موسسه ی تحقيقاتي Forrester و رشد سريع و روز افزون تجارت الكترونيك در كشورهاي پشرفته و مزيت هاي رقابتي حاصل از آن، لازم است كه كشور هاي در حال توسعه به منظور حضور در بازار رقابت جهاني سريعاً در استراتژيهاي تجاري و بازرگاني خود تجديد نظر اساسي كنند.
اين موسسه ی تحقيقاتي پيش بيني کرده بود كه رشد تجارت الكترونيكي از 354 ميليارد دلار در سال 2001 به حدود 10 تريليون در سال 2005 برسد. همچنين تحقيقات EITO نشان مي دهد كه تجارت از طريق اينترنت در 5 كشور صنعتي اروپا يعني انگلستان، فرانسه، آلمان، التاليا و اسپانيا از 6/171 ميليارد يورو در سال 2001 به 3/1628 ميليارد يورو در سال 2005 مي رسد كه از رشد ساليانه حدود 77% برخوردار است.

8. جايگاه تجارت الكترونيك در ايران (E - Commerce in Iran):
در ايران استفاده ی عمومي از اينترنت بيشتر در دانشگاه ها و به منظور انجام امور تحقيقاتي است و مراكز ايجاد شده در شهرها نيز در سطح محدودي فعاليت مي نمايند و كاربران بيشتر به منظور الكترونيكي و تلفن از راه دور، از اينترنت استفاده مي كنند. بعلاوه بسياري از قوانين و بسترهاي لازم براي تجارت الكترونيك در كشور هنوز فراهم نگشته است. بنايراين نمی توان انتظار داشت كه تجارت الكترونيك به سرعت در جامعه گسترش يابد. رتبه بندي EUI براي سال 2000 در زمينه ی تجارت الكترونيك در 60 كشور دنيا مؤيد همين ادعاست.
در اين رتبه بندي كه در حقيقت سهولت و ميزان دسترسي به تجارت الكترونيك را در كشورها نشان مي‏دهد از دو شاخص كلي محيط تجاري و ارتباطات استفاده شده است.
 
براي شاخص محيط تجاري از 70 معيار مختلفي از قبيل گستردگي اقتصاد، چشم انداز ثبات سياسي، محيط نظارتي، مالياتي و درجه ی آزادي تجارت و سرمايه گذاري استفاده شده است كه بر اساس اين شاخص نمره ی كشور ما از 10 عدد 3 است كه در رتبه ی 59 قرار دارد.

شاخص ديگر اطلاعات است كه از معيار هايي از قبيل گستردگي شبكه ی مخابرات و ارتباطات و ديگر معيار هاي مبين وضعيت دسترسي به اينترنت مانند هزينه ی اتصال به اينترنت،نرخ سواد و ...تشكيل شده است. براساس اين شاخص نيز نمره ی كشور عدد 3 از 10 است كه در رتبه ی 56 قرار دارد.
در مجموع دو شاخص جايگاه كشور ما رتبه 58 ازميان 60 كشور بررسي شده است.

9. دلايل عقب ماندگي تجارت الكترونيك در ايران:
دلايل متعددي را مي توان در بيان علل عقب ماندگي تجارت الكترونيك در ايران بر شمرد كه مهمترين آن ها عبارتند از:
- نبود بسترها و تجهيزات شبكه‏اي وارتباطي لازم براي دسترسي سريع و آسان مردم به اينترنت
- عدم وجود قوانين مدون و مصوب تجارت الكترونيك
- فقدان نظام بانكداري الكترونيكي نوين در سيستم بانكي كشور
- عدم وجود كارت هاي اعتباري بين الملل و ساير كارت هاي خريد الكترونيكي
- عدم پشتيباني بسياری از شركت هاي تجاري فعال در زمينه ی تجارت الكترونيك از كشورمان و همچنين عدم وجود مراكز و شركت هاي دولتي و خصوصي خدمات دهنده ی تجارت الكترونيك در كشور
- پايين بودن سطح آگاهي و توجه مردم به تجارت الكترونيك و فن آوري اطلاعات در كشور(عدم فرهنگ سازي مناسب )

 

|+| نوشته شده توسط مدیر وبلاگ در سه شنبه هجدهم تیر 1387  |
 همه چیز درباره ی تجارت الكترونيك(قسمت سوم)


همه چیز درباره ی تجارت الكترونيك(قسمت سوم)

 

 


6 . تجارت الكترونيكي در برابر تجارت سنتي (Traditional commerce & e - commerce):
هر فن آوري پيشرفته، ايجاد تهديدها و فرصت هاي جديدي براي سازمان ها مي‏شود.
تغيير در فن آوري، موجب تغيير در قانونمند‏ي هاي بازرگاني شركت ها و متحول ساختن سيستم هاي سازماني و اجتماعي مي‏گردد. تكنولوژي اطلاعات به عنوان لبه ی پيشرو ی تكنولوژي هاي جديد در سه پارامتر سرعت، دقت و هزينه ی فعاليت ها مي‏تواند تاثيرگذار باشد.

تكنولوژي اطلاعات مي‏تواند چهار مزيت عمده ايجاد كند:

۱- ارزان تر: توليد خرجي‏هاي مشابه با هزينه كمتر
2- بيشتر: توليد خروجي‏ها بيشتر و با هزينه مشابه 
3- سريع تر: توليد خروجي‏هاي مشابه با همان هزينه در زمان كمتر
4- بهتر: توليد خروجي هاي مشابه با همان هزينه و همان زمان ولي با تجارت الكترونيك، موانع جغرافياي و تفاوت روز و شب در مناطق مختلف را از ميان بر مي‏دارد و باعث ارتقاي ارتباطات و گشودگي اقتصادي در سطح ملي و بين المللي مي‏شود.

تجارت الكترونيك طريق هدايت كسب و كار را تغيير مي‏دهد و بدين ترتيب باعث تبديل بازارهاي سنتي به شكل هاي جديدتر مي‏شود.
 
در حالي كه تجارت الكترونيكي و به خصوص نوع اينترنتي آن باعث ايجاد تغييرات چشمگير در شرايط رقابتي شده است (به عنوان مثال ظهور و ورود سريع رقباي جديد، جهاني شدن رقابت، رقابت شديد در استانداردها و ...) فرصت هاي جديدي براي جايگزيني كسب و كار، ايجاد مشاغل و فرصت هاي شغلي جديد در زمينه‏هاي مختلف ايجاد كرده است.

به طور كلي مي‏توان فوايد تجارت الكترونيك را در قياس با تجارت سنتي در موارد زير دانست :
_ حضور در بازار به شكل “ همه جا، همه كس، همه وقت “
_ در زمينه ی معرفي و تبليغ محصول، استفاده از تجارت الكترونيك، به خصوص با استفاده از اينترنت، دچار محدوديت هاي موجود در تبليغات متعارف نبوده و در هر زمان در دسترس است و مي‏تواند براي هر گروه خاص مصرف كنندگان تغيير يابد.
_ تجارت الكترونيك، كانال هاي معمول فروش را تغيير مي‏دهد و امكان فروش مستقيم و بدون واسطه ی محصولات و خدمات جديد را به بازارهاي استراتژيک و تازه فراهم مي‏كند.
_ فروش آني و روي خط (online) به مقدار زيادي هزينه هاي فروش و نياز به نيروي انساني را كاهش مي دهد.
_ زمان عرضه كاهش مي يابد و محصولات جديد مي توانند به محض آماده شدن در معرض فروش روي خط قرار گيرند.
_ خدمات پس از فروش به مشتري مي تواند با امكان خبرگيري سريع دو طرف از يكديگر و عرضه ی انواع خدمات به مشتري تسهيل و تكميل شود.
_ ورود به بازارهاي جديد و استراتژيك بدون در نظر گرفتن مرزها ميسر است.
_ فرصت هاي تجاري و شغلي جديدي به وجود مي‏آيد.
_ قدرت تجزيه و تحليل كالا افزايش مي‏يابد، به طوري كه اطلاعات بدست آمده از مشتريان براي توليد كالا‏هاي جديد يا تغيير در توليد كالا‏هاي قبلي مورد استفاده قرار مي‏گيرد.
_ قدرت تجزيه و تحليل بازار افزايش مي‏يابد و شركت مي‏تواند بر اساس اين تجزيه و تحليل استراتژي هاي فروش يا بازاريابي خود را در يك يا چندعرصه تغيير دهد.

اما در مقابل تجارت الكترونيك مسائلي را با خود به همراه دارد كه در صورتي كه براي آن ها راه حل مناسبي اتخاذ نشود مي‏تواند ويژگي هايش را تحت الشعاع قرار دهد از جمله:
_ سهولت در سرقت اسرار و رموز محرمانه ی كاري شركت ها.
_ تبيين قوانين مالياتي دقيق.
_ تبيين قوانين گمركي دقيق.
_ آشنايي با قوانين كشورها.
_ آداب، رسوم و فرهنگ هاي ملل.
_ كلاهبرداري از طريق كارت هاي اعتباري.
_ اعتماد
_ امنيت (جنبه هاي مختلف امنيت: تشخيص هويت، عدم انكار، يكپارچگي اطلاعات، محرمانگي اطلاعات )

علاوه براين تمام كالاها به طور صد درصد قابل ارائه وفروش از طريق اينترنت نيستند بطوري كه "دو كار سيلور" آزموني تحت عنوان آزمون خريد الكترونيكي براي تعيين شايستگي محصولات يا خدمات جهت عرضه در سيستم تجارت الكترونيك پيشنهاد مي‏كند:
 
مشخصات محصول: ميزان وابستگي انتخاب محصول به حواس پنجگانه ی انسان. هرچه براي انتخاب محصولات و خدمات به حواس لامسه، بويايي و چشايي نياز بيشتري باشد، امكان خريد الكترونيكي آن كمتر خواهد بود، در حالي كه حواس بينايي و شنوايي از طريق رسانه‏هاي الكترونيكي قابل انتقال مي باشند.

آشنايي و اطمينان مشتري به محصول: محصولاتي كه مشتريان از قبل با آن آشنا بوده و نسبت به آن اطمينان دارند، راحت تر خريداري مي شوند.

ويژگي هاي مشتري: بسياري از مشتريان ممكن است به دلايل مختلف خريد الكترونيكي را نپذيرند. در مقابل بسياري از مشتريان به منافع و مزاياي روش هاي جديد و آسان خريد واكنش مثبت نشان خواهند داد.

ادامه دارد...

|+| نوشته شده توسط مدیر وبلاگ در یکشنبه دوم تیر 1387  |
 همه چیز درباره ی تجارت الكترونيك(قسمت دوم)


همه چیز درباره ی تجارت الكترونيك(قسمت دوم)

 

 


3 . تجارت الكترونيك و فن آوري اطلاعات (E - Commerce & IT )

مقدمه اي بر IT :
تكنولوژي اطلاعات، روش كاركرد افراد، سازمان ها و دولت ها را دگرگون كرده و امور اقتصادي و اجتماعي و حتي طرز تفكر مردم را تغيير داده است.
آموزش، بهداشت، صنعت و توليد، تجارت، بانك داري، خدمات و حتي نحوه ی گذاران اوقات فراغت و سرگرمي‏ها همه تحت الشعاع آثار و تغييرات اين تكنولوژي قرار گرفته‏اند. تكنولوژي اطلاعات باعث ايجاد مشاغل جديد، صنايع نوين و خلاقيت هاي پياپي شده و تغييرات عمده در روش زندگي پديد آورده است. نزديكي روز افسون مردم جهان به يكديگر، تعامل فرهنگ ها و ... نمونه‏هايي از اين پيامدها است.

از ديدگاه علمي نيز امروزه تكنولوژي اطلاعات در كنار مهندسي ژنتيك و دانش هوا فضا، يكي از سه شاخه ی پيشرو و آينده ساز دانش و تمدن فرداي بشر به شمار مي رود. پيشرفت هاي تكنولوژي اطلاعات به حدي گسترده است كه برخي از صاحب نظران آن را با پديده‏هايي چون “ اختراع ماشين بخار “ مترادف دانسته اند.
در بعد اقتصادي نيز “ اهميت دست يابي سريع به اطلاعات صحيح “ كليد پيروزي در عرصه ی رقابت جهاني محسوب مي‏شود .

تجارت الكترونيك نيز به عنوان يكي از قسمت هاي مهم نشأت گرفته از فن آوري اطلاعات است كه پيشرفت آن در سايه ی پيشرفت فن آوري اطلاعات محقق گشته است.

 

4 . سطوح تجاري الكترونيك (E - Commerce levels )

تجارت الكترونيك را مي‏توان به سطوح مختلفي تقسيم بندي كرد. در این جا می توان سه بعد اصلی تجارت را مشخص نمود که شامل موارد زیر می باشند:
الف) محصول یا خدمات مورد مبادله
ب) فرایند فروش
ج) ارائه ی خدمات پس از فروش

هر يك از ابعاد سه گانه ی اصلي تجارت، (محصول يا خدمات مورد مبادله ، فرآيند فروش و تحویل خدمات پس از فروش) مي‏توانند از حالت فيزيكي و كاملا ملموس تا حالت الكترونيكي و نرم افزاري (يا اصطلاحاً مجازي‌ ) تغيير نمايند. در حالتي كه در تجارت سنتي هر سه عامل، فيزيكي و كاملا قابل لمس هستند. در تجارت كاملا الكترونيكي (بالاترين سطح تجارت الكترونيك ) هر سه عامل حالت الكترونيكي دارند. تركيبات گوناگون از حالت هاي فيزيكي و الكترونيكي سطوح مختلف تجارت الكترونيكي را شكل مي‏دهند.

لذا تجارت الكترونيك مي‏تواند در تمام يا بخشي از مراحل چرخه ی تجاري (Business Cycle) بكار گرفته شود. چرخه ی تجاري از موارد يافتن كالاها و خدمات متناسب با نيازها و يافتن راه هاي مبادله ی مورد توافق (جستجو و مذاكره )، سفارش، حمل و پرداخت بها (اجراي توافق وپرداخت )، فعاليت هاي پس از فروش مثل گارانتي و خدمات پس از فروش تشكيل شده است.

 

5 . تاثير گذاري تجارت الكترونيك در تمام سطوح مختلف تجارت (The impact of e - commerce )

تاثير گذاري تجارت الكترونيك در تمام سطوح تجارت قابل لمس و بررسي است از جمله :
 
رقابت (Competition)

بازاريابي (marketing)
 
توزيع (distribution)

خدمات و سرويس دهي (services)

فروش (sales)

ادامه دارد...

 

|+| نوشته شده توسط مدیر وبلاگ در پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387  |
 همه چیز درباره ی تجارت الكترونيك(قسمت اول)


همه چیز درباره ی تجارت الكترونيك(قسمت اول)

 


دوستان سلام. سلامی به بزرگی وست ویژن.
در مطلب زیر می خواهم بحث تجارت الکترونیک را بیشتر باز کنم و در مورد مبانی مختلف آن نکاتی را خاطر نشان نمایم. خواهش می کنم این مطلب را دقیق تا قسمت پایانی دنبال کنید. اما در ابتدا عناوین بحث چند قسمتی مان را مشخص می کنم:

1- تعريف
2- تاريخچه
3- تجارت الكترونيك
4- سطوح تجارت الكترونيك
5- تاثير گذاري تجارت الكترونيك بر سطوح مختلف تجارت
6- ويژگيهاي تجارت الكترونيك در برابر تجارت سنتي
7- جايگاه تجارت الكترونيك در جهان
8- جايگاه تجارت الكترونيك در ايران
9- دلايل عقب ماندگي تجارت الكترونيك در ايران

1 . تعريف (Definition)
تعريف عام تجارت: هر نوع ارائه ی كالا يا خدمات، كه معمولاً ( نه هميشه ) به خاطر پول انجام مي پذيرد.
از تجارت الكترونيك، تعاريف متعددي ارائه شده است. در حقيقت مجموعه ی متنوع وسيعي از تعاريف و مفاهيم براي تجارت الكترونيك وجود دارد كه موضوعات، كاربردها، و مدل هاي گوناگوني را در بر مي‏گيرد‏‏. درگونه‏اي از اين موارد، كوشيده شده است كه تعاريف عامي ارائه شود و در گونه‏هاي ديگر در تعاريف به نوع فعاليت، امكانات ارتباطي و تجهيزات مورد استفاده، محدوده ی سازماني فعاليت ها و زير ساختارها توجه شده است:

تعريف تجارت الكترونيك از ديدگاه Clarke :
هر نوع مبادله ی اطلاعات مربوط با امور تجاري از طريق ابزار الكترونيكي، حتي تلفن و فاكس (سال 1997)

تعريف تجارت الكترونيك از ديدگاه اتحاديه ی اروپا (European union) :
تعريف 1 : “ انجام تجارت به صورت الكترونيكي “ (سال 1998)
تعريف 2 : “ هر شكلي از مبادله ی تجاري كه در آن طرفین ذی نفع به جاي تبادلات فيزيكي يا تماس مستقيم فيزيكي، به صورت الكترونيكي تعامل كنند. “ (سال 2001)


تعريف تجارت الكترونيك از ديدگاه ارتباطات:
تحول خدمات، كالا و محصولات اطلاعاتي از طريق خطوط تلفن، شبكه‏هاي كامپيوتري و ساير وسائل ارتباطي

تعريف تجارت الكترونيك از ديدگاه فن آوري اطلاعات:
آن دسته از كاربردهاي فن آوري اطلاعات كه به صورت سيستمي براي پشتيباني و پيشرفت دادن جريان كاري و مبادلات تجاري ايجاد شده است.

تعريف تجارت الكترونيك از ديدگاه تجاري:
ابزاري است كه كسب و كارهاي مختلف، شركاي آن ها و مشتريان آن ها را قادر مي‏سازد كه موضوعاتي چون كيفيت خدمات، سرعت تحويل و ... را ارتقاء و موضوعاتي همچون هزينه‏ها را كاهش دهند.

تعريف تجارت الكترونيك:
تعامل سيستم ها ی ارتباطي (Communication) ، سيستم های مديريت اطلاعات (Data Management) و امنيت (Security) كه به واسطه ی آن ها امكان مبادله ی اطلاعات تجاري در رابطه با فروش محصولات و يا خدمات ميسر مي گردد.
بنابراين تعريف اجزاء اصلي تجارت الكترونيك عبارتند از:

الف- Communications (سيستم هاي ارتباتي)
ب- Data Management (سيستم هاي مديريت داده ها)
ج- Security (امنيت)

2. تاريخچه (History)
استفاده از فناوري هاي الكترونيكي در انجام امور بازرگاني پيشينه‏اي نسبتا طولاني دارد. در حقيقت، نياز به تجارت الكترونيكي از تقاضاهاي بخش هاي خصوصي و عمومي براي استفاده از تكنولوژي اطلاعات به منظور كسب رضايت مشتري و هماهنگي موثر درون سازماني نشاءت گرفته است.
مي‏توان گفت اين نوع تجارت، از حدود سال 1965 آغاز شد كه مصرف كنندگان توانستند پول خود را از طريق ماشين هاي خود پرداز (ATM) دريافت كرده و خريدهاي خود را با كارت هاي اعتباري انجام دهند. پيش از توسعه ی تكنولوژي هاي مبتني بر اينترنت در سال هاي آغازين دهه ی 90، شركت هاي بزرگ دست به ايجاد شبكه‏هاي كامپيوتري با ارتباطات مشخص، محدود و استاندارد شده براي مبادله ی اطلاعات تجاري ميان يكديگر زدند. اين روش، مبادله ی الكترونيكي داده ها (EDI) ناميده ‏شد. درآن سال ها، لفظ تجارت الكترونيكي، مترادف با مبادله ی الكترونيكي داده‏ها بود. ايجاد و توسعه ی اينترنت و شبكه ی جهان گستر، باعث خلق فرصت هاي زيادي براي توسعه و پيشرفت زير ساخت ها و كاربردهاي تجارت الكترونيك گرديد.

از نظر استادان جهش تكنولوژي اطلاعات دو دوره ی بيست ساله پشت سرگذاشته و اكنون وارد دوره ی سوم شده است.
1955 – 1974 : عصر پردازش الكترونيكي داده‏ها (EDP)
1975 – 1994 : عصر سيستم هاي اطلاعاتي مديريت (MIS)
1995 –2014 : عصر اينترنت (Internet)

هر بيست ساله، امكانات تجارت الكترونيكي را متناسب با توانايي‏هاي تكنولوژي اطلاعاتي آن عصر فراهم آورده است. در حالي كه ماشين هاي خود پرداز و كارت هاي اعتباري در عصر بيست ساله ی نخست به جريان افتادند، در عصر دوم امكان استفاده از مبادله ی الكترونيكي داده‏ها (EDI)، سيستم بانكي بين المللي (Swift) و انتقال وجه الكترونيكي (EFT) فراهم شد. اما توسعه ی اينترنت و كاربردهاي تجاري آن، باعث تحولي اساسي در اين روند شده است، به گونه‏اي كه در روند تكاملي تجارت الكترونيك، مي‏توان ميان تجارت الكترونيكي سنتي و نوع اينترنتي آن تمايز محسوسي قائل شد.
همان طور که مستحضر هستید نت ورک مارکتینگ به معنای واقعی کلمه زاده ی نوع اینترنتی تجارت الکترونیک است.

ادامه دارد...

|+| نوشته شده توسط مدیر وبلاگ در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387  |
 نظر ریچارد پو در مورد تعهد


نظر ریچارد پو در مورد تعهد

 


«ريچارد پو» نتورك ماركتينگ را در دو معني خلاصه مي كند:
خواستن و تعهد.

تعهد را هم در سه دسته تقسيم بندي مي كند:
الف: تعهد به خود و خواسته هاي خود.
ب: تعهد به شغل و كار خود.
ج: تعهد به مجموعه ي خود و تك تك اعضاي مجموعه ی خود.

«پو» دوام يك مجموعه را در ساختن افرادي با داشتن هر سه نوع تعهد مي داند و افراد را چه در جامعه و چه در مجموعه ی نتورك به 3 دسته تقسيم مي كند:

دسته ی اول:

افرادي كه هر سه نوع تعهد را دارند و فقط اين دسته افراد هستند كه دوام يك كمپاني را تضمين مي كنند، نه قيمت پايين اوليه ی ورود و نه كمسيون دهي كمتر يا بيشتر و نه ...

دسته ی دوم:

افرادي هستند كه خودبيني و خودخواهي را به تعهد به خود تعبير مي كنند و از جامعه و نتورك فقط براي پول درآوردن استفاده مي كنند . اين افراد تعهدي نسبت به افراد مجموعه ی خود ندارند و در صورتي كه احساس كنند از جاي ديگر امكان بهره برداري بهتر مي باشد مجموعه ی خود را رها كرده و وارد مجموعه اي ديگر مي شوند و تعهد نسبت به مجموعه ی خود و افراد آن را به تعصب تعبير مي كنند.

به گفته ی اين افراد نتورك جاي پول درآوردن است و به هيچ چيز نبايد تعصب بيجا داشت. "اگر دير بجنبي عقب ميماني!!" آنها به اين فكر نمي كنند كه هر كدام از افرادي كه وارد مجموعه ی آنان شده اند، براي ورود هزينه كرده اند و بايد نتيجه بگيرند و ...

دسته ی سوم:

افرادي هستند كه نه به خود متعهد هستند و نه به ديگران. اين دسته افراد در جامعه روزمرگي مي كنند و در نتورك به ابزاري براي به سود رسيدن دسته ی دوم تبديل مي شوند. اين افراد معمولا ابزار خود را براي رسيدن به موفقيت بيشتر، شانس و اقبال مي دانند.

حال فکر می کنید شما از کدام دسته اید؟
امیدوارم همه ی وست ویژنی های عزیز تلاش کنند تا در دسته ی اول قرار داشته باشند و افرادی متعهد به خود، افراد مجموعه و کمپانی شان باشند.

در مطالب بعدی در مورد «خواستن» بحث خواهیم کرد.
 

|+| نوشته شده توسط مدیر وبلاگ در دوشنبه پنجم آذر 1386  |
 6 نكته پيرامون مهارت هاي مديريتي(قسمت سوم و آخر)


6 نكته پيرامون مهارت هاي مديريتي(قسمت سوم و آخر)

 


6- درستی:
"توانایی یک مدیر در استاندارها و معیارهایی منعکس می شود که برای خود پی ریزی می کند"
«ری کروک»

. درستکار باشید
در زمان مواجهه با مواردی که ارزش های اخلاقی شما را زیر پا می گذارند از خود عکس العمل نشان دهید. اگر از شما درخواست شد که یک کار غیر اخلاقی و یا غیر قانونی انجام دهید به راحتی از انجام آن سرباز زنید. برای حفظ حقوق خود، کارمندان و افرادی که با آن ها کار می کنید تلاش کنید.

. صادق باشید
در زمان صحبت کردن باید برای گفته های خود اهمیت قائل شوید. اگر نمی توانید قول انجام کاری را بدهید خوب لازم نیست این کار را بکنید. اگر خطایی از شما سر زد، آن را قبول کنید و به خاطر انجام آن پوزش بطلبید. این روزها که تنها صحبت از "راندمان بالا" و "محدودکردن ضرر و زیان" است فقط با اتکا به صداقت و درستی است که می توانید بر روی مقامات ارشد، مراجعین و کارمندان خود تاثیر گذار واقع شوید.

. از شایعات دوری کنید
در مورد افراد دیگر غیبت نکنید و داستان های ناخوشایند را از روی بدخواهی منتشر نکنید. شما باید خیلی قدرتمند باشید که بتوانید چنین جمله ای را بر زبان بیاورید:
"من دوست ندارم در مورد کسی که در حال حاضر این جا حضور ندارد صحبت کنم." این امر نشان دهنده ی صداقت و درستکاری شماست.

. به دیگران احترام بگذارید و متقابلا به آن ها اجازه ندهید که در مورد شما به غیبت بنشینند
تمام تلاش خود را به کار گیرید. در تمام شرایط اعتماد به نفس خود را حفظ کنید، به دیگران احترام بگذارید و استوار و ثابت قدم باشید. در راه انجام یک پروژه از تمام مهارت ها و توانایی های خود استفاده کنید. اگر نسبت به تعهدات خود وفادار باشید دیگران به شما احترام می گذارند و مورد قدردانی آن ها قرار خواهید گرفت.

کارفرمای مسلم و قطعی:
توانایی رهبری و مدیریت تنها به این معنا نیست که عنوان مدیریت، سرپرست و یا مدیر گروه را يدك بکشید. شغل شما باید همواره مراحل رشد و پیشرفت مداوم را برایتان فراهم آورد. در مورد ندانسته های خود سوال بپرسید، تمام گزینه ها را در نظر بگیرید و کلیه ی منابع موجود را چندین مرتبه ارزیابی کنید، به طور مداوم از توانایی های خود کمک بگیرید، همواره استعدادهای خود را افزایش دهید و به نداهای درونی تان گوش فرا دهید.

اگر می خواهید شما  را به عنوان فردی بشناسند که دارای خصوصیات غریزی مدیریتی است، باید یک شخصیت شکوهمند را در خود پرورش دهید و خود را به صلاح استعدادهای ویژه تجهیز کنید تا بتوانید بر روی افراد مختلف تاثیر بگذارید و در مقابل شما فرمانبردار باشند. ما شما را با دید، اطمینان، مهارت و توانایی، ترغیب و تشویق، مسولیت پذیری و راستی و درستی آشنا کردیم بقیه ی امور به عهده ی خودتان است.

منبع: سایت مردمان

|+| نوشته شده توسط مدیر وبلاگ در جمعه دوم آذر 1386  |
 6 نكته پيرامون مهارت هاي مديريتي(قسمت دوم)
 

6 نكته پيرامون مهارت هاي مديريتي(قسمت دوم)

 


4- افزایش انگیزه:
افزایش انگیزه از طریق راه های زیر امکان پذیر است.

. اطرافیانتان را تشویق کنید
یک رهبر قدرتمند توانایی تاثیر گذاری در دیگران را دارد. دیگران را تشویق کنید و به آن ها انرژی و قوت قلب دهید تا بتوانید از ابتکارات و نوآوری هایشان استفاده کنید.

. موفقیت ها را جشن بگیرید
همیشه برای تشکر و قدردانی پیش قدم باشید، مثلا بر روی یک صفحه کاغذ مناسب یک یادداشت بنویسید و از این طریق از افراد سپاس گذاری کنید. هیچ گاه در جمع، از کارمندان خود انتقاد نکنید. اگر لازم بود چنین کاری را انجام دهید باید آرامش خود را حفظ کنید و با او شخصا به صحبت بنشینید. در زمان اخراج کردن هم بهتر است اشاره ای به نقاط مثبت افراد اخراجی داشته باشید. اگر با وجود تلاش های بسیار زیاد، وقت گذاشتن های طولانی مدت و به کارگیری عقاید ابتکاری پروژه ی شما به موفقیت نرسید، تمام افراد گروه را گرد هم آورید و با هم در مورد راهکارهای رسیدن به موفقیت به مشورت بنشینید و بعد هم تمام تجربه های خود را با یکدیگر در میان بگذارید.

. از پرسنل خود پشتیبانی کنید
رهبری به این معنا نیست که همه باید به دنبال شما باشند، بلکه باید به آن ها بگویید که شما در پشت آن ها هستید. به نیاز های کارکنان خود توجه کنید، حال چه این نیازها دوره های کمک آموزشی باشند چه ارتقا دستگاه ها و به کارگیری تکنولوژی جدید و ... خود را برای آن ها  به آب و آتش بزنید. شاید همیشه کارها بر وفق مراد پیش نروند، اما حداقل این است که آن ها می دانند شما همواره حامی و پشتیبان آن ها هستید.

. کمک کنید
هر زمان که وقت داشتید حتی برای مدت کوتاهی هم که شده سری به بخش های مختلف شرکت بزنید و به کارکنانتان نشان دهید که متوجه تلاش آن ها هستید، هر چند خود تجربه ای در انجام وظایف آن ها ندارید. البته یک مدیر زمانی می تواند به موفقیت دست پیدا کند که همواره دانش خود را به روز کند و اطلاعات کافی در زمینه های مختلف داشته باشد تا بتواند انتظارات خود را به وضوح برای پرسنلش شرح دهد.

5- مسئولیت:

. سرزنش های وارده را بپذیرید
اگر اطلاعات غلط مورد استفاده قرار بگیرد و محموله ی مورد نیاز با تاخیر به دست کارکنان برسد، بالطبع کسب درآمد نیز برای مدتی مختل خواهد شد. مسئولیت اشتباهاتی را که مرتکب آن می شوید به عهده بگیرید به خاطر آن عذزخواهی کنید و اقدامات لازم در رفع مشکل به وجود آمده را انجام دهید. این که اشتباه از جانب چه کسی سر زده مهم نیست، بلکه امری که حائز اهمیت است قبول مسئولیت و تلاش برای حل مشکلات است.

. مشکلات را حل کنید
به عنوان یک رهبر شما باید گاهی تصمیمات دشوار و ناخوشایندی را اتخاذ کنید. شما باید کشمکش های موجود را متوقف کنید و به افراد کمک کنید تا تغییر و تحول ها را آسان تر قبول کنند. رمز موفقیت شما برقراری ارتباط است. اگر کارمندان متوجه شوند که شما تا چه حد به شغل خود اهمیت می دهید و برای آن تلاش می کنید، آن ها نیز روش های ابتکاری خود را ارائه می دهند و برای رسیدن به موفقیت تمام توان خود را به کار می گیرند.

. الگو باشید
همیشه دیگران را متوجه توانایی های خود در کار کردن کنید. بی طرف باشید و با تمام مسائل عادلانه برخورد کنید و از پارتی بازی هم به شدت پرهیز کنید. به نظرهای مخالف گوش دهید و در هر شرایطی رفتار مناسب از خود نشان دهید و امواج مثبت از خود ساطع کنید.

ادامه دارد...

|+| نوشته شده توسط مدیر وبلاگ در یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386  |
 6 نكته پيرامون مهارت هاي مديريتي(قسمت اول)


6 نكته پيرامون مهارت هاي مديريتي(قسمت اول)

 

 

آیا شما در زندگی شغلی خود برای امر مدیریت ارزش قائل هسـتید؟ شــاید برای انجام شغل های مختلف توانایی های فنی و اطلاعات حرفه ای لازم باشد، اما مهارت هـای رهـبری و مدیریت نیز جزء پیش نیازهای رسیدن به موفقیت به شمار مـی روند. اگر می خواهید مدیر موفقی باشید باید توانایی های رهبری خود را افزایش دهید. اگر بـه تازگی ترفیع رتبه گرفته اید، مدیریت یک پروژه ی عظیم را به عهده دارید، و یا این که به دنبال کسب اطلاعات بیشتر در زمیـنـه ی مـدیـریت هستـیـد تا بعدها بتوانید به این منصب نائل شوید، ما در این قسمت 6 مهارت ضروری برای مدیران موفق را برای شما بیان می کنیم:

1- دید:
ذهن خود را بر روی تصویرهای بزرگ تر متمرکز کنید. باید مطمئن شوید که گروه شما از بالاترین بهره وری برخوردار است. اهداف خود را بر اساس استراتژی های بلند مدت پایه ریزی کنید و آن ها را با مقامات ارشد و سایر پرسنل در میان بگذارید. اهداف فردی و گروهی تعیین کنید (البته سعی کنید که تمام آن ها واقع بینانه باشند.) تمام خواست ها و آرزوهای خود را در یک سیطره ی بزرگ تر قرار دهید و با یک دید وسیع تر به آن ها نگاه کنید.

. بلند پرواز باشید
بلند پرواز بودن به معنای جاه طلبی و تجاوز به حقوق دیگران نیست. شما باید از حس بلند پروازی خود زیرکانه استفاده کنید. برای بالا رفتن از نردبان ترقی نباید پای خود را بر سر افراد دیگر بگذارید. بدانید که از شغل خود چه می خواهید و حرکت شما به کدام جهت است. توانایی های بالقوه خود را همواره در جلوی چشمتان قرار دهید. اگر به موقعیت فعلی خود قانع باشید هیچ گاه ترفیع رتبه از آن شما نخواهد شد.

2- اطمینان:
باید خود را به خوبی بشناسید. نقاط قوت و ضعف خود را پیدا کنید و بر روی ضعف هایتان بیشتر کار کنید. از سوال پرسیدن و یا گذراندن دوره های کمک آموزشی ترسی به دل راه ندهید. لازم نیست که همیشه همه چیز را بدانید و بهترین باشید. اگر به جزئیات کار اجحاف کامل ندارید کسانی را به تیم خود دعوت کنید که توانایی آن ها در انجام موارد مورد نظر از شما بالاتر باشد. اطراف خود را با افرا کارآمد پر کنید نه با "بله قربان گو" هایی که تنها حرف هایی می زنند که با مزاج شما سازگاری داشته باشد.

. مصمم باشید
برای وقایع غیر منظره برنامه ریزی کنید تا اتفاقی روی ندهد که شما در مقابل آن خلع سلاح شوید. اگر تمام اتفاقاتی که ممکن است در طول انجام یک پروژه روی دهد را پیش بینی کنید، آن گاه می توانید با داشتن آگاهی کامل تصمیمات مناسب اتخاذ کنید و کار درست را انجام دهید.

. کنترل استرس
چنان که از گذشته مرسوم بوده: " هیچ گاه به دیگران اجازه ندهید که متوجه عرق کردن شما بشوند" اگر به خود مطمئن باشید این حس به دیگران نیز القا می شود و آن ها هم نسبت به شما اعتماد پیدا می کنند.

. انتقاد پذیر باشید
شما می توانید اعتماد به نفس خود را از طریق پذیرفتن نظرهای منفی دیگران در مورد خود اثبات کنید. زمانی که مورد انتقاد دیگران قرار می گیرید به لاک دفاعی فرو نروید و خود را فردی متکبر و سلطه جو نشان ندهید. در هر انتقاد به دنبال نکته های سودمند و سازنده بگردید و از فرد منتقد تشکر کنید. با این کار حرفه ای بودن و تکامل خود را آشکار می سازید.

3- مهارت های سایرین:
"پیش از این که به کمک کارمندانتان نیازمند شوید، باید اعتماد آن ها را نسبت به خود جلب کنید"  «راسل وایت»

. گوش فرا دهید
به نظرات دیگران توجه کنید و نسبت به پذیرش عقاید مختلف از خود علاقه نشان دهید. از سیاست ها و مشکلاتی که باعث پسرفت تیمی می شوند و اجازه نمی دهند که افراد گروه کار خود را با کیفیت، دقت و علاقه انجام دهند به شدت پرهیز کنید. به گفته های سایرین با دقت گوش کنید که هم بتوانید کیفیت زندگی شغلی خود را بهتر درک کنید و هم بین کلیه ی امور تعادل برقرار کنید. در چنین حالتی می توانید کارمندان را به سمت مسیر مناسب هدایت کنید.

. انعطاف پذیر باشید
یک رهبر قدرتمند لازم نیست که همیشه درست عمل کند. شما باید نسبت به عقاید مخالف، سایر نظرات و ابتکارات نوین از خود روی باز نشان دهید. کلیه ی پرسنل باید برای پیشنهاد دادن از آزادی عمل برخوردار باشند و بتوانند آزادانه در توسعه و تکمیل طرح های پیشنهادی خود گام بردارند. در چنین شرایطی آن ها همواره به دنبال فرصت های تازه ای هستند تا بتوانند وضعیت فعلی شرکت را ارتقا بخشند.

. حمایت کنید
در کارها همدلی و شکیبایی خود را آشکار سازید و افرادی را که در انجام وظایف از خود علاقه نشان نمی دهند از امتیازات ویژه محروم سازید. با خدمه و کارکنان با نزاکت برخورد کنید و به آن ها احترام بگذارید و نشان دهید که به کارهای فردی شان علاقمند هستید. همیشه به خاطر داشته باشید که چگونگی برخورد شما با افراد دیگر نشان دهنده ی توانایی های مدیریتی شما است.

ادامه دارد...

|+| نوشته شده توسط مدیر وبلاگ در سه شنبه بیست و دوم آبان 1386  |
 راه هاي مقابله با بحران
 

بحران یا فرصت

 

دير يا زود در زندگي هر كس، زماني فرا مي رسد كه شخص خود را در چهار راهي مي يابد، در حالي كه نه نقشه اي در دست دارد و نه تابلو و نه نشان خاصي در معرض ديد اوست.
نشانه اي كه نشان مي دهد به كجا مي رسد. در اين مواقع كه احساس گم شدگي، عدم اطمينان، اضطراب و كنترل نداشتن به فرد دست مي دهد، زندگي او عوض شده و همين باعث ترس مي شود.

 تغييرهرچيزي ما را مي ترساند. چون ما عادت كرده ايم كه به آن چيزها و افراد آشنا تكيه كنيم. تا وقتي كه آن ها وجود  احساس امنيت و اطمينان مي كنيم. بنابراين وقتي پاي تغيير به ميان مي آيد، حس مي كنيم كه بايد مثل شترمرغ عمل كنيم و سعي كنيم به وسيله ی ناديده گرفتن آن تغيير و تحول، خود را از خطر آن حفظ كنيم.
واقعيت اين است كه هيچ چيزي هميشه بدون تغيير نمي ماند، همه چيز تغيير مي كند، بدن ما، اعتقادات ما، شيوه اي كه خود و ديگران را احساس مي كنيم. تغيير، تنها ركن پايدار در عالم است. ممكن است از آن وحشت كنيم، ولي بايد  بدانيم كه مي توانيم از پس آن برآييم.
بحران مراحل مختلفي دارد و هر مرحله، بخش طبيعي فرايند آن است. هر كس به شيوه اي و از هر طريقي بحران را طي مي كند كه به نظر او صحيح است. شما بدانيد در هر مرحله از بحراني كه هستيد، آن مرحله براي هميشه باقي نمي ماند.

ارمغاني كه هر بحران به همراه مي آورد، يگانه است. كسي نمي تواند در آغاز پيش بيني كند كه سرانجام چه خواهد شد، يا آن را وادار كند كه چيزي به غير از آن كه هست بشود. شايد اين ارمغان درك عميق تر شما و ديگران به زندگي باشد، استقلال بيشتري باشد، يا دوستي هاي تازه اي ايجاد كند. ذهن خود را باز كنيد و در انتظار يافتن آن باشيد.

مواجه شدن با بحران به ما فرصت رشد يافتن مي دهد.
ارمغان مواجه شدن با آن را دريافت كنيد.

|+| نوشته شده توسط سما در دوشنبه شانزدهم مهر 1386  |
 آن چه یک لیدر باید بداند(قسمت دوم و آخر)


آن چه یک لیدر باید بداند(قسمت دوم و آخر)

 

در رهبري نتيجه ی مطلوب و روابط خوب لازم و ملزوم يكديگرند. روابط خوب بدون بدست آوردن نتيجه ی مطلوب فاقد ارزش است و نتيجه ی مطلوب نيز بدون ايجاد روابط خوب براي مدت طولاني امكان پذير نمي باشد.

توجه داشته باشيد كه: نتيجه ی كار هر ليدر توسط زير مجموعه هاي او بدست مي آيد. به همين دليل به دست آوردن نتيجه ی مطلوب بدون ايجاد روابط خوب با افراد عملا امكان پذير نمي باشد و براي ايجاد رابطه ی خوب با ديگران ابتدا بايد خواسته ها و انتظارات آن ها را بشناسيم و سپس راه مناسبي براي پاسخگويي به توقعات آن ها در نظر بگيريم.

توقعات افراد از ليدر خود:

بيشتر افراد توقعاتي كه از ليدر خود دارند به شش مورد خلاصه مي شود.

1- رفتار انساني

2- شناسايي شخصيت

3- تامين خواسته ها

4- پيشرفت

5- فرصت براي نشان دادن ابتكار

6- كار با ارزش

امكان دارد كه در بيشتر موارد افراد انتظارات خود را به زبان نياورند، اما شما به عنوان يك ليدر بايد توقعات آن ها را شناسايي كنيد و بدانيد كه زير مجموعه هاي شما چه مي خواهند و توقعات معقول و منطقي آن ها را برآورده سازيد و از رشد و افزايش خواسته هاي غير منطقي جلوگيري كنيد. توضيحات بيشتر در مورد توقعات افراد به شرح زير است:

· رفتار انساني : آن ها انتظار دارند كه برخورد ليدرها با آن ها يك برخورد انساني توام با احترام لازم و رعايت عدالت و انصاف باشد.

· شناسايي شخصيت : آن ها مي خواهند كه هر يك را به صورت شخصيت واحد و مجزا از ديگران بشناسيم و كارشان را و خصوصيات اخلاقي و وضع زندگي و امكانات و مشكلاتشان را بدانيم.

· تامين : هر يك از افراد انتظار دارند كه ما در موقع لزوم از آن ها حمايت كنيم و تاحد ممكن از مزاياي مادي بهره مند شوند.

· پيشرفت : آن ها انتظار دارند كه آينده ی بهتري داشته باشند و در كار خود ترقي كنند.

· فرصت براي نشان دادن ابتكار : آن ها انتظار دارند كه به آن ها ميدان داده شود تا هوش و ابتكارشان را به معرض آزمايش بگذارند.

كار با ارزش : آن ها دلشان مي خواهد كه كاري كه به آن ها واگذار كرده ايم داراي ارزش و اهميت براي سازمان باشد.

 

|+| نوشته شده توسط مدیر وبلاگ در دوشنبه نهم مهر 1386  |
 آن چه یک لیدر باید بداند(قسمت اول)


 آن چه یک لیدر باید بداند(قسمت اول)

 


ليدر كسي است كه وظيفه ی راهنمايي و آموزش زير مجموعه هاي خود را به عهده دارد و يك ليدر براي اين كه بتواند به نحو مطلوبي سازمان خود را هدايت كند بايد اطلاعات و مهارت هاي زيادي داشته باشد. علاوه بر آن يك ليدر بايد بتواند با برانگيختن افراد و در كنار آن ها اهداف سازمان خود را تحقق بخشد، يعني به عبارت ديگر يك ليدر بايد در رهبري نيز مهارت داشته باشد.

تمامي ليدرها الزاما همه روزه بايد اطلاعات زيادي را در اختيار ديگران قرار دهند، پيشنهاد كنند و با ساير ليدرهاي همتراز و ليدرهاي بالاسري نيز ارتباط داشته باشند اشتباهات افراد مجموعه را تصحيح كنند و به آن ها روش هاي صحيح را آموزش دهند و در نهايت بايستي قدرت انتقال اطلاعات به ديگران را نيز داشته باشند. اما براي آموزش يك تجارت و يا انتقال مطلب به ديگران تنها داشتن تخصص و اطلاعات كفايت نمي كند و "هنر انتقال مطلب و آموزش دادن" نيز از الزامات اين كار است.
بنابراين يك ليدر بايد در تعليم دادن نيز مهارت داشته باشد و بتواند افرادی مانند خود را نيز در مجموعه شبيه سازي كند.

روش هاي نامناسب كار در بسياري از موارد امكان دارد افراد و يا تجارت را به مخاطره اندازد. در اين گونه موارد "ليدر" بايد "روش كار را تغيير داده" و راه هاي بهتري را براي انجام تجارت پيشنهاد كند. در مواردي كه لازم است كار ساده تر و بهتر انجام شود و موانعي براي آن وجود دارد نيز ليدر بايد وارد عمل شود. انجام چنين مواردي فقط ازعهده ی ليدرهايي بر مي آيد كه در كار خود كاملا حرفه اي باشند. مهمترين مهارت هايي كه يك ليدر بايد داشته باشد به شرح زير است.

1- مهارت در رهبري

2- مهارت در تعليم دادن

3- مهارت در معرفي بهترين روش هاي كار

4- مهارت در پيشگيري از وقوع مشكلات

اين نوع مهارت ها چهار زمينه ی عمده و ستون اصلي وظايف ليدر را تشكيل مي دهند. اما اين مهارت ها تنها مهارت هاي مورد نياز يك ليدر نمي باشند و مهارت هاي ديگري مانند مهارت هاي ارتباطي و روابط انساني و هنر گوش دادن و هنر سخن گفتن و متقاعد كردن و انتقاد كردن و انقادپذيري نيز از اهميت زيادي برخوردارند.

مهارت در رهبري به عنوان "فراگرد تاثير گذاري بر فعاليت هاي يك فرد يا يك گروه در تلاش به منظور تحقق هدفي در وضعيت معين" تعريف شده است و يا "عمل تاثير گذاري بر افراد به طوري كه از روي ميل و رغبت براي هدف هاي گروهي تلاش كنند" اما به زبان ساده رهبري يعني:

· مهارتي در بدست آوردن نتيجه ی مطلوب با ايجاد روابط خوب

· پيش بيني مشكلات در روابط انساني و جلوگيري از بروز آن ها

· اقدام مناسب در موقع بروز مشكل
ادامه دارد...

|+| نوشته شده توسط مدیر وبلاگ در پنجشنبه پنجم مهر 1386  |
 چگونه موفق باشيم؟
                                                   چگونه موفق باشيم؟

 

وقتي که از واژه ي موفقيت صحبت به ميان مي آيد، براي اکثر افراد بي درنگ تصويري از پول فراوان تداعي مي شود. گرچه مفاهيم ديگري هم مي تواند تحت واژه ي موفقيت قرار بگيرد. از قبيل: زمان، دوست داشتن و عشق ورزيدن، آسايش، زيبايي آگاهي، سلامتي وحتي پول.
در صورتي که هميشه براي آنچه که مي خواهيد شتابزده عمل کنيد و معتقديد که زمان به سرعت مي گذرد و وقت کافي وجود ندارد، شما فردي هستيد که با کمبود زمان مواجه است.
اگر احساس مي کنيد که موفقيت فراتر از توان شماست، هرگز نخواهيد توانست به آن دست يابيد. اگر تصور داريد که زندگي پر مشقت و پردردسر است، هيچ گاه روي آسايش و آرامش را نخواهيد ديد.
اگر فکر مي کنيد که هيچ نمي دانيد و قادر نيستيد تا اوضاع را درک کنيد، در اين صورت به حکمت و رمز جهان مرتبط نخواهيد بود و موفق نخواهيد شد. اگر کمبود عشق، محبت و دلبستگي را در زندگي احساس کنيد برايتان دشوار خواهد بود تا عشق و دوست داشتن را در زندگي خود وارد کنيد.
و اما در مورد زيبايي؛ زيبايي در اطراف ما به وفور وجود دارد آيا اين زيبايي ها را که فراوان بر روي زمين ما گسترده است مي بينيد ويا همه چيز در نظر شما زشت و بي مصرف مي آيد. وضع جسمي و روحي شما چگونه است.
آيا هميشه احساس کسالت مي کنيد؟ و يا به راحتي سرما مي خوريد؟ احساس درد فراوان داريد؟ سرانجام به پول مي رسيم. بسياري بيان مي دارند که در زندگي آنها پول کافي وجود ندارد و يا از درآمد ثابت و يکنواخت گله مندند افراد هميشه در اين فکرند که اين را مي خواهيم و يا بايد فلان چيز را به دست آوريم، واقعيت اين است و بايد بپذيريم که موفقيت و ثروت در اطراف ماست.
زماني که چيزي را مي خواهيم و آن را به دست نمي آوريم، تا اندازه اي خودمان در عدم موفقيت دخيل هستيم. اگر ديدمان نسبت به زندگي کوته باشد، زندگي نيز به ما خست نشان خواهد داد...

 

|+| نوشته شده توسط سما در چهارشنبه چهارم مهر 1386  |
 چگونه از شکست هایمان پیروزی بسازیم؟(قسمت دوم و پایانی)


چگونه از شکست هایمان پیروزی بسازیم؟(قسمت دوم و پایانی)

 


امكان ندارد بدون مخالفت ها، مشكلات و موانع، به موفقيت های بزرگ دست پيدا كنيم. ولی امكان آن وجود دارد كه از موانع براي پيشبرد اهداف خود استفاده كنيم.

بياييد ببينيم چگونه:

«سر رالف رمزي» مربي فوتبال انگلستان پس از پايان مسابقه ی تيم های ملی كشور خود و آلمان، جمله ی زيبايی بر زبان آورد كه شنيدنی است. داستان از اين قرار است:

بازيكنان تيم فوتبال انگلستان پس از باخت در برابر حريف با خشم تماشاچيان انگليسی مواجه می شوند و بسيار عصبانی و ناراحت به رختكن مي روند.
در حال عوض كردن لباس های خود، همديگر را سرزنش مي كنند. هر كس سعي مي كند تقصير را بر گردن ديگری بيندازد و خود را تبرئه كند. سرانجام دعوا بالا می گيرد و فضا چنان متشنج می شود كه ناگهان "سر رالف" با صدای بلند و با وقار و خونسردی خاص خود می گويد:

«آن چه در ميدان بازی اتفاق افتاد، به تاريخ سپرده شد، اما آن چه باقی مانده، تنها تجربه ای است كه از اين بازی كسب كرده ايم.»

با اين گفته ی رمزی همه ساكت می شوند، چهره ها رنگ ديگری به خود می گيرند و حال و هوای تازه ای بر فضای سالن رختكن حكم فرما می شود.

در يكي از مهمانی هاي بزرگ پاريس، ژنرالی حضور داشت كه 28 مدال روی سينه اش نصب شده بود، خانمی زيبا و موقر جلو آمد و پس از تعارف های اوليه گفت:
«ژنرال! آيا شما پيروزی های متعددی داشته ايد كه صاحب اين همه مدال شده ايد؟»

ژنرال با فروتني پاسخ داد: «با جرات می توانم بگويم كه به همين اندازه نيز شكست داشته ام.»

حال سرگذشت شخص بزرگی را برايتان تعريف مي كنم كه پايداری او در كسب هدف موجب عبرت همگان است:
قابل توجه عزیزان وست ویژنی که ناامید شده اند و خود را شکست خورده می دانند:
«آبراهام لينكلن» فرزند خانواده فقيري بود كه پس از سال ها رنج و مرارت از دانشكده ی حقوق فارغ التحصيل شد. ابتدا وكيل موفقي نبود، پس وكالت را كنار گذاشت و به طرف تجارت رفت و در اين كار هم نشان داد استعداد ندارد. سراغ سياست رفت و در سی و دو سالگی در انتخابات مجلس شركت كرد، اما شكست خورد و در سی و چهار سالگی بار ديگر ورشكسته شد و در سی و پنج سالگی همسرش را در اثر مرگ ناگهاني از دست داد و سال بعد به بيماري عصبي مبتلا شد. در سنين چهل و سه، چهل و شش و چهل و هشت سالگی خود را نامزد كنگره كرد، باز هم شكست خورد! در پنجاه و شش سالگی با وجود تلاش زياد برای رسيدن به معاونت رياست جمهوری، در اين مبارزه نيز مغلوب شد! در سن پنجاه و هشت سالگي در انتخابات سناتوری ناكام ماند و سر انجام در سن شصت سالگي در انتخابات رياست جمهوری شركت كرد و اين بار قاطعانه موفق شد رئيس جمهور ايالات متحده امريكا گردد و يكي از بهترين و بزرگترين ان ها.

پس در حقيقت شكست وجود ندارد و آن چه مشاهده مي شود نتيجه است.

 

|+| نوشته شده توسط مدیر وبلاگ در چهارشنبه چهارم مهر 1386  |
 چگونه از شکست هایمان پیروزی بسازیم؟(قسمت اول)


چگونه از شکست هایمان پیروزی بسازیم؟(قسمت اول)

 

افرادي كه در زندگي، موفقيت هاي درخشاني به دست آورده اند، معتقدند كه همه چيز در جهان به كام آن هاست و به هيچ وجه به عدم امكان كاری نمي انديشند.
اين گونه افراد، مصيبت ها و مشكلات را به سكوی پرشی در جهت اهداف خود تبديل می كنند و معتقدند همه چيز براي كسب موفقيت در اختيار آن هاست و بر اساس چنين عقيده ای از تمامی مشکلات در جهت اهداف خود بهره برداری می كنند.

تفاوتي كه بين موفقيت و شكست وجود دارد، در نگرش افراد است.
در فرهنگ نامه ی افراد موفق، واژه ی «عدم موفقيت» وجود ندارد و به جاي آن، لغت «نتيجه» قرار گرفته است. زيرا اين گونه اشخاص به شكست معتقد نيستند و آن را به حساب نمي آورند. بسياري از افراد در تلاش اوليه براي كسب هدف، وقتي موفق نمی شوند، خود را شكست خورده مي پندارند. در صورتی كه از نظر افراد موفق، با به دست آوردن نتيجه های جديد، به هدف خود نزديك تر مي شوند. چند لحظه فكر كنيد و بگوييد كه امروز نسبت به ديروز چه امتيازاتی را به دست آورده ايد؟

پاسخ به اين سوال به جز «تجربه» چيز ديگری نيست. افرادی كه از شكست در هراسند، از قبل در ذهن خود پذيرفته اند كه كارها ممكن است در جهت موفقيت شان نباشد و اين ايده، آنان را در تلاش زياد براي نيل به اهداف و آرزوهايشان باز می دارد.

آيا شما از شكست مي ترسيد؟ درباره ی آموخته ها و كسب تجربه های خود چه فكر می كنيد؟
شما هم می توانيد از تمام تجربه هاي ديگران استفاده كنيد و در كارهايتان موفق شويد.

در زير شرح احوال و ماجرای زندگي انسان های بزرگ را بخوانيد تا دريابيد چگونه هر يك از اين افراد، بارها و بارها می توانستند در برابر موانع و مشكلات سر خم كنند. كار ديگری هم می توانيد بكنيد:
از خاستگاه اجتماعی ليدرهايتان يا هر كسی كه به نظر شما در واقع در زندگي اش موفق است، اطلاع پيدا كنيد. وقتی همه چيز را در مورد او فهميديد، متوجه می شويد كه چگونه بر دشواری ها و موانع بزرگ فايق آمده اند.
ادامه دارد...

|+| نوشته شده توسط مدیر وبلاگ در سه شنبه سوم مهر 1386  |
 

                                            شيوه‌هاي ارتباط كلامي

       پس از آنكه دانش و آگاهي كافي براي شروع فعاليت را به دست آورديد، زمان ارائة اين اطلاعات به ديگران و جذب مشتري براي محصولات شركت فرا رسيده است. براي اين كار به مهارت‌ ديگري نيز نياز پيدا مي‌كنيد. اين مهارت، همان مهارت در ارتباط كلامي است كه نقش مهمي در به وجود آمدن يك رابطة سالم و ثمربخش در زمينة فعاليت شما دارد. كسب اين مهارت نيز همانند بقية مهارت‌هاي لازم بسيار ساده است. چگونه ممكن است انسان موجودي اجتماعي باشد و كسب مهارت‌هاي لازم براي ارتباط‌هاي اجتماعي براي او دشوار باشد؟

       اولين قدم براي تسلط پيدا كردن به يك بحث و به سمت مطلوب هدايت كردن آن غلبه بر ترسي است كه معمولاً كسي كه عادت به گفتگوهاي رسمي ندارد دچار آن مي‌شود. براي غلبه بر اين ترس لازم است:

1-      به آنچه قرار است در مورد آن صحبت كنيد كاملاً مسلط شده و با تمرين آن را ملكة ذهن خود گردانيد.

2-      حس جرأت را در خود تقويت كنيد و باور كنيد كه مي‌توانيد از عهدة معرفي كار خود برآييد. چگونه ممكن است كسي با علاقه به كاري مشغول شده باشد و بداند كه موفقيت آيندة او در گرو انجام اين كار است و با اين حال نتواند كار خود را به خوبي به ديگران معرفي كند؟ به كار خود همچون همان زمينه‌اي كه كاملاً در آن تسلط داشته و به آن علاقه داريد نگاه كنيد. و به همان شيوه‌اي كه در مورد زمينة مورد علاقة خود سخن مي‌گوييد در مورد كار خود نيز صحبت كنيد.

3-      منافعي كه در اين كار براي خود در نظر مي‌گيريد را مد نظر قرار دهيد و با توجه به آن كار خود را به ديگران نيز معرفي كنيد و بدانيد كه آنان نيز مي‌توانند از مزاياي اين كار بهره‌مند شوند، پس اين شما هستيد كه با معرفي كار خود يك موقعيت ويژه را به ديگران نيز مي‌دهيد.

        براي آنكه بتوانيد نظر مخاطب خود را جلب كرده و او را متوجه كنيد كه با دقت و بينش كامل فعاليت فعلي خود را انتخاب كرده‌ايد، لازم است كه تا آنجا كه ممكن است در مورد كار خود اطلاعات جمع‌آوري كرده و دائماً اطلاعات خود را به روز كنيد. اين اطلاعات در مورد نحوة فعاليت شركت خود شما «Vast Vision»، كالاها و خدمات آن، شركت‌هاي رقيب، و قوانين جهاني و قوانين جمهوري اسلامي ايران در زمينة بازاريابي شبكه‌اي و . . . مي‌باشد.

در مورد هر مبحث در همان ابتدا موضوع را كامل و روشن بيان كنيد و مطمئن شويد كه شنونده آنچه را كه گفته‌ايد كاملاً دريافت و درك كرده است و سپس به سراغ مبحث بعدي بحث خود برويد. اين كار از ايجاد تكرار و بازگشت‌هاي مكرر به آنچه گفته‌ايد جلوگيري مي‌كند.

متوجه اين نكته باشيد كه اعصابي كه از چشم به مغز مي‌روند 20 برابر اعصابي هستند كه از گوش به مغز مي‌روند، با يك حساب ساده مي‌توان دريافت كه اثر آنچه با چشم ديده مي‌شود چقدر مي‌تواند مؤثرتر باشد. پس حتماً آنچه را كه به عنوان واقعيت‌ها و اطلاعات موجود در مورد كار خود ذكر مي‌كنيد به صورت نوشته بر روي كاغذ نيز درج كنيد و در صورت امكان از كاتالوگ به خوبي استفاده كنيد. نوشتن شما علاوه بر اين باعث مقبوليت بيشتر آنچه بيان مي‌كنيد نيز مي‌شود.

در هنگام گفتگو حتماً به سطح معلومات و سواد شنونده توجه كنيد و شغل و پيشينة او را نيز مد نظر قرار دهيد. دانستن اين نكات سبب مي‌شود كه:

1-      در سطحي صحبت كنيد كه براي شنونده كاملاً قابل درك باشد و بتواند با آگاهي‌هاي موجود خود با آنها ارتباط برقرار كند.

     2 - بتوانيد بين مطالبي كه بيان مي‌كنيد و شغل و پيشينة شخص ارتباط برقرار كنيد . با اين كاراطلاعاتي كه در اختيار او قرار داده‌ايد براي او سهل‌الهضم‌تر شده؛ و با توجه به نزديك‌تر بودن آنها به موقعيت فعلي او اين مطالب را خوشايندتر مي‌كنيد.

 

|+| نوشته شده توسط مدیر وبلاگ در شنبه سی ام دی 1385  |
 

مطلبی که در زیر می خوانید قسمتی از کتاب تکنولوژی فکر دکتر آزمندیان است که در مورد نظام باورها صحبت می کند .

بشر در آستانه این قرن به این باور رسیده است که با استفاده از تکنولوژی فکر می تواند تمام به ناکامی های گذشته خود پایان داده و از نو تحولی بزرگ در خود ایجاد نموده و با یک حرکت نرم افزاری در وجود خود , تمام سیستم تفکر و باورهایش را عوض کرده و به شخصیت جدیدی و در نهایت به دنیایی از اعتماد به نفس , سلامتی , نشاط و آرامش رسیده و زندگی نوینی را پایه گذاری کند. هر آنچه را که بخواهد , بیندیشد و خلق کند . عالی ترین ارتباطات را با انسانها برقرار کرده و در همه عرصه های زندگی خود طوفانی از موفقیت به پا کند .

اساس این تکنولوژی استفاده درست از قدرت بیکران ضمیر ناخودآگاه است . ضمیر ناخودآگاه یک کامپیوتر بسیار عظیم , قدرتمند و با سرعت پردازش بی نظیر است که می تواند تحولی عظیم را در انسان به وجود آورد .

در دنیای انسان همه چیز از فکر آغاز می شود و فکر اولین قدم برای رسیدن به هر دستاوردی برای بشر است به این علت در دین مبین اسلام به پدیده فکر این گونه بها داده شده است , که (( یک ساعت درست و زیبا اندیشیدن را معادل ۷۰ سال عبادت می داند )) اینجاست که فکر عامل اولیه تحول و دستاوردهای آدمی است . و اصولا در قرآن کریم آنجایی که خدای رحمان به پاره ای از آیات تفکر آمیز خود اشاره می کند در پایان می فرماید : (( اینها آیات و نشانه هایی است برای انسانهایی که تفکر می کنند )).

تکنولوژی فکر این مقوله را در انسان بطور سیستماتیک و اصولی سامان می دهد و او را به گونه ای برنامه ریزی می کند که بطور اتوماتیک درست , زیبا و خلاق بیندیشد . اگر انسانها بتوانند با اشتیاق فراوان به علم , ثروت , سلامت , آرامش و معنویت فکر کنند قطعا عالم , ثروتمند, سلامت , آرام و با دنیایی از معنویت زندگی خواهند کرد و در دنیا و آخرت سعادتمند خواهند شد. این موفقیت نصیب کسانی خواهد شد که اینگونه بیندیشند.

به امید روزی که همه ما اینگونه بیندیشیم .

|+| نوشته شده توسط مدیر وبلاگ در شنبه سی ام دی 1385  |
 
من ازانتقادنمی رنجم. حتی وقتی بخاطر تاکید دور از واقعیت باشد.

انتقاد سازنده تخمی می کارد که وقتی به باربنشیند در شغل و سرگرمی ما تحول ایجادمی کند.

این واقعیت که کسی به ما اهمیت می دهد و به ماروحیه می دهد و تخیلاتمان راشعله ور می کند.
 
من پذیرای انتقاد سازنده هستم امامنفی بافی رانمی پذیرم.

بین این دو تفاوت بسیار وجود دارد. اگر در مجموعه ی خود افرادی را دارید که منفی باف هستند، بدانید

 که این افراد بینش ندارند. وجود افراد منفی باف می تواند بذر شک را در مجموعه ی شما بپاشد و شک

 هم آفت هر کاری است. کسی که شک دارد، نمی تواند به کارش ایمان داشته باشد و نهایتاْ در کارش

شکست می خورد. می بینید که وجود یک فرد منفی باف می تواند یک مجموعه را از فعالیت باز دارد.

 پس اگر فرد یا افراد منفی باف در مجموعه ی شما وجود دارند، سریعاْ با آن ها تماس بگیرید و آن ها را

 متوجه اشتباهشان و هدف و بینش بکنید.

مجموعه های بینش مند تواناترند و مجموعه های بی بینش در خطرند.

|+| نوشته شده توسط مدیر وبلاگ در شنبه سی ام دی 1385  |
 

آيا افراد موفق باديگران فرق مى كنند ؟ 

            
 آنها احتمالا داراى 12 خصوصيت زير هستند :

بله افراد موفق با ديگران فرق مى كنند. طرز تفكر، روش كار كردن وزندگى آنها با همه فرق مى كنر ، آنها احتمالا داراى 12 خصوصيت زير هستند :

1 – آنها از شغل خود راضى هستند . اگر قراربود بار ديگر شغلى را براى خود انتخاب كنند، حتما همين كار فعلى را ترجيح مى دادند ويا در زمينه هاى مشابه شغل فعلى شروع به كار مى كردند .

2 – كار را به سرگرمى ترجيح مى دهند . در وقت آزاد با فعاليت هاى فكرى مانند خواندن كتاب خود را سرگرم مى كنند تا فعاليت های فيزيكی وورزش .

3 – فوق العاده اجتماعی هستند . درمهمانی ها وانمود نمی كنند كه كسی را نمی شناسند ، بلكه به دور واطراف می روند وخود را معرفی می كنند .

4 – آنها خوش بين ودر عين حال عملگرا هستند وهميشه اين شعار را سرلوحه كارهايشان قرار مى دهند ((من می توانم ))

5 – عبارت (( از صفر به همه چيز رسيدن )) را باور دارند .

6 – از سلامتى جسمانی برخوردارند و به ندرت در بستر بيماری دراز می كشند .

7 – بچه ی نمونه ای نبودند و در نوجوانی رهبری گروههای دوستان را بر عهده داشتند واغلب شيطان وبازيگوش بودند .

8 – خود را خوش شانس می دانند و هميشه خوش شانس می مانند .

9 – خوب فكر می كنند و روی كاری كه در دست دارند تمركز می كنند .

10 – هنگام تصميم گيری فقط به اطلاعات داده شده اكتفا نمی كنند ، به كشف وشهود خود نيز توجه می كنند .

11 – با افرادی از هر طبقه آشنا هستند ودوستان زيادی دارند وبنابراين روابط عمومی شان قوی است واين ارتباطات يك روز به دردشان می خورد .

12 – هرگز خود ا درگير جزييات نمی كنند ، آنها می كوشند تا تصوير كامل را ببينند .

اگر اين خصوصيات را داشته باشيد شايد اميدی باشد كه يك روز از افراد موفق باشيد .

با تشکر از گروه آموزشی راز پرواز

|+| نوشته شده توسط مدیر وبلاگ در جمعه بیست و نهم دی 1385  |
 صفات یک راهبر(لیدر) خوب(قسمت پنجم)

دوستان عزیز در چهار قسمت قبلی دو صفت مهم یک راهبر یعنی شخصیت و جذبه را توضیح دادیم. حال می خواهیم سراغ سومین صفت که از نظر من یکی از مهم ترین صفات یک راهبر است، برویم:

 

تعهد

 

       تعهد مفهومی است که اهل عمل را از رویایی ها جدا می کند. مردم از راهبران غیرمتعهد پیروی

 نمی کنند. تعهد می تواند دامنه ی وسیعی داشته باشد، از ساعات کارتان گرفته تا  تلاشی که برای

 افزایش قابلیت های خود به خرج می دهید و یا این که چگونه با از خودگذشتگی به افراد مجموعه تان

 کمک می کنید.

           دنیا تاکنون راهبر بزرگی که تعهد نداشته باشد، به خود ندیده است. تعهد به ما قدرت جدیدی

 می دهد. هر اتفاقی که بیفتد، بیماری، بی پولی یا مصیبت، هرگز چشم از هدف خود بر نمی گیریم.

 تعهد چیست؟ تعهد برای هر کس معنای خاصی دارد.

برای یک بوکسور آن است که پس از آن که نقش زمین شد، از جای برخیزد.

برای یک دونده ی ماراتون آن است که وقتی نیرویش را از دست داد، ده مایل بیشتر بدود.

برای یک سرباز بالا رفتن از تپه است، بی آن که بداند آن جا چه چیزی انتظارش را می کشد.

برای یک مبلغ مذهبی گذشتن از آسایش و راحتی خود برای دادن آسایش و راحتی بیشتر به دیگران

و برای یک راهبر این ها و بیشتر از این ها، زیرا همه ی کسانی که آن ها را راهنمایی می کنید، به

 شما وابستگی دارند.

        اگر می خواهید راهبر مؤثری باشید، باید متعهد باشید. تعهد واقعی به افراد الهام می بخشد و آنها

 را جذب می کند. به آن ها نشان می دهد که شما پایبند هستید و اعتقاد دارید. آن ها در صورتی به

 شما اعتقاد پیدا می کنند که شما به خودتان اعتقاد پیدا کنید.

ماهیت واقعی تعهد چیست؟ این مسائل را در نظر بگیرید:

 

۱ــ تعهد از دل شروع می شود:

      بعضی ها می خواهند قبل از قبول تعهد همه چیز عالی و بی کم وکاست باشد. اما تعهد همیشه

 مقدم بر دستاورد و موفقیت است. می گویند اسب برنده همیشه تا نیم مایل اول را تا نفس دارد میدود،

 اما بقیه ی مسیر را از روی تعهدی که احساس می کند، میدود. اگر می خواهید به عنوان راهبر تفاوتی

 در زندگی دیگران ایجاد کنید، به دل خود رجوع کنید ببینید آیا به واقع برای این مهم متعهد هستید یا خیر.

 

۲ــ معیار تعهد، عمل و اقدام است:

        صحبت کردن در مورد تعهد یک مطلب است و کاری صورت دادن در قبال آن مطلبی دیگر. تنها معیار

 تعهد عمل است. کاری از حرف زدن ساده تر نیست و کاری دشوارتر از این نیست که روز بعد حرفتان را به

 مرحله ی عمل در آورید.  

وقتی مسئله ی پایبندی به تعهدات مطرح می شود، شما چگونه عمل می کنید؟

 

۳ــ تعهد درها را به روی موفقیت می گشاید:

        شما به عنوان یک راهبر با موانع و مخالفت های عدیده ای روبرو می شوید و حتماْ تاکنون هم این

 تجربه را کرده اید و در مواقعی تعهد تنها عاملی است که شما را به جلو حرکت می دهد. دیوید مک نالی

 در این خصوص می گوید: ((تعهد دشمن مقاومت است، زیرا این(مقاومت) قولی جدی برای حرکت

 به جلوست. تعهد سبب می شود هر بار که نقش زمین می شوید، از جای برخیزید و روی پابایستید.))

اگر می خواهید به جایگاه ارزشمندی برسید باید متعهد باشید.

ادامه دارد...

|+| نوشته شده توسط مدیر وبلاگ در پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385  |
 برنامه ریزی و تعهد

شايد شما هيچوقت درزندگی هدفی را برای خود تعيين نكرده باشید.
شاید از ترس شکست؟ ازتعقيب هدف های بزرگ امتناع كرده ايد و تمام زندگی خود را بدون برنامه ؛ بدون هدف و بدون اينكه بدانيد واقعاْ از زندگی ؛ ازدواج ؛ شغل و ارتباطات خود چه می خواهيد ؛ صرفاْ در سرگردانی به سربرده ايد و گاه و بيگاه هم يك طرح مبهم از خواسته ها ؛ به مغزتان خطو ر كرده ؛ اما هرگز به طور فعال برای تعيين اهداف واقعی خود وارد عمل نشده و در اغلب موارد ؛ كار شما فقط اين بوده كه از يك بحران به بحران ديگر و از مصيبتی به مصيبت ديگر تغيير مكان دهيد .
آيا زندگی شما غير از اين است ؟

به اعتقاد بزرگان ؛ زندگی يك هنر است نه يك تصادف . ما به آسانی می پذيريم كه بايد راه رفتن و خواندن و نوشتن و رياضيات را ياد بگيريم ؛ ما می پذيريم كه مهارت ها و قوانين رانندگی و خيلی چيزهای ديگر را بايد ياد بگيريم ؛ پس بايد اين مورد را هم پذيرفت كه بدون هدف و تعهد و اقعی ؛ داشتن برنامه و انضباط فردی ؛زندگی معنا و مفهومی ندارد ؛ انسانی كه نخواهد و نپذيرد مسئوليتهای زندگی را و فاقد هدف باشد و زندگی باری به هر جهت را انتخاب كند در طريق فنا و نابودی قدم برمی دارد .

اگر شما هم جزء افرادی با اين طرز تفكر باشيد كه می خواهند كس ديگری به جای آن ها فكر كند ؛ برايشان تصميم بگيرد ؛

به جای آنها زندگی كند ؛

بايد بگويم در زندگی فقط پرسه می زنيد

و راهی هيچ كجا هستيد و كارتان هم تمام است .

پس برای زندگی خود برنامه ریزی کنید و مشخص کنید که دقیقاْ از زندگی چه می خواهید(مشخص کردن هدف) و در مرحله ی بعد با تمام وجود تلاش کنید که برنامه های خود را عملی کنید(متعهد بودن به برنامه ی کاری مشخص شده)

|+| نوشته شده توسط مدیر وبلاگ در پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385  |
 

الف: آغاز كار با خريد يك محصول
ب: برنامه زمان بندي دقيق براي كار و تعهد به آن
پ: پايه ريزي پروسه آموزش همراه ليدر
ت: تمرين و تكرار
ث: ثبت ليست اهداف، روياها، اشخاص....
ج: جزوه ها، سي دي هاي آموزشي، سايت اينترنتي و ليدرهاي شما راهنماي شما هستند.
چ: چگونه بايد افراد را دعوت كرد.
ح: حل پرسش هاي افراد مورد پي گيري و هدايت آنها.
خ: خسته و دلسرد نشويد با شنيدن «نه»
د: ديد باز و روشني از آينده براي خود تجسم كنيد.
ذ: ذره اي شك به دل راه ندهيد.
ر: روشهاي سنتي در اين تجارت كاربرد ندارد
ز: زمان آن رسيده كه در مقابل تغييرات مقاومت نكنيد خود را فراموش كرده وبه سازمان خود فكر كنيد.
ژ: ژست و پرستيژ خود را براي ساخت اعتماد افراد حفظ كنيد.
س: سود دهي سيستم و آينده را براي افراد ملموس كنيد.
ش: شركت در گرد هم آيي و جلسات گروهي.
ص: صبر و پشتكار براي تمام مراحل كار
ض: ضامن موفقيت، صرف زمان و انرژي شماست.
ط: طريق معرفي سيستم را بياموزيد.
ظ: ظرفيت تمركز خود را نسبت به كار بالا ببريد.
ع: عصباني نشويد، جبهه نگيريد و صادق باشيد.
غ: غير اصولي كار را پيش نبريد چون به طور حتم شكست مي خوريد.
ف: فكر نكنيد اطلاعات لازم را كسب كرده ايد و ديگر احتياجي به آموزش و تمرين نداريد.
ق: قابليت ليدر شدن را دارا مي باشيد پس براي كسب مهارتهاي لازم تلاش مداوم داشته باشيد.
ك: كار را جدي بگيريد.
گ: گرچه راهي سريع براي پولدار شدن نيست اما راهي مطمئن است.
ل: ليدر گروه خود شويد.
م: معرفي كار، پيگيري و تلاش براي مجموعه هايتان را بر عهده بگيريد.
ن: نقشه هاي خود را اعلام كنيد تا به اجراي آنها متعهد باشيد.
و: وظيفه ليدر هدايت و حمايت كردن آموزش و جهت دادن به سازمان خود مي باشد.
ه: همانند سازي را فراموش نكنيد.
ي:
يعني شما با در نظرگرفتن هدف صرف وقت و انرژي و استراتژيهاي مناسب موفق خواهيد شد
. 

با تشکر از تیم آموزشی راز پرواز 

|+| نوشته شده توسط مدیر وبلاگ در چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385  |
 

جواب گرفتن درنتورك به سختي پول گرفتن از كارفرما نيست. شايد اين مطلب براي كساني كه كار آزاد دارند كمي غريبه باشد، اما آنها هم بايد از مشتري پول بگيرند. به هر حال چه زماني كه كار خدماتي انجام ميدهيم ويا زماني كه نقش يك فروشنده راداريم اگر كار خود را درست انجام ندهيم، طبيعتاْ پولي هم دركار نيست. پس چگونه است كه عده اي از افراد به اندازه نصف يك كارگر در نتورك ازخودشان تلاش نشان نميدهند ولي توقع دارند ده برابر حقوق يك كارگر را در ماه كسب كنند. اگر چنين افراد متوقعي درمجموعه خود داريد يك بارديگر با هم بنشينيد وازاو بپرسيد درمقابل چه مقدار وقت وانرژي كه ميگذارد چنين توقعي دارد و قبل از اينكه افكارش باعث توقف وي در ادامه راه شود وي را راهنمايي كنيد تا به مسئله جدي تر نگاه كند فراموش نكنيد شغل ما تغيير ديدگاه ديگران است چه آنهايي كه وارد نشده اند و چه آنهايي كه ورودي داده اند و از افكار سنتي دست بر نداشته اند.

|+| نوشته شده توسط مدیر وبلاگ در سه شنبه بیست و ششم دی 1385  |
 فالو

در این جا میخواهیم در باره فالو(پیگیری) باهم صحبت کنیم که یکی از مهمترین مراحل هر کاری است. در این مورد نیز حتما اطلاعات جالبی دارید که در پیشبرد کارتون قطعا کار گشا بوده اند. خوب یقینا براتون خوشایند خواهد بود که این اطلاعات را در اختیار سایر دوستان و همکارانتون قرار بدید .

 

تا حالا کاری رو سراغ داشتید که بدون پیگیری نتیجه داده باشه؟ اصلا به نظر شما بدون پیگیری می شه انتظار داشت کاری نتیجه بده؟ !! پیگیری تو هر کاری لازمه. این یک واقعیــتی اســت که وجــود داره . مثل می زنم : فرض کنید شما صاحب شرکتی هستید و می خواهید برای انجام اموری خاص در شرکتتون فردی را استخدام کنید . چه کار می کنید ؟ اولین کار دعوت به مصاحبه از یک سری افرادی است که مشخص کردید . پس از مصاحبه تعدادی از افراد را که مناسب تشخیص دادید گزینش کرده و در لیست خود دارید . از این افراد کسانی را که تصمیم به استخدام اونها گرفتید رو دوباره دعوت می کنید تا بیشتر با اونها صحبت کنید .و شاید بارها اینکار را انجام می دهید تا گزینه مناسب را انتخاب کنید . ودر نهایت از یک نفر دعوت به کار می کنید و پیگیری لازم جهت شروع به کار این شخص را انجام می دهید.خوب مسلما بدون پیگیری شما هیچ وقت  قادر نبودید فرد مورد نظر را استخدام کنید. یعنی شما از همون ابتدا که تصمیم گرفتید شخصی را استخدام کنید کار پیگیری را شروع کردید.

 

فالو در کار ما از چه زمانی باید شروع بشه ؟ به نظر من کار پیگیری دقیقا از زمانی شروع می شه که اسم شخصی را در لیست خود می نویسیم . به طوری که از اون لحظه به بعد (حتی اگر شخص را دعوت نکنیم) همیشه باید در رفتار – عملکرد و صحبت کردن خودمان با فرد مورد نظر (حتی افرادی که با شخص در ارتباط هستند) دقت لازم را داشته باشیم و با ظرافت عمل کنیم .لازم به توضیح است که در کار ما پیگیری هیچ وقت تمام و یا متوقف نمی شود .

 

مواردی که لازم است در فالو رعایت شود :

-  به هیچ عنوان نباید دروغ گفته شود . فراموش نکنیم که شرط اول هر رابطه موفقی صداقت است.

-  قبل از اینکه شروع به صحبت کنیم باید گوش دهیم . و دقیقا بفهمیم که برداشت فرد از این کار چگونه بوده است و به شخص فرصت دهیم تا پیغامی را که شنیده تجزیه تحلیل کند.(در فروش یا مذاکره شنونده معمولا برنده است)

-  در ابتدای فالو تمام سعی ما بر این باشد که فقط به سوالات شخص جواب منطقی و دقیق بدهیم.

-  مطمئن می شویم که فرد همه چیز را شنیده و درک کرده است .

-  با شخص رابطه ای ایجاد میکنیم که در مقابل ما جبهه نگیرد و با آرامش خیال تمام سوالات خود را مطرح کند.

-  در فالو کاملا با ایمان و با انرژی عمل می کنیم و به هیچ عنوان احساسی برخورد نمیکنیم .

-  توجه داشته باشیم که 10 کلمه اول هر ملاقاتی موثرتر از هزاران کلمه بعدی خواهد بود.

-  همیشه قرار قبل از ملاقات نصف معامله موفق است.

-  به خاطر داشته باشید که 50%چیزهایی که گفته میشه شنیده نمی شوند . 25% از مطالب فراموش میشه . 15% از مطالب فهمیده نمیشه.هر شخص فقط 10% مطالب رو حفظ می کند.

-  در فالو از مطالب تکراری استفاده نمی کنیم و هر روز از روز قبل بهتر عمل می کنیم.

-  خلاصه و مفید صحبت می کنیم.

 

بهترین فالو افراد اعمال و رفتارما و اطرافیان و محیط کاری ماست . چون شخص ناخواسته تمام اعمال ما را زیر نظر دارد و تمام آنها را تجزیه و تحلیل می کند . و کوچکترین عمل منفی می تواند اثر کلیه موارد مثبت را از بین ببرد . (شخص دعوت شده حتی به زنگ گوشی موبایل ما هم دقت می کند.)

با تشکر از گروه آموزشی راز پرواز

|+| نوشته شده توسط مدیر وبلاگ در سه شنبه بیست و ششم دی 1385  |
 صفات یک راهبر(لیدر) خوب(قسمت چهارم)

جذبه(بخش دوم)

 

از لحاظ جذبه ی شخصی چه امتیازی به خود می دهید؟ آیا دیگران طبیعتاْ جذب شما می شوند؟ آیا شما را به خوبی دوست دارند؟ اگر جواب منفی است احتمالاْ با یکی از موانع زیر روبرو هستید:

غرور: هیچ کس دوست ندارد پیرو رهبری باشد که خودش را از همه بهتر می داند.

عدم امنیت خاطر: اگر با خود راحت نیستید، دیگران هم با شما راحت نخواهند بود.

دمدمی مزاج بودن: اگر دیگران ندانند که باید چه انتضاری از شما داشته باشند، از شما هیچ انتضاری نخواهند داشت.

کمال طلبی: مردم رسیدن به تعالی را دوست دارند، اما از توقعات بیجا بیزارند.

بد بینی و عیب جویی: مردم کسانی را که نسبت به همه چیز بدبین هستند دوست ندارند. اگر بتوانید از این صفات فاصله بگیرید، می توانید جذبه ی شخصی را در خود افزایش دهید.

برای بهبود بخشیدن به جذبه ی خود اقدامات زیر را صورت دهید:

  • کانون توجه خودتان را تغییر دهید: در چند روز آینده به تبادلات خود با اشخاص دقیق شوید. وقتی با دیگران حرف می زنید، ببینید چقدر از صحبت شما روی خودتان متمرکز است سعی کنید توجه خود را به دیگران افزایش دهید.

 

  • بازی نخستین تأثیر گذاری رابه جای آورید: این تجربه را امتحان کنید. این بار که برای اولین بار کسی را می بینید، حداکثر سعی خود را بکنید تا روی او تأثیر خوبی بر جای بگذارید. نام آن شخص را یاد بگیرید. به علائق او دقیق شوید و مثبت باشید. اگر بتوانید این کار را یک روز انجام  بدهید، هر روز هم می توانید این کار را بکنید. این باعث می شود جذبه ی شما یک شبه افزایش یابد.

 

  • سرمایه های وجودی خود را با دیگران قسمت کنید: هدف بلند مدت خود را این تعریف کنید که منابعتان را با دیگران قسمت کنید. ببینید در این سالی که در آن قرار دارید چگونه می توانید بر ارزش های ۵ نفر اضافه کنید. این ها می توانند افراد خانواده، همکاران، کارکنان یادوستان شما باشند، به آن ها منابع و امکاناتی بدهید تا شخصاْ رشد کنند و تجربه های شخصی خود را در اختیار آن ها قرار دهید.   
|+| نوشته شده توسط مدیر وبلاگ در دوشنبه بیست و پنجم دی 1385  |
 اعتماد به نفس

شما مي توانيد هر روز يك صفت را براي اعتماد به نفس در خود پرورش دهيد



هفته اول



روز اول : باور كنيد كه موجودي بي نظير در عالم هستيد .

روز دوم : ديگران را همينطوري كه هستند بپذيريد .

روز سوم : به هنر و استعداد ديگران حسادت نورزيد .

روز چهارم : هيچگاه خشمگين نشويد و همواره خونسردي خود را حفظ كنيد .

روز پنجم : به ديگران احترام بگذاريد .

روز ششم : با انسانهاي ژرف انديش معاشرت كنيد و از انسانهاي عيب جو و بدبين دوري كنيد .

روز هفتم : ديگران را دوست بداريد.

با سپاس فراوان از دوست عزیزم آقای حمید محمدی

|+| نوشته شده توسط مدیر وبلاگ در دوشنبه بیست و پنجم دی 1385  |
 تصمیم گیری مناسب

روانشناسان توصيه مى كنند براى تصميم هاى مهم خود، بخوابيد!

 

 

تصميم گيرى مناسب در ارتباط با امور مهم زندگى همچون ازدواج، خريد خانه، مهاجرت و غيره، همواره انسان ها را با مشقت فراوانى رو به رو مى كند و گاه آنها را به شدت در انديشه خود غوطه ور مى سازد.گروهى از دانشمندان هلندى توصيه مى كنند هنگامى كه زمان اتخاذ تصميم هاى مهم در زندگيتان فرا مى رسد، خود را بيهوده به رنج و مشقت نيفكنيد، بلكه با انديشه آن به خواب برويد و اجازه بدهيد بخش ناخودآگاه ذهنتان به هنگام خواب، با آسودگى كامل و با تمام توان وارد عمل شود و بهترين گزينه را انتخاب كند.

به گزارش نشريه «ساينس»، نتايج حاصل از تحقيقات اخير روانشناسان دانشگاه آمستردام نشان مى دهد فرآيند تصميم گيرى در موارد مهمى همچون خريد يك خانه، بسيار پيچيده است و براى انجام هر چه دقيق تر اين فرآيند در مغز، بهتر است ناخودآگاه خويش را با گزينه هاى پيش رو تنها بگذاريد تا به دور از حاشيه هاى جانبى و اغلب تشويش آور، بهترين انتخاب را پيش روى شما نمايان سازد.

دانشمندان هلندى بر اين باورند كه مغز خودآگاه انسان براى تصميم گيرى در موارد كم اهميت ترى همچون انتخاب شامپو يا ديگر كالاهاى مصرفى براى خريد، به خوبى عمل مى كند، اما براى يافتن بهترين گزينه در موارد پيچيده تر بايد از ناخودآگاه كمك گرفت.

بر پايه اين گزارش، بخش خودآگاه ذهن قادر به تمركز بر روى حجم محدودى از اطلاعات و ديتاى دريافتى است و اين حجم محدود در برخى موارد براى بهترين انتخاب، كفايت نمى كند و از اين رو، بايد از ديگر ظرفيت هاى گسترده مغزى نيز بهره گرفت.

پازل ذهن

روانشناسان دانشگاه آمستردام در تحقيقات اخير خود، داوطلبان را به دو گروه تقسيم كردند و براى آنها سلسله آزمايش هايى ترتيب دادند تا بتوانند نظريه «تأمل بدون دقت و توجه» را به طور دقيق مورد بررسى قرار دهند.

به يك گروه از آزمايش شوندگان چهار دقيقه فرصت داده شد تا اتومبيل مطلوب و مناسب خود را از فهرست حاوى چهار ويژگى مختلف اتومبيل هاى پيشنهادى همچون ميزان مصرف سوخت برگزينند.همچنين به گروه ديگر، يك سرى پازل داده شد تا بخش خودآگاه ذهن آنان را پيش از تصميم گيرى، به شدت درگير خود سازد و آنها به هنگام انتخاب اتومبيل، بيشتر بر ناخودآگاه خويش تكيه كنند.

نتايج اين مرحله از آزمايش ها چنين بود كه تفكر خودآگاه در ۵۵ درصد موارد و تفكر ناخودآگاه در ۴۰ درصد موارد، بهترين گزينه را انتخاب كرد.اما هنگامى كه اين آزمايش به طور پيچيده ترى طراحى و اجرا شد، نتيجه ديگرى به همراه داشت؛ به طورى كه داوطلبان به هنگام انتخاب بهترين گزينه بر اساس ۱۲ ويژگى ذكر شده در فهرست، عملكرد معكوسى به نمايش گذاشتند.

به گزارش نشريه «ساينس»، آزمايش شوندگان در اين مرحله با استفاده از ذهن خودآگاه خود فقط در ۲۳ درصد موارد موفق به انتخاب بهترين اتومبيل شدند، اما بهره گيرى از ناخودآگاه آنان براى يافتن بهترين گزينه، نزديك به ۶۰ درصد با موفقيت همراه بود.

همچنين دانشمندان در بررسى هاى ديگرى، به تحقيق درباره شيوه انتخاب قطعى براى خريد برخى كالاها از لوازم آشپزخانه گرفته تا وسايل بزرگ و مهم منزل پرداختند و نتايج به دست آمده، تأييدى بر دستاوردهاى پيشين در زمينه مكانيسم تصميم گيرى در مغز انسان بود.

به اين ترتيب، محققان هلندى دريافتند كه خريداران براى انتخاب نهايى وسايل و لوازم كم اهميت تر، از تفكر خودآگاه بهره مى گيرند و اين عمل را در زمانى كوتاه انجام مى دهند، اما براى موارد مهم تر، اغلب به زمان بيشترى نياز دارند و بر انديشه ناخودآگاه مغز خويش تكيه مى كنند.

 

ناخودآگاه فراموش شده

به گفته پژوهشگران، نوشته هاى علمى در طول چند قرن اخير، همواره بر اهميت نقش انديشه و ذهن خودآگاه بشر در فرآيند تصميم گيرى تأكيد داشته، اما از اهميت بسيار زياد بخش ناخودآگاه در چنين فرآيندى غافل مانده است.

نتايج حاصل از پژوهش هاى انجام شده در دانشگاه آمستردام به روشنى نشان مى دهد كه انسان ها با بهره گيرى از ناخودآگاه ذهن خويش نيز قادر به تفكر و انديشيدن هستند و به هنگام فرا رسيدن دو راهى هاى بزرگ زندگى و يا به طور كلى براى اتخاذ تصميم هاى پيچيده، تفكرات بخش ناخودآگاه بر رقيب خودآگاه خودچيرگى مى يابد و از اهميت بيشترى برخوردار مى شود.

دانشمندان هلندى در ارتباط با محدوديت هاى تفكر خودآگاه بشر، تأكيد مى كنند كه مغز فقط مى تواند بر روى موارد معدودى به طور همزمان متمركز شود و در اين ميان، احتمال زيادى وجود دارد كه با درگير شدن در موارد بيهوده و كم اهميت، از جنبه هاى مهم و شايان توجه بازماند و در نتيجه، محصول نهايى كه همان تصميم اتخاذ شده است، از بهترين گزينه ممكن فاصله خواهد گرفت.

دكتر «اپ ديكسترهويس» كه سرپرستى تيم تحقيقاتى ياد شده را در دانشگاه آمستردام به عهده داشته، معتقد است كه براى اتخاذ بهترين تصميم ها در زندگى، ابتدا بايد تمام اطلاعات و ديتاى مورد نياز براى آن تصميم گيرى را گردآورى و بر اساس آن به يافتن بهترين راه يا گزينه اقدام كرد.

وى تصريح مى كند: ذهن خودآگاه براى تصميم گيرى هاى كوچك، اين عمل را به بهترين شيوه انجام مى دهد، اما در مورد تصميم هاى پيچيده كه حجم اطلاعات پايه مرتبط با آن بسيار زياد است، ذهن ناخودآگاه بهترين كارآيى را دارد و براى اين منظور بهتر است با گردآورى اطلاعات اوليه، به بخش ناخودآگاه مغز خود در حالت خواب اجازه دهيد تا اين ديتا را طبقه بندى و مرتب و بر اساس آن، بهترين تصميم را به شما القا كند.

منبع: وست ویژن برای ما


|+| نوشته شده توسط مدیر وبلاگ در یکشنبه بیست و چهارم دی 1385  |
 

 

7 راه علاقمند كردن شنوندگان

همه ي ما در بعضي مراحل زندگي مجبور به سخنراني کردن مي شويم. مصاحبه اي براي کار جديدتان است؟ سخنراني براي ناظر يا هيئت مديره ي شرکت محل کارتان است؟ بله، همه ي اين ها سخنراني هاي بسيار مهمي هستند و مي توانند آينده ي شما را رقم بزنند. پس نگذاريد که اين فرصت ها از دست بروند بدون اينکه شانس موفقيتتان را بالا ببريد.
در اينجا به نکاتي اشاره مي کنيم که هنگام سخنراني کردن براي شنوندگاني حرفه اي و متخصص بايد به خاطر داشته باشيد.

1- شنوندگان را هم درگير کنيد
شنوندگان هم دوست دارند که وارد ماجرا شوند، نه اينکه فقط گوش کنند و حوصله شان سر برود. شما بايد به آنها براي نشستن و گوش دادن به حرفهايتان دليل بدهيد. 30 تا 90 دقيقه زمان داريد تا بتوانيد توجه آنها را جلب کنيد. مي توانيد همان تکنيک قديمي شروع کردن سخنراني با يک جوک را به کار گيريد. اما...شايد زياد هم ايده ي جالبي نباشد.

اشتباه نکنيد--مطمئناً دادن يک جنبه ي شوخي آميز به سخنرانيتان قابل قبول است. اما اگر اين جنبه را به صورت کلي وارد سخنراني کنيد با اينکه سخنراني را با يک جوک شروع کنيد بسيار متفاوت است. پس بهتر است که آن را با يک سوال آغاز کنيد. اين تکنيک بسيار جواب مي دهد. چون شنوندگان را هم وارد بحث مي کند. تکنيک ديگري که گه گاه توسط بعضي سخنرانان به کار گرفته مي شود بردن نام بعضي از اشخاص بين حضار است.

2- سرزنده و با روح باشيد
بهترين سخنرانان کساني هستند که چه در حرکاتشان و چه در سخن گفتنشان با روح و سرزنده هستند. خوب نيست که خود را پشت سکو پنهان کنيد يا فقط در گوشه اي باستيد. دفعه ي بعد اين کار را امتحان کنيد: وقتي براي يک گروه 20 نفره يا بيشتر سخنراني مي کنيد، حين صحبت کردن بين شنوندگانتان راه برويد. هر از چند گاهي ايستاده و دستتان را روي شانه ي يکي از شنوندگان قرار دهيد. با اين کار باعث خواهيد شد که توجه آنها به شما بيشتر جلب شده و به حرفهايتان دقيق تر گوش کنند.

3- صدايي تاثيرگذار داشته باشيد
روي چيزي که مي خواهيد تحويل دهيد، زمان بگذاريد. کسي توقع ندارد که مثل يک گوينده ي تلويزيون بياييد و برويد. بايد بتوانيد صدايي خوشايند و سرگرم کننده تحويل دهيد. هنگام سخنراني به اين چهار نکته توجه داشته باشيد: تن صدايتان را هر از گاهي تغيير دهيد، درجه ي صدا را بالا و پايين ببريد، سرعت صحبت کردنتان را تغيير دهيد، و گاه گاهي براي تاثير گذاري بيشتر سکوت کنيد.

4- از کارهايي که باعث پرت کردن حواس شنوندگان مي شود دوري کنيد
هيچ چيز به اندازه ي اين کار نمي تواند يک سخنراني را خراب کند. چند وقت پيش مديري را ديدم که سخنراني اش را فقط به خاطر اينکه با پول خردهاي توي جيبش بازي مي کرد از دست داد. بعد از سخنراني کسي درمورد محتويات سخنراني او حرفي نمي زد، همه فقط مي گفتند که چقدر از صداي جرينگ جرينگ پول خردها اعصابشان خرد شده است. کنار گذاشتن اين عادت ها کار سختي نيست. گه گاه هنگام تمرينات سخنرانيتان فيلمبرداري کنيد و بعد آنرا مرور کرده و پي به عادت هاي آزاردهنده تان ببريد تا بتوانيد آن ها را کنار بگذاريد.

5- لباس مناسب بپوشيد
روزي با يکي از مدير عاملان صحبت مي کردم که مي گفت اولين چيزي که در برخورد با يک فرد به آن توجه مي کند لباس هايش است. بايد بتوانيد طوري لباس بپوشيد که حداقل يک پله از حضار بالاتر باشيد. متوجه باشيد که کفش هاي ارزان، شلوار جين و بلوزهاي رنگي مناسب انجام يک سخنراني نيست. به لباس پوشيدنتان خيلي دقت کنيد.

6- حرف هاي تازه بزنيد
از تکرار کردن داستان ها و خاطرات هميشگي پرهيز کنيد. حرف هاي تازه بزنيد. سعي کنيد در سخنرانيتان جايي هم براي وقايع روز باز کنيد. حتماً آن روز يا آن هفته اتفاق جديدي افتاده است که در موردش صحبت کنيد. حرف ها و مطالب تکراري شنوندگان را خسته و بي حوصله خواهد کرد. حرف هاي جديد برعکس آنها را راغب به گوش کردن و توجه بيشتر مي کند.

7- تمرين داشته باشيد
چندين مرتبه تمرين کردن سخنرانيتان مي تواند باعث موفقيتتان شود چون معمولاً رقبايتان اين کار را نخواهند کرد. معمولاً افراد فقط چند دقيقه قبل از سخنرانيشان نگاهي به نوشته هايشان مي اندازند، اما سخنرانان موفق هميشه براي تمرين آن هم وقت مي گذارند. يک سخنران واقعي از قبل برنامه ريزي مي کند که چطور سخنراني خود را شروع کند و چطور به پايان برساند. مي دانند که چه موقع بين حضار راه بروند و دست روي شانه ي چه کسي بگذارند. مي دانند که چه زماني سکوت کرده و چه زماني تن صدايشان را تغيير دهند. مي دانند که به کجا نگاه کنند. با تمرين کردن مطمئناً سخنراني بهتري ارائه خواهخيد داد.

موفق باشيد
ــــــــــــــــــــ

با اجراي اين نکات مطمئناً موفق خواهيد شد که توجه حضار و شنوندگان را کاملاً به خود معطوف کرده و سخنراني عالي تحويل آنها دهيد. 

با تشکر از گروه آموزشی وست ویژن 

|+| نوشته شده توسط مدیر وبلاگ در یکشنبه بیست و چهارم دی 1385  |
 

آیا میتوانیم نام خود را نتورکر بگذاریم؟

نتورکر کیست ؟ و کارش چیست ؟
تا به حال به این نکته فکر کردید ؟ بله با شما هستم که تازه وارد سیستم شده اید و دارید پرزنت میگذارید و همچنین با شما که ۲ نفر های خود را گرفتید و حتی با شما کهه تعادل ۱۰ - ۲۰ - ۳۵ -۵۰ و بالا تر دارید آیا شما می خواهید یک نتورکر شوید؟

پاتمن میگه هر کس میخواهد یک لیدر شود باید یک نتورکر خوب باشد تا بتواند اولین قدم را بسمت لیدر شدن با چند هزار زیر مجموعه بردارد.

یک نتورکر اولین کارش مشورت مشورت و مشورت است.

 یک نتورکر رویا و هدف دارد.

 یک نتورکر نسبت به خود و زیر مجموعه اش تعهد دارد.

 یک نتورکر کتاب پنیر را راهی برای موفقیت خود میداند.

 یک نتورکر تفکر مثبت دارد .

یک نتورکر توانایی فالو کردن را دارد.

یک نتورکر سعی میکند از دکتر دست خود برای رشد زیر مجموعه هایش کمک بگیرد.

یک نتورکر دندانه های کلید را رعایت میکند.


یک نتورکر به چگونگي عمل‌كرد Feel, Felt, Found  واقف است.

یک نتورکر میداند چه نووع کسب و کاری را به دیگران پیشنهاد میدهد .

و یک نتورکر  سحیر خیز است و اول صبح  قورباقه را قورت میدهد .

 حالا ببین نتورکر هستی یا میخواهی نتورکر بشوی .

 اگر تونستی یک نتورکر خوب باشی حتما میتونی یک روز لیدر بشی .

جمله معروف ( آموزش لیدر ای فردا در امروز) یادت باشه .

امروز همان فرداست که دیروز منتظرش بودی با خود بیاندیش هم اکنون بهترین کار ممکن چیست؟

موفق باشی بهترین نتورکر حتی بهتر از پاتمن

 

|+| نوشته شده توسط مدیر وبلاگ در یکشنبه بیست و چهارم دی 1385  |
 

در فرایند سرگروه بودن یک لحظه جادوئی وجود دارد٬ و آن

وقتی است که فرد مورد نظر شما ایده را درک می کند و

برای ملحق شدن به آن تصمیم می گیرد. اما لحظه

جادوئی دیگری هم وجود دارد . لحظه ای که حتی مهم تر ا

ز لحظه اول است. و این لحظه زمانی است که عضو جدید

شما واقعا درک می کند که چطور می تواند در خلال برنامه

شما در این تجارت به تمام رویاهایش حقیقت ببخشد. اما

حذف شدن افراد معمولا به این دلیل است که این دومین ل

حظه جادوئی هرگز به دست نمی آید. آن چه اتفاق افتاده

آن است که زیر شاخه شما فکر دیگری کرده است. آن

چکهای بزرگ٬ زندگی راحت٬ مسافرتهای زیاد و زندگی

شگفت انگیزی که شما آن را در این تجارت پیدا کرده اید

زیر شاخه شما نمی تواند با آن ارتباط برقرار کند. اگر شما

به او نشان ندهید که چطور می تواند از طریق برنامه شما

به رویاهایش دست یابد٬ انگیزه لازم برای مقابله با

کشمکشها و رسیدن به موفقیت را نخواهد داشت. و اگر

شما بتوانید این ارتباط را برقرار کنید برای همیشه یک

عضو فعال خواهید داشت.

به امید داشتن مجموعه ای قدرتمند برای همه شما 

با تشكر از وبلاگ اقاي بهزاد هاشمي 

|+| نوشته شده توسط مدیر وبلاگ در شنبه بیست و سوم دی 1385  |
 پارادایم
 
 
پارادایم شیفت
 
 
بزرگ شده ايم و در ذهن ما نقش بسته و محدوديتهائی را برای ما بوجود آورده . قدرت پارادايم قديم ، چشم ما را به پارادايم جديد کور کرده است . برای حرکت از يک موج به موج ديگر نياز به تغيير نگرش يا همان پارادايم شيفت داريم . پارادايم شيفت باعث می شود چشمهای شما باز شود و دنيا را بهتر و قشنگتر ببينيد . در پارادايم شيفت نه تنها چيزی را از دست نمی دهيد بلکه چيزهای بهتری بدست می آوريد . نکته مهم در پاراديم شيفت تکرار و تکرار است زيرا هيچکس نمی تواند ادعا کند که يکروزه پاراديم شيفت شده . بايد هر روز متولد شويم .
نتورک را نمی توان با راه و روشهای موج دومی انجام داد . اشتباهی که برخی افراد در نتورک مرتکب می شوند آنست که فکر می کنند با وارد کردن فرد او را پاراديم شيفت کامل نموده اند اما اين امر تا پايان راه بايد با فرد انجام شود .

همانطور که گفتيم پاراديم شيفت نيازمند تغيير است : همه ما آرزوی زندگی پر نشاطی را داريم و همه می خواهيم ثروتمند شويم ؛ اما چند درصد از ما برای تغيير قدمی برداشته ايم ؟ برای تغيير بايد چند مرحله را دنبال کنيم :

۱ – بدانيم روزی پنيرمان تمام می شود پس تغيير را باور کنيم و از آن نترسيم . اعتماد بنفس داشته باشيم .

۲ – پنيرمان را هميشه بو کنيم تا بفهميم کهنه است يا نه . پس همواره بدنبال تغييرات جديد باشيم و در صورت شکست مايوس نشويم بلکه تغيير جديدی را تجربه کنيم .

۳ – هر چه زودتر حر کت کنيم تا به پنير تازه تر دست می يابيم .پس بسرعت خودمان را با تغييرات وفق دهيم .

پارادايم شيفت را با ايمان کامل بپذيريم و در مقابل آن چرا نياوريم .

انسانهای موفق هميشه می گويند چگونه ؟ و انسانهای ناموفق هميشه می گويند چرا ؟

۴ – از تغييرات لذت ببريم تا از طعم پنير تازه بهره مند شويم .

يکسری تفکرات موج دومی که باعث شکست ما در نتورک می شود :

ديگران شکست بخورند تا من پيروز شوم .
اگر ما بنتيجه نرسيديم ديگران هم شکست بخورند .
من کار می کنم اما بالاسری هايم (يا دايرکتهايم) نتيجه می گيرند .
خصوصيت کسانيکه پيشگام پارادايم شيفت هستند :

۱ – شهامت دارند : (مثال : افزايش امتيازات حتی در شرايط متوقف بودن دست )

۲ – ايمان دارند (مثال : سختی های کار را تحمل می کنند و هزينه ها را می پردازند )

۳ – بکارشان عشق می ورزند (مثال : با تمام وجود پرزنت گذاشته و فالو می کنند . در جلسات مرتب و بموقع حاضر می شوند ) .

شما بايد با فکر و انرژی و سرمايه خود ، پارادايم شيفت را به ديگران منتقل کنيد . وقتی شما پيشگام پارادايم شيفت باشيد دنيا و همه مردم بعداً از شما پيروی می کنند .
نکته مهم در پارادايم شيفت آنست که پس از پارادايم شيفت همه به نقطه صفر می رسند و کارگر و مهندس و ديپلمه و دکترا فرقی با هم ندارند . هر کس بيشتر تلاش کند بيشتر موفق است .

اما يکی از مهمترين پارادايم شيفت های اين تجارت استفاده از دايره نفوذ می باشد ...
با تشکر از تیم آموزشی راز پرواز
|+| نوشته شده توسط مدیر وبلاگ در شنبه بیست و سوم دی 1385  |
 موانع موفقیت
 

موانع موفقیت را می شناسید؟

 

هرفردی موفقیتهای خویش را براساس یک مقیاس نسبی مورد سنجش قرار می دهد. مـوفـقـیـتـهای کـوچـک بـرخی اشخاص درنظر برخی دیگر ممکن است بزرگ جلوه نماید؛این کاملا بستگی بنوع تربیت، تحصیلات و شرایط مـوجود در زندگی شما دارد.
تا زمانیکه به اهداف خود دست یافته و برای بهترین بودن سختکوشی می کـنـیـد، فـردی موفق محسوب میشوید. این اصل مطلب است.

با این حال افرادی نیز وجود دارندکه نمی توانـندبه سطـح رضایت بخشی ازموفقیت دست یابند.ضعفهای شخصیتی و یـا خـصوصـیات از پـیـش تعیین شده زندگی آنها، مـوانـع اصـلی راه چنین انسانهایی بشمار می رود. اگر در زندگی خـود شـرایـط دشـواری را تـجربه کرده اید، نگاهی به این صفات و موقعیت ها بیندازید تا ببینید در حال آماده نمودن خود برای شکستهای بیشتر میباشید یا خیر.

پشت گوش اندازی
ممکن است یکی از اصلیترین اهریمنان عامل نابودی شما در تحصیل و زندگی شغلی، طفره رفتن و به تعویق انداختن امور بوده باشد.
افرادی که علامت مزمن این "بـیـمـاری" در آنها دیده میشود، مایلند با این جملات توجیه کننده که " تمام کردنش کاری نخواهد داشت" و یا "نگران نباش، وقت برای انجام دادنش بسیار است"، کارها و وظایفشان را برای همیشه از سر خود باز کرده و به تعویق بیندازند.
اگر کاری در حد و اندازه قابلیتهایتان به شما روی آورد ولی به دلیل عذر و بهانه های ذکر شـده از انجام آن ممانعت بعمل آوردید، قطعا" پشت گوش اندازی مشکل اصـلی بـوده و باید مرتفع گردد. احساس میکنید که زمان در اختیار شما اسـت، اما هنگامی کـه وقـت موعود نزدیک می شود، برای اتمام کار بسرعت هجوم می آورید و نتیجه آن خواهد شد که آن طور که در ابتدا مد نظرتان بود از انجام عمل مورد نظر باز خواهید ماند.
فرد پشت گوش انداز معمولا انسانی تنبل و سست می باشد. او برای همه چیز عذر و بهانه داشته و با اینکه توانایی و ابزار انجـام امـور را در اختـیـار دارد، از اتـمام آنـها طـفره می رود. کار کردن با چنین اشخاصی غیر قابل تحمل است و نه تنها کاستی و سستی آنها باعث اختلال در کارها میگردد، بلکه کارمندان فعال دیگر نیز مـمکـن اسـت به چنـین خصیصه ای دچار شده و رویه آنها را در پیش بگیرند.
ترس از موفقیت
مانع اصلی دیگر واهمه داشتن از موفقیت است. با اینکه چنین افرادی دقیقا" می دانند که برای موفق شدن به چه چیزی نیاز دارنـد، امـا بدلیل داشتن ترس از موفقیت قادر به رسیدن به اهداف والای خود نیستند. در نـظـر ایـشـان راه پـیـش رو، مـخـوف و رعـب آور میباشد. نگرانی از آینده و همه مسائلی که در نهایت گریبانگیر او خواهد شد، منجر به فقدان بصیرت و بازماندن آنها می گردد؛ مـخـاطرات ذاتـی روند تجارت، رام نشدنی بنظر خواهد رسید.
فرصت های ترقی در محل کار ممکن است پیش بیایند، اما فردی که از موفقیت وحشت داشته باشد قادر به گرفتن ترفیع نخواهد بود. او بهانه می آورد که مسؤلیـتـهـای شـغـل جدید زیاد و خارج از توانایی هایش است. اینگونه اشخاص میلی به بالارفتن از پله های ترقی ندارند.
وقتی آینده نا معلوم باشد، این وحشت شدت بیشتری پیدا میکند. باید پذیرفت افــرادی که دارای چنین ترسی نمیباشند روزهایی پیش رو دارند که در آنها آینده ترسناک جــلوه مینـماید، بنابراین میتوان متوجه شد اشخاصی که فاقد مکانیزمی مناسب برای برخورد و رویارویی با چنین موقعیتی می باشند، چگونه احساسی خواهند داشت.
تشخیص و حل این مشکل آسان تر از برخورد با پشت گوش انـدازی است. بـا کمی هم محوری و اندکی صبر و شکیبایی فردی که از پذیرش مسؤلیتهایی کــه موفقیـتـش را به همراه خواهد داشت وحشت دارد، میتواند شرایط را به نفع خود تغییر دهد و از موانع موفقیت خود فراتر رود.

با تشکر از تیم آموزشی راز پرواز

|+| نوشته شده توسط مدیر وبلاگ در جمعه بیست و دوم دی 1385  |
 خصوصیات یک راهبر (لیدر) خوب (قسمت سوم)
در قسمت قبل در مورد شخصیت صحبت کردیم. حال می خواهیم در مورد یک خصیصه ی مهم صحبت کنیم، که بدون آن هیچ راهبری موفق نمی شود:

 

جذبه

اغلب اشخاص گمان می کنند که داشتن جذبه موضوعی عرفانی است که به هیچ وجه نمی توان آن را تعریف کرد. فکر می کنند این کیفیتی است مادرزادی که در همه وجود ندارد. اما این طور نیست. جذبه توانایی جذب و جلب کردن دیگران به سمت خویشتن است و مانند سایر ویژگی های شخصیتی می توان آن را رشد و پرورش داد. برای این که بتوانید دیگران را به خود جذب کنید، باید به این توصیه ها عمل کنید و آن ها را ملکه ی ذهن خود سازید:

۱ـ عاشق زندگی باشید:

        مردم راهبرانی را دوست دارند که از زندگی لذت ببرند. به کسانی که می خواهید با آن ها وقت خود را صرف کنید بیندیشید. چگونه آن ها را توصیف می کنید: بد خلق؟ تلخ؟ افسرده؟ البته که نه. شما کسانی را برای معاشرت و صرف وقت انتخاب می کنید که خوش رو خوش رفتار باشند. شما کسانی را دوست دارید که شوق به زندگی داشته باشند. اگر می خواهید دیگران را جذب کنید باید مانند کسانی باشید که از معاشرت و مصاحبت با آنان لذت می برید.

۲ـ قابلیت های دیگران را دست بالا بگیرید:

            یکی از بهترین کارهایی که می توانید در حق دیگران بکنید ـ که در عین حال آن ها را جذب شما کند ـ این است که از آن ها انتضار بهترین ها را داشته باشید. این گونه اشخاص به خودشان بیشتر بها می دهند و در ضمن به شما هم کمک می شود. بررسی درباره ی یکصد میلیونر خودساخته نشان می دهد که همه ی آن ها از وجوه مشترکی برخوردارند. این زنان و مردان موفق تنها نکات مثبت دیگران را می بینند. بنجامین دیزرائیلی می گوید: ((بزرگترین لطفی که می توانید به کسی بکنید، این نیست که ثروت خود را با او سهیم شوید، بلکه بهترین کار این است که سرمایه های وجودش را به او بنمایانید.)) اگر از دیگران قدردانی کنید، اگر آن ها را تشویق و به ایشان کمک کنید تا به حداکثر توانایی خود برسند، به خاطر این کار در قلبشان جای خواهید گرفت.

۳ـ به دیگران امید بدهید:

         ناپلئون بناپارت راهبران را ((دلالان امید)) توصیف کرد. او مانند همه ی راهبران بزرگ می دانست که امید بزرگ ترین دارایی هاست. اگر بتوانید این هدیه را به دیگران بدهید، آن ها جذب شما می شوند و برای همیشه سپاسگزار شما باقی می مانند.

۴ـ سرمایه های وجودی خودتان را با دیگران قسمت کنید:

         مردم عاشق راهبرانی هستند که خود و سفر زندگیشان را با دیگران سهیم می شوند. وقتی دیگران را راهبری می کنید، از خود مایه بگذارید، خرد و درایت، منابع و حتی فرصت های استثنایی خود را با آن ها سهیم شوید. کسانی که پیش از خود به دیگران و علایق و نگرانی های آن ها می اندیشند، در واقع جذبه ی خود را به نمایش می گذارند.

|+| نوشته شده توسط مدیر وبلاگ در جمعه بیست و دوم دی 1385  |
 لیدرهای موفق چه کسانی هستند ؟

لیدرهای موفق چه کسانی هستند ؟

۱- در همه حال مجموعه خود را همراهی می کنند.
2- در هنگام پرسش از آنها به خوبی گوش و پاسخ قانع کننده ای می دهند.
3- اگر پاسخ سئوالی را ندانند هرگز از خود جوابی سر هم نمی آورند.
4- هرگز سئوالات و پیشنهادات افراد مجموعه خود و دیگران را مورد تمسخر قرار نمی دهند و از آنها با آغوش باز استقبال می کنند.
5- صداقت و شرافت را پیشه کار خود می کنند.
6- همواره خود را با مجموعه و در کنار مجموعه حس می کنند.
7- در هنگام بودن با مجموعه همیشه با نیرو ، گشاده رو و بشاش هستند و هیچگاه عصبانیت و خستگی خود را بروز نمی دهند.
8- هر گز ابراز و احساس نا امیدی نمی کند.
9- همواره با انرژی اقدام به حل مسائل مربوط به مجموعه خود میکنند.
10- هیچگاه عجولانه تصمیم نمیگیرند و صبور بودن را در خود تقویت میکنند.
11- تمرکز خود را بر کار از دست نمی دهند و به مسائل حاشیه ای نمی پردازند.
12- خود را فدای مجموعه میکنند.
13- احترام قابل توجهی به مجموعه خود می گزارند.
14- شنونده و سخنران قابلی هستند.
15- مغرور و خودبین نمی شوند.
16- هر روز نسبت به روز قبل با کفایتتر ، با انگیزه تر و آگاهتر (با اطلاع تر) می شوند.
17- مجموعه آنها با تدابیر درست و کارآمد در حال رشد است.
18-به مجموعه خود متعهد هستند .

و در انتها لیدر های موفق کسانی هستند که الگو و اسطوره ای بزرگ برای آیندگان می شوند.

 

دست حق یارتان

منبع: تیم آموزشی راه سبز

 

منتظر مطالب جدید در مورد خصوصیات یک لیدر خوب باشید. یا علی

|+| نوشته شده توسط مدیر وبلاگ در سه شنبه نوزدهم دی 1385  |
 

ا

از درخت بیاموزیم استقامت را:

این بزرگترین گزینه برای رسیدن به موفقیت و چشیدن از لذت بی‌انتهای نعمات الهی.

 از درخت بیاموزیم که :

نه تنها در برابر بی‌آبی و کم‌آبی از پای در نمی‌آید، بلکه برای بدست آوردن آب، ریشه‌های خود را عمیق‌تر می‌کند و در نتیجه در مقابل طوفان و بادهای شدید نیز مقاوم‌تر می‌گردد.

 از درخت بیاموزیم که:

 در جنگل با وجود کمبود نور و رقابت با دیگر درختان ، قد خود را برافراشته‌تر می‌کند و سر به آسمان می‌ساید تا برای بهره‌مند شدن از نور الهی از دیگر رقیبان پیشی بگیرد.

 از درخت بیاموزیم :

سازگاری را، که در مسیر تکامل خود، سرما را با سوزنی شکل کردن برگها تحمل می‌کند و گرما را با ضخیم‌تر کردن برگها و ذخیره آب برای روزهای سخت.

 از درخت بیاموزیم که:

همیشه رنج تازیانه آفتاب و سوزش گرمای کویری را تحمل کرده تا لذت سایه انداختن بر سر دیگر مخلوقات را بچشد.

 از درخت بیاموزیم و همچون او بر لب زمزمه کنیم که:

من درختم، ساقه‌ام نقش ستونی است به ایوان فلک

یک دوصد رنگ به رختم، من درختم

تشنگی، عمق دهد ریشه در خاک مرا

آفتاب، گر ندهد نور، تن پاک مرا

تن من خم نشود، لحظه‌ای عزمم کم نشود

سر خود را به فلک دارم و چشمم به ملک

قد خود اوج کنم تا که به نوری برسم

من درختم، تکیه بر دگری جمله حرام است مرا

خود تکیه‌گاهم همه را.

با تشکر از تمامی همکارانی که مانند درخت استوارند و الگوی موثری برای خود ،من و تمامی عاشقان وست ویژن  هستند.

دست حق یارتان

منبع: تیم آموزشی راه سبز

 

|+| نوشته شده توسط مدیر وبلاگ در سه شنبه نوزدهم دی 1385  |
 اگر میخواهید پیروز شوید آمار شکستهایتان را بالا ببرید

اگر میخواهید پیروز شوید آمار شکستهایتان را بالا ببرید

آیا میدانید متوسط ورودی از هر ۲۰ معرفی باید چند نفر باشد؟

اصولا باید ۳ نفر باشد . پس شما با ۱۷ تا نه! مواجه میشوید .

(یعنی ۱۷ تا شکست )

اگر ۲۰۰ تا معرفی داشته باشید ۱۷۰ بار شکست را تجربه

خواهید کرد ولی در عوض ۳۰ تا موفقیت کسب خواهید کرد

پس اگر میخواهید موفق شوید آمار شکست هایتان را بالا

ببرید.

البته اگر افرادی که برای معرفی می اورید به ترتیب

اعتبارشما باشند صد در صد آمار ورودی های شما

 بیشتر می شود.

منبع: تیم آموزشی وست ویژن

|+| نوشته شده توسط مدیر وبلاگ در چهارشنبه سیزدهم دی 1385  |
 تفاوت بين ليدر واقعي و شبه ليدر
تفاوت بين ليدر واقعي و شبه ليدر در برخورد آنها با زيرمجموعه ها و عكس العمل آنها در برابر محرك هاي خارجي است . و بد نيست تفاوتشان را از نزديك ببينيم و بشنويم.
 
راهنمايي :
 
ليدر واقعي : اگر مي خواهي زودتر به اهدافت برسي پيشنهاد مي كنم اين كار را بكني...
شبه ليدر : من ليدر تو هستم و حتماً بايد اين كار را بكني و گرنه ديگه ساپورتت نمي كنم.
 
تشويق كردن :
 
ليدر واقعي : خيلي خوب بود تو فلان مورد را بسيار زيبا انجام دادي
شبه ليدر : خيلي خوب بود نشون دادي زير مجموعه خودم هستي
 
تعريف كردن از خود :
 
ليدر واقعي : من در اين راه تا به حال پيروزي ها و شكست هاي زيادي را تجربه كردم.
شبه ليدر : من زير مجموعه هاي زيادي دارم و خيلي تا الان پول گرفتم .
 
انتقاد كردن :
 
ليدر واقعي : كارت خيلي خوب بود ولي چند تا مورد هم داشت كه اگر آنها را برطرف كني كارت بسيار  جالبتر خواهد شد.
شبه ليدر : كارت افتضاح بود ، گند زدي ، تو لياقت اين كار را نداري ، با اين كارها اگه تو موفق بشي من اسم خودم را عوض مي كنم.
 
دعا كردن :
 
ليدر واقعي : خدايا، كاري كن بچه ها موفق بشن، من دوست دارم همه آنها به سود برسند.
شبه ليدر : خدايا، كاري كن زودتر بچه ها ورودي بگيرند تا من پولدار بشم .
 
دلداري دادن :
 
ليدر واقعي : ناراحت نباش ، خدا با ماست، اگر بخواهي ميتواني اين مسئله را هم حل كني من هم هر كمكي از دستم بربياد برات انجام ميدم.
شبه ليدر : آخه چقدر بهت گفتم فلان كار رو نكن، گوش نكردي ديگه، قبول كن كه حقت هم همين بود، تا تو باشي كه ديگه از اين كارها نكني. به نظر من ، اين مشكلت به اين ساده گي ها حل نمي شه.
 
عكس العمل بعد از شنيدن اخبار منفي از زير مجموعه ها:
 
ليدر واقعي : چقدر خوب شد كه به من اعتماد داري و خيلي هم ممنونم از اينكه همه خبرها را به من مي رساني، بگو ببينم آيا همه اش همين ها بود ؟ اگر مورد ديگري هم هست بگو، من دوست دارم با من رك باشي.
شبه ليدر : حالا اين حرفها رو براي چي به من مي گي؟ خودت بايد يك جوري حلش كني . من وقت شنيدن اين جور اراجيف ها را ندارم . راستي هر وقت ورودي داشتي يه زنگ به من بزن.
 
جواب به تقاضاي زير مجموعه ها براي پرزنتور شدن :
 
ليدر واقعي : اين خيلي خوبه كه تو دوست داري مستقل باشي ، من هم با كمال ميل كمكت مي كنم.
شبه ليدر : چــــــــــــــــــــــــــي ؟ مي خواي پــــــــــــــــــرزنــــــــــــــــتور بشي؟ تو هنوز فرق بين دست راست و چپت رو نمي دوني! خيلي برات زوده ! تو هنوز صلاحيتش رو نداري، هر وقت موقعش رسيد خبرت مي كنم.
 
يك سوالي شده و ليدر جوابش را نمي داند.
 
ليدر واقعي : چه سوال جالبي ! اين اولين باره كه من به يك همچين موردي برخوردم. من در اين مورد اطلاعي ندارم به من اجازه بده از ليدرم بپرسم و جواب شما رو بدم.
شبه ليدر : تو هم عجب سوالهايي مي كني ، به جاي اين سوالها برو چند تا ورودي بگير . البته اين رو هم بگم كه من جواب سوالت رو ميدونم ولي فعلاً زوده كه تو اين جور چيزها رو بدوني.
 
شبه نتورك هاي پشه ايي
 
ليدر واقعي : من به زير مجموعه هام تعهد دارم و وارد هيچ نتوركي نمي شوم و نبايد بخاطر سود بيشتر خودم، آنها را به دردسر بي اندازم.
شبه ليدر : بابا زير مجموعه كيلويي چنده؟!؟ من بايد پيشرفت كنم و به هر قيمتي شده بايد به روياهام برسم ، تازه من كه در اين كار موفق بودم حتماً در اين يكي هم موفق مي شوم. يك زنگ به معرف هاي مستقيم و غير مستقيمم هم مي زنم تا آنها را هم وارد اين كار كنم. اِي ول به خودم، دوباره پورسانت مي گيرم.
منبع:تیم آموزشی وست ویژن
|+| نوشته شده توسط مدیر وبلاگ در چهارشنبه سیزدهم دی 1385  |
 صفات یک راهبر (لیدر) خوب (قسمت دوم)

در قسمت قبل در مورد منش و شخصیت و آن چه که باید درباره ی آن ها آموخت مطالبی را بیان کردیم. حال در این قسمت می خواهیم راههای دستیابی و بهتر کردن منش و شخصیت را مورد بررسی قرار دهیم.

* دنبال شکاف ها بگردید. 

          کمی وقت بگذارید و به جنبه های مهم زندگیتان (کار، ازدواج، خانواده و غیره) توجه نمایید، ببینید در کجای این ها با اشکالاتی روبرو هستید، در کدام یک تن به مصالحه داده اید، در کدام یک دیگران را نادیده گرفته اید و مواردی را که در دو ماه گذشته اتفاق افتاده اند، فهرست کنید.

 

* الگوها را پیدا کنید.

         به پاسخ هایی که لحظه ای قبل نوشتید، توجه کنید. آیا زمینه ای وجود دارد که در آن ضعیف باشید؟  آیا زمینه ای وجود دارد که در آن مسائل به طور مرتب بروز پیدا می کنند؟ اگر بتوانید الگوها را ردیابی کنید، می توانید مشکلات شخصیتی خود را تشخیص بدهید.

 

* با مسئله روبرو شوید.

       شروع ترمیم منش مربوط به زمانی است که به عیب و ایراد خود پی می برید، در مقام عذرخواهی بر می آیید و با پیامهای ناشی از اعمال و رفتارتان روبرو می شوید. فهرستی از همه ی کسانی تهیه کنید که به سبب رفتارتان به آن ها یک عذرخواهی بدهکارید. بعد صمیمانه از آن ها عذزخواهی کنید.

 

* بازسازی و ترمیم کنید.

       روبرو شدن با اقدامات گذشته یک مطلب است و ساختن آینده ی جدید مطلبی دیگر. حالا که زمینه های ضعیف خود را شناسایی کرده اید، برنامه ای طراحی کنید که اجازه ندهد دوباره اشتباهات خود را تکرار نمایید.

 

رهبری آن توانمندی و اراده ای است که انسان ها را برای رسیدن به یک هدف و مقصود بسیج می کند، منشی است که اعتماد و اطمینان را در دلها الهام می بخشد و منش و شخصیت درونی بزرگ تر از منش و شخصیت ظاهری و بیرونی است.

|+| نوشته شده توسط مدیر وبلاگ در شنبه نهم دی 1385  |
 

اعتماد به نفس

 



*به خودتان عشق بورزید.


خود را تشویق و ستایش کنید.



از خود به خوبی یاد کنید.


اعتماد به نفس، خودپرستی نیست.



خود را سرزنش نکنید .


خوشحالی یعنی احساس خوب درمورد خود داشتن .



با جسم خود خوب رفتار کنید.


احساس گناه: بزرگترین مانع



سلامت باشید.


فداکاری بیش از حد= عدم توجه به خود.



دگرگون شوید .


بیماری =نیاز به جلب توجه دیگران.



به خود برسید.


بیان و ذهنیت مثبت داشته باشید.



احساس شایستگی کنید.


*همیشه در جیب خود پول داشته باشید.



از مواهب الهی لذت ببرید.


آنچه دارید یادآوری کنید.



نظر خود را اعلام کنید .


همیشه تبسمی بر لب داشته باشید.



عذر تراشی نکنید .


*تنفس عمیق را تمرین کنید؛خوب بخوابید.



بر خود مسلط باشید.


ارتباط با خدا و نیروی توکل.


کمک به دیگران.


*خود را به دیگران وابسته نکنید.



بازیچه نشوید .


*حالت بگیرید(حالت کسانی که موفقند)



کسی را تحقیر نکنید .


برای خود ارزش و احترام قائل باشید.



از خدا هدایت بطلبید .


سعی نکنید همه را از خود راضی نگه دارید .



*همه را ببخشید(دیگران و خود را)


برای قدرتمند شدن یکدیگر را تحسین کنید .



به دیگران عشق بورزید.

 
از خوبی دیگران قدردانی و تشکر کنید.


در همه حال شکرگزار باشید.


*درباره اعتماد به نفس فکر کنید.



*تکرار و تلقین را جدی بگیرید.


در فرهنگ لغات خود شکست را تجربه معنی کنید.



مسوولیت پذیر باشید.


سرعت راه رفتن خود را 25% افزایش دهید .



در تصمیمهای خود تأخیر نیندازید.


کتابهای الهام بخش بخوانید.



*رهبر باشید.


مانند آدمهای متشخص عمل کنید.



هدیه را بپذیرید .


به دیگران احترام بگذارید.



دوستان خود را تغییر دهید.


*لباس خود و فرزندتان را تغییر دهید.



قاطعانه نه بگویید.


در پی کسب موفقیت باشید؛هر چند کوچک .



احساسات خود را ابراز کنید.


انتظارات و خواسته های خود را واضح بگویید.



در ردیفهای جلو بنشینید.


به چشمهای مخاطب خود به نرمی نگاه کنید.



هدیه بدهید.

 


فراوان گوش کنید و زیاد حرف نزنید.



تبریک و تسلیت بگویید.


برای اعتماد به نفس زمان بگذارید.



حمایت خانواده را برانگیزید.


از بحث کردن جدا اجتناب کنید .

|+| نوشته شده توسط مدیر وبلاگ در پنجشنبه هفتم دی 1385  |
 صفات یک راهبر (لیدر) خوب (قسمت اول)

تبدیل به یک راهبر خوب شدن از درون آغاز می شود. اگر درون مهیایی پیدا کردید،بیرونتان هم مهیا می شود. این گونه است که افراد از شما تبعیت می کنند. وقتی این اتفاق بیفتد، می توانید هر کاری را در این جهان انجام دهید. قبل از این که صفات یک راهبر خوب را مشخص کنیم، ذکر این نکته را لازم می دانیم که:   هر کدام از شما در مجموعه ی خود یک راهبر هستید و هر کدام از افراد مجموعه ی شما برای انجام هر کاری ابتدا به شما می نگرند.

حال اولین صفت یک راهبر خوب را بررسی می کنیم:

                                                      شخصیت:

    نحوه ی برخورد یک راهبر با شرایط زندگی مطالب زیادی را درباره ی منش و خصوصیات شخصیتی او بروز می دهد. بحران ها لزوماْ منش سازی نمی کنند، اما منش را نشان می دهند. ناملایمات در حکم دوراهی های حساسی هستند، که سبب می شوند شخص یکی از دو راه را انتخاب کند: منش و در غیر این صورت سازش و مصالحه. هر بار که شخص منش را انتخاب می کند،قوی تر می شود. رشد و اعتلای منش و شخصیت در دل رشد و اعتلای ما نه به عنوان یک راهبر، بلکه به عنوان یک انسان نهفته است.

     و اما آنچه باید در مورد منش و شخصیت آموخت:

۱ـ منش و خصلت چیزی فراتر از صحبت کردن است. 

      هر کس می تواند بگوید که از استحکام شخصیت برخوردار است، اما عمل نشانه ی واقعی شخصیت و منش است. منش و شخصیت شما مشخص می کنند که کی هستید. هویت شما آنچه را که می بینید تعیین می کنند و آنچه را که می بینید تعیین کننده ی اعمال و کردار شما هستند. به همین دلیل هم هرگز نمی توانید منش و شخصیت یک راهبر را از اعمال و رفتارش جدا کنید. اگر اقدامات و قصد و نیت یک راهبر پیوسته در تناقض با یکدیگر باشند، باید به شخصیت او نگاه کنید تا علت را تشخیص دهید.

۲ـاستعداد نعمتی خداداد است اما منش و شخصیت به انتخاب شماست.

        ما روی بسیاری از مقولات زندگی کنترل نداریم. مثلا ما پدر و مادرمان را انتخاب نمیکنیم. ما محل تولد و رشد و بالندگی خود را مشخص نمی سازیم. بهره ی هوشی نیز دست ما نیست اما منش و شخصیت خود را انتخاب می کنیم. در واقع هر گاه انتخاب می کنیم منش را خلق می کنیم. در طول زندگی هر گاه دست به انتخاب می زنید همچنان به خلق منش خود ادامه می دهید.

۳-منش و شخصیت باعث می شود در دل مردم جا باز کنید.

       رهبری راستین همیشه با مردم سر و کار دارد. ضربالمثلی است که می گوید اگر فکر می کنید که در حال رهبری هستید و کسی از شما تبعیت نمی کند در این صورت ول معطلید. پیروان به رهبرانی که می دانند منش خوبی ندارند اعتماد نمی کنند و به تبعیت از آنها ادامه نمی دهند.

۴-رهبران نمی توانند از محدودیت های شخصیتی خود فراتر روند.

        آیا تاکنون دیده اید که اشخاص کاملا" موفق ناگهان پس از رسیدن به درجه ای از موفقیت سقوط کنند جان کلام و غلت را باید در منش جستجو نمود. استیون برگلاس روانشناس دانشکده پزشکی هاروارد و نویسنده ی کتاب نشانگان موفقیت می گوید اشخاصی که به اوج می رسند اما فاقد شخصیتی قوی هستند که آنها را در شرایط استرس حمایت کند محکوم به شکست هستند. برگلاس معتقد است که این اشخاص به چهار سرنوشت دچار می شوند: خودبینی و تکبر احساسات دردناک تنهایی ماجراجوییویرانگر یا روابط نامشروع. هر یک از اینها بهای وحشتناکی است که شخص به خاطر منش و شخصیت ضعیف خود می پردازد.

|+| نوشته شده توسط مدیر وبلاگ در سه شنبه پنجم دی 1385  |
 
                              سوال و جواب:
 
 
 

سوال: چطور انگيزه شخص را برای ورود تقويت نماييم ؟


جواب: بايد واقعيت را به طرف بفهمانيم و او را از وضعيتي كه در آن به سر ميبرد و خبر ندارد آگاه کنيم. بايد به او بفهمانيم كه نيازها و جهان با چه رشد تصادي اي از ما پيشي گرفته اند و ما چقدر عقب هستيم . جمله اي بگوييد كه:

 ۱- طرف بد بودن وضع موجود را درک كند.

 ۲- بخواهد تصميم بگيرد كه شرايط خودش را عوض كند .

 


سوال: يكي از مشكلات اين است كه ديگران ما را باور نميكنند چون تازه وارد هستيم و هنوز موفق نشديم ، راه حلش چيست ؟


جواب: ما يك پتانسيل نهفته در مجموعه داريم كه اسم آن پتانسيل جمع است . كساني كه شخصيت تاثيرگزار دارند و به سود رسيده اند را بياوريد تا كارFollowرا انجام بدهند . يعني دوستان را جمع كنيد تا  گروهيFollow Up داشته باشيم . اين كار نيم ساعت وقت هم نميبرد .


سوال: يكي خودش پر از انرژي است اما دايركتهايش اصلا وقت نميگذارند چرا ؟

 

جواب: به دو دليل:۱- افراد موقعي که کسي را ورودي ميکنند ، با گفتن يکسري جملات و كلمات اغراق آميز ، تعهدات طرف مقابل را كم مي‌كنند . مثلا ميگويند تو بيا و روزي نيم ساعت وقت هم بگذار يا تو بيا و بقيه اش را به من بسپار . اما بايد طرف را موقع خريد ، روشن كنيم و بگوييم كه با روزي يكي دو ساعت وقت گذاشتن هم امكانپذير هست ، اما براي اينكه نتيجه‌ دلخواه بگيري بايد خيلي وقت بگذاري مثلا فقط سه روز مرخصي بگيري تا آموزشهايت را تمام كني و...

 ۲- بايد اهدافش را تقسيم بندي كنيم . بايد مشكلات طرف را جلوي چشمش بياوريم . بايد آرزوهايش را به يادش بياوريم اما روي آرزوهاي خيلي بزرگ و دست نيافتني تاكيد نكنيم در عوض آرزوهاي قابل دسترسش را يادآوري کنيم . مثلا بگوييم :  تو نميخواهي بدون دغدغه خاطر، سالي يك ماه مسافرت به خارج داشته باشي ؟ یا بدون دغدغه پیش خانواده خود باشی ؟؟؟

منبع : وست کاشان

|+| نوشته شده توسط مدیر وبلاگ در جمعه یکم دی 1385  |
 
 
بالا